مقایسه تمرین هوازی، مقاومتی و موازی بر تغییر پذیری ضربان قلب در مردان سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک
نویسندگان
1 دانشیار گروه فیزیولوژی ورزشی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
2 دانشجوی دکتری فیزیولوژی ورزشی، گروه تربیت بدنی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد، واحد ساری، ساری، ایران
3 دانشیار گروه فیزیولوژی ورزشی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
doi
10.22038/jpsr.2026.92261.2748چکیده
هدف: تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) یکی از شاخصهای مهم عملکرد سیستم عصبی خودکار و تعادل میان شاخههای سمپاتیک و پاراسمپاتیک است که در افراد سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک بهطور قابلتوجهی کاهش مییابد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثر تمرینهای هوازی، مقاومتی و موازی بر مؤلفههای HRV در مردان سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک بود.روشبررسی: در این مطالعه نیمهتجربی، ۴۰ مرد سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک به صورت تصادفی در چهار گروه تمرین هوازی، مقاومتی، موازی و کنترل تقسیم شدند. برنامههای تمرینی بهمدت دوازده هفته و سه جلسه در هفته اجرا گردید. شاخصهای HRV شامل HF، LF، RMSSD، SDNN، HR و LF/HF پیش و پس از مداخله اندازهگیری شدند. تحلیل دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و آزمونهای t همبسته درونگروهی انجام شد (0/05>p). یافتهها: نتایج آزمون Wilks’ Lambda نشان داد اثر گروه بر ترکیب مؤلفههای HRV معنیدار بود (0/001>p). بین گروههای تمرینی، تفاوت معنیداری در HF (p=0/002)، HR (p=0/001)، LF (p=0/001)، LF/HF (p=0/004)، RMSSD (p=0/001) و SDNN (p=0/001) مشاهده شد (0/05>p). همچنین تمرین هوازی بیشترین اثر را بر شاخصهای HF و RMSSD و تمرین موازی بیشترین تغییر را در SDNN، HR، LF و نسبت LF/HF ایجاد کرد. تمرین مقاومتی موجب بهبود محدودتر در RMSSD و SDNN شد. نتیجهگیری: بنا بر نتایج، هر سه نوع تمرین موجب بهبود فعالیت سیستم عصبی خودکار شدند، اما تمرین موازی با ترکیب محرکهای هوازی و مقاومتی بیشترین تأثیر را در بهبود تعادل سمپاتیک–پاراسمپاتیک نشان داد. ازاینرو میتوان تمرین موازی را بهعنوان رویکردی کارآمد در بازتوانی قلبی–عروقی مردان سیگاری مبتلا به سندرم متابولیک توصیه نمود.