طراحی مدل مفهومی تأمین منابع مالی شهرهای هوشمند با رویکرد دادهبنیاد (مورد مطالعه: شهرداری تهران)
نویسندگان
1 استادیار، گروه برق، الکترونیک و مخابرات، دانشکدۀ مکانیک، برق و کامپیوتر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری مدیریت فناوری اطلاعات، گروه مدیریت صنعتی، فناوری اطلاعات و تکنولوژی، دانشکدۀ مدیریت، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه مدیریت مالی، بانک و بیمه، دانشکدۀ مدیریت، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2024.427556.1438چکیده
مقدمهبه منظور رفع معضلات شهری، مفاهیم شهر هوشمند جهش قابل ملاحظهای در دیدگاهها و راهکارهای مرتبط ایجاد کرده و ضرورت استفاده از راهحلهای هوشمندانه و بهرهبرداری از قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات جهت تبدیل شهرها به نیرویی مثبت برای زندگی پایدار، توجه به شهر هوشمند را افزایش داده است. یک شهر زمانی هوشمند است که سرمایهگذاری در سرمایۀ انسانی، اجتماعی و زیرساختهای ارتباطی سنتی (حملونقل) و مدرن (فناوری اطلاعات و ارتباطات) به رشد اقتصادی پایدار و کیفیت بالای زندگی منتج شود. تمرکز بر این تعریف بیشازپیش نقش سرمایهگذاری و در کل، تأمین منابع مالی در شهرهای هوشمند را نمایان میسازد. تأمین مالی پروژههای شهر هوشمند در حال حاضر به میزان قابل توجهی بر اساس بودجۀ فعلی شهرداری تهران انجام شده و حوزههای مختلف سرمایهگذاری نقش چندانی در پروژههای یادشده ایفا نکرده و موضوعات مختلف مربوط به تحریم تکنولوژیکی کشور بر این فرایند تأثیرگذار بوده است. لازمۀ تأمین مالی این شهرها فاصله گرفتن از تأمین مالی سنتی و استفاده از رویکردهای جدید تأمین مالی است که در این پژوهش نیز موارد مختلفی از اینگونه رویکردها بررسی شدهاند. پژوهش حاضر به دنبال آن است که با طراحی یک مدل مفهومی دادهبنیاد، عوامل تأثیرگذار در تأمین منابع مالی پروژههای فناوری اطلاعات در شهر هوشمند را شناسایی کند.مواد و روشهاپژوهش حاضر از نظر هدف، پژوهشی کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، کتابخانهای و میدانی است. برای جمعآوری دادهها و اطلاعات مورد نیاز، از نمونهگیری به روش گلولهبرفی استفاده شده است که به طور همزمان دادهها، گردآوری و تحلیل شده و انتخاب نمونههای بعدی بر اساس تحلیل دادههای قبلی انجام شده است. به منظور تعیین مؤلفههای پژوهش، از روش بررسی مستندات و مصاحبههای باز و نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان و مشاوران مختلف استفاده شده و جمعبندی مصاحبهها نیز با استفاده از روش دادهبنیاد صورت گرفته است. برای بررسی روایی مصاحبهها، پس از طراحی چارچوب مصاحبه، از چهار نفر متخصص در زمینۀ پژوهش، نظرخواهی و تغییرات لازم مطابق نظرات آنها اعمال شد. در هر مصاحبه، نظرات افراد از طریق پرسشهای باز دریافت و سپس پاسخها یادداشت و کدگذاری شده و به منظور محاسبۀ پایایی مصاحبهها، از روش توافق موضوعی دو کدگذار، استفاده شده است.یافتههادر این پژوهش مراحل نظریۀ دادهبنیاد در سه مرحله به صورت ۱) مطالعه و جمعآوری دادههای اولیه؛ ۲)مصاحبۀ نیمهساختاریافته با خبرگان؛ ۳) کدگذاری دادهها برای دستیابی به مفاهیم، مؤلفهها و برقراری روابط بین آنها انجام شد که بر ایناساس، سه نوع کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفت. در مرحلۀ کدگذاری باز تعداد ۲۱۰ نکتۀ کلیدی به همراه ۷۹ کدباز شناسایی شد. کاهش زمان انعقاد قرارداد، نظام حاکمیتی قراردادها، تغییر نوع نگاه به مقولۀ تأمین مالی و تفکیک پیمانکار و سرمایهگذار، افزایش اهمیت به سود پروژهها، مشکلات رویههای دستوپاگیر، کیفیت مطالعات اولیۀ پروژهها و اطمینان نسبت انجام مطالعات اولیه، وجود حس اعتماد و بسترهای فعلی تکنولوژی تعدادی از کدهای شناساییشده طی انجام مصاحبهها هستند. در مرحلۀ کدگذاری محوری نیز تعداد ۲۴ مقولۀ فرعی شناسایی و در مرحلۀ کدگذاری انتخابی نیز بر اساس این مقولهها، مقولههای کلی مدل مفهومی دادهبنیاد در قالب شرایط علّی، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها شناسایی شد.نتیجهگیرینتایج تحقیق بیانگر آن است که با توجه به شرایط اقتصادی فعلی و شاخصهایی نظیر نرخ تورم، نرخ برابری ارز و.... عوامل اقتصادی به عنوان شرایط علّی باید مد نظر قرار گیرد و مواردی نظیر مدیریت ریسک، ویژگیهای مهارتی و رفتاری مدیریت، منابع مالی در دسترس، مدیریت قراردادها و ساختار مالی را به عنوان سایر شرایط علّی میتوان نام برد. پیش از ورود به تأمین منابع مالی پروژهها، باید شرایط زمینهای فراهم شود؛ مدیریت چرخۀ عمر طرح یکی از این موارد است. هر طرح یا پروژۀ هوشمندسازی از ابتدا که تعریف، برنامهریزی و اجرا میشود، دارای طول عمر مشخصی بوده و بیشک استفاده از هر مکانیزم تأمین مالی طی عمر مفید آن قابل تعریف بوده و گهگاه افزایش زمان پروژه بر مکانیزمهای اولیۀ تعریفشده در اینخصوص تأثیر بسزایی خواهد داشت. مدیریت تکنولوژی، ماهیت پروژههای هوشمندسازی، میزان در دسترس بودن دادهها سایر شرایط زمینهای است که در این مدل شناسایی شدهاند. شرایط مداخلهگر در مدل دادهبنیاد شرایطی است که بر راهبردها تأثیر میگذارند. عوامل سیاسی، ساختار سازمانی، مدیریت بدهی، مدیریت ذینفعان و مدیریت نوآوری به عنوان شرایط مداخلهگر تعریف شده و همچنین توسعه و بهکارگیری دقیق مدلهای کسبوکار، آموزش و فرهنگسازی مدیران در خصوص روشهای مختلف تأمین منابع مالی و بهبود نظام حکمرانی مالی و اجرایی نیز به عنوان راهبردهای مدل تعریف شدهاند.