شناسایی مؤلفه‌ها و شاخص‌های شهرسازی خانواده‌مبنا در محله‌های اسلامی‌ ایرانی

نویسندگان

1 دانشیار گروه شهرسازی دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران

2 پژوهشگر دورۀ دکترای تخصصی شهرسازی اسلامی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران

3 دانشیار گروه معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22034/uep.2024.430285.1445
چکیده

مقدمهاز مهم‌ترین مسائل پیش ‌روی محله‌های جدید با الگوهای شهرک مسکونی، آپارتمان، برج‌های مسکونی، بلوک‌های مسکونی، مجتمع‌های مسکونی مخاطرات اجتماعی‌ فرهنگی، از دست رفتن مطلوبیت کارکرد محله [1]، از بین رفتن سلسله‌مراتب و محرمیت، دور شدن خدمات محله‌ای، بی‌توجهی به مقیاس انسانی و عدم رعایت مدول و پیمون عرصه‌ها، کاهش فضای مناسب در مرکز محله برای گذران اوقات فراغت خانواده‌، کاهش تعاملات اجتماعی [2] است.از طرفی، ظهور روزافزون رویکردهای جدید در زمینۀ شهرسازی، هر بار با تمرکز بر قشر خاصی از جامعه ارائه می‌شود، مانند شهر دوست‌دار کودک، شهر دوست‌دار سالمند، شهر دوست‌دار زنان، شهر دوست‌دار معلولان و موارد مانند آن، بیانگر این است که تقاضای جامعه برای حل مسائل موجود، با رویکردهای قبلی به‌درستی پاسخ داده نمی‌شود. و جامعه نیاز به رویکردی جدید دارد که با در نظر داشتن واحد اجتماعی «خانواده» به طور یکپارچه و همه‌جانبه به جامعه بنگرد و نیازهای تک‌تک افراد را پاسخ بدهد. این مفهوم با بنیان‌های فکری جامعۀ ایرانی‌ اسلامی منطبق و ملموس‌تر است. همچنین، خانواده، طیفی از گروه‌های مختلف سنی و جنسی را دربرمی‌گیرد و به‌ کار ‌بردن چنین رویکردی، نیازها و تمایلات همۀ این طیف را مد نظر قرار خواهد داد. یکی از اولین گام‌ها برای تبیین یک مدل نظری و معرفی یک رویکرد جدید، یافتن مؤلفه‌ها و شاخص‌های مربوط به آن است. بنابراین هدف از انجام این پژوهش، یافتن مؤلفه‌ها و شاخص‌های شهرسازی خانواده‌مبنا در محله‌های ایرانی‌ اسلامی است. لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخ‌گویی به این سؤال است که مؤلفه‌ها و شاخص‌های شهرسازی خانواده‌مبنا در محله‌های ایرانی‌ اسلامی کدام‌اند؟ مواد و روش‌هاپژوهش حاضر از نظر روش، تحلیل محتوای کیفی است. جامعۀ آماری این پژوهش، تمام متون مرتبط هستند. نوع پژوهش از حیث هدف، بنیادی و توسعه‌ای است. در این پژوهش به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش‌های اسنادی (کتابخانه‌ای) استفاده شده است. به این صورت که برای بیان مفاهیم نظری و تبیین مؤلفه‌ها و شاخص‌های پژوهش در زمینۀ «سیر تحول خانواده در فرهنگ ایرانی»، «خانواده از منظر اسلام»، «روابط چهارگانۀ انسان در عرفان»، «محلۀ اسلامی‌ ایرانی»، «نیازهای خانوادۀ مسلمان در محله‌های اسلامی‌ ایرانی» بر اساس روابط چهارگانۀ انسان در عرفان و همچنین پیشینۀ تحقیق، از روش اسنادی استفاده شده است و به منظور تجزیه‌و‌تحلیل اطلاعات، با توجه به اینکه اطلاعات به‌دست‌آمده کیفی هستند، به کمک تفکر و تعقل و منطق به تجزیه‌و‌تحلیل آن‌ها و مدل‌سازی پرداخته شده است. یافته‌هاخانوادۀ مسلمان ایرانی دارای شاخص‌های ویژه‌ای است، لذا نیازها و الزامات خاصی را می‌طلبد. الزاماتی که ‌باید در فرایند مدیریت، برنامه‌ریزی و طراحی شهری مورد توجه قرار گیرد و تأمین شود. از آنجا که الگوهای رایج جدید شهرسازی غالباً الگوهایی هستند که از کشورهای غربی و فرهنگ‌های غیرمسلمان وارد کشور شده‌اند و مورد استفاده قرار می‌گیرند، لذا متناسب با الگوی خانوادۀ غربی غیرمسلمان هستند و در پاسخ به کارکردها و نیازهای آنان ایجاد شده‌اند. لذا نه تنها پاسخی برای کارکردها و نیازهای خانوادۀ مسلمان ایرانی ندارند، بلکه اثرات مخربی نیز بر سبک زندگی و کارکردهای آن تحمیل کرده‌اند. به عنوان نمونه، می‌توان به نیازهای اجتماعی خانوادۀ مسلمان ایرانی اشاره کرد، که در مبانی اسلامی از آن با عنوان صلۀ ارحام یاد می‌شود. پاسخ دادن به این نیاز در مسکن‌های امروزی که فقط اهداف اقتصادی در ایجاد آن نقش دارند و متناسب با سبک زندگی خانوادۀ مسلمان ایرانی نیستند، دشوار و در مواردی غیرممکن است. در فرایند تبیین مفهوم شهر ایرانی‌ اسلامی، ملاحظه شد که تعاریف، مبتنی بر جامعه‌شناختی فردمحور است. تعریف سرانۀ کاربری‌ها بر اساس هر فرد در نظام برنامه‌ریزی شهری غربی که در کشور ما نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، نشان از تأثیر نگاه فردمحور دیدگاه‌های جامعه‌شناختی بر شهرسازی دارد؛ نگاهی که فرد را مبنای اختصاص کاربری و فضا قرار می‌دهد. از طرفی در مدل «ابعاد شهرسازی در محله‌های اسلامی‌ ایرانی»، فقط در بُعد اجتماعی‌ فرهنگی، آن هم فقط با شاخص بُعد خانوار، سعی دارد تا حدودی به مفهوم خانواده توجه کند، در حالی که خانوار یک مفهوم جمعیت‌شناختى است و خانواده مفهومى است جامعه‌شناختی. بنابراین برای تبدیل شدن به مدل «ابعاد شهرسازی خانواده‌مبنا در محله‌های اسلامی‌ ایرانی»، نیاز به تغییری دارد تا نهاد خانواده نیز در آن لحاظ شود. در مدل مفهومی پژوهش به دلیل اهمیت و تأثیرگذار بودن قوانین دین اسلام بر تمام مؤلفه‌های شهر و همچنین خانواده، مؤلفه‌های پژوهش که قوانین اسلام را در چهار دسته تقسیم می‌کنند، در مدل مفهومی به عنوان چهار وجه اصلی مدل قرار دارند و مفاهیم مرتبط با هریک از آن‌ها در لایۀ اول مدل قرار می‌گیرند. در لایۀ بعدی، ترجمان این مفاهیم در محلۀ اسلامی‌ ایرانی قرار گرفته و در لایۀ آخر نیز الزامات و ملاحظات خانوادۀ مسلمان ایرانی بر آن اعمال شده ‌است که درنهایت به محلۀ اسلامی‌ ایرانی شکل می‌دهند. نتیجه‌گیریمفهوم خانوادۀ مسلمان ایرانی، با اثرپذیری از فرهنگ، ارز‌ش‌ها و مبانی اسلامی، الگو و سبک متفاوتی از زندگی را دارد که الزامات خاص خود را می‌طلبد. الزاماتی که بر ابعاد گوناگون اجتماعی‌ فرهنگی، اقتصادی، زیست‌محیطی، کالبدی‌ فضایی، کاربری و دسترسی شهر و محله اثر مستقیم دارد و الگویی منحصربه‌فرد را می‌طلبد. بنابراین در جدولی رابطۀ بین مؤلفه‌های چهارگانۀ پژوهش با ابعاد شهرسازی در محله‌های اسلامی‌ ایرانی ارائه می‌شود و راهبردهای پیشنهادی در هر یک از این ابعاد، به تفکیک مؤلفه‌های چهارگانۀ پژوهش تبیین می‌شود. نمونه‌هایی از آن به طور مختصر عبارت‌اند از: نزدیکی محل اشتغال و زندگی. آموزش‌های شغلی کودکان در محله با پارک مشاغل کودک و مانند آن. عملکردهای محله مناسب رشد شخصیتی، دینی و اخلاقی خانواده مخصوصاً کودکان. فضای مناسب فراغتی کوتاه‌مدت در خانه. فضاهای مناسب گذران اوقات فراغت خانواده در محله. محیط مناسب ورزش در خانه. فضای مناسب ورزش خانواده در محله. محیط آرامش‌بخشِ خانه. محیط خانه مناسب انس الفت خانواده. فضای مناسب خلوت و تفکر در خانه و موارد مانند آن.