بررسی جایگاه حقوقی حق به شهر در مصوبههای شورایعالی شهرسازی و معماری ایران با تأکید بر روششناسی طرحهای توسعۀ شهری
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 گروه شهرسازی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2024.442219.1460چکیده
مقدمهقوانین و مقررات شهرسازی توسط دستگاههای مختلفی تدوین میشوند؛ مجلس شورای اسلامی هیئت وزیران وزارت مسکن و شهرسازی شورایعالی معماری و شهرسازی و شوراهای اسلامی شهرها به عنوان دستگاههای تدوین قوانین و مقررات و شهرداریها و سازمانهای تابعۀ وزارت مسکن وزارت راه و دستگاههای تابعۀ وزارت نیرو دستگاههای تابعه به عنوان مجریان این قوانین به شمار میآیند. در مقیاس عینی برآیند تبعیت نکردن از مبانی حقوقی بهویژه اصول و اقتضائات عام قانونگذاری در سیاستهای نظام اجرایی (بخش شهرسازی) و متقابلاً برنامهگریزی و نادیدهانگاری جایگاه اصول اهداف و ماهیت موضوع شهرسازی در نظام حقوقی اعم از تقنینی و قضایی در شکل و سیمای مغشوش کالبدیـ فضایی نظام سکونتگاهی و عدم تحقق اهداف طرحهای توسعۀ شهری و برخورد رویۀ قضایی مشهود است. با بررسی و ارزیابی سیاست شهرسازی و معماری کشور در یک فرایند زمانی مکانی و موضوعی عوارض شواهد و مستندات پدیدارشده نشان میدهد سند ضوابط شهرسازی و معماری طرحهای توسعۀ شهری از نظر حقوقی از مهمترین اجزای این طرحها بوده و نسبت به دیگر قسمتهای طرح واجد ارزش حقوقی و الزامآوری بیشتری هستند. قسمتی از این ضعف ناشی از وجود ایرادها یا مسائل انکارناپذیر است که تعبیر مناسب و فراگیر برای آن عنوان «ناکارآمدی نظام حقوقی شهرسازی» است که پیامد آن قانونگریزی، تمایل کم به قانونپذیری و بیعدالتی است. با توجه به مطالب یادشده این سؤال مطرح میشود جایگاه حق به شهر در مصوبههای شورایعالی شهرسازی و معماری ایران در روششناسی طرحهای توسعۀ شهری ایران تا چه اندازه رعایت شده است؟ مواد و روشهاروش تحقیق حاضر از لحاظ غایت تحقیق یک تحقیق کاربردی به شمار میآید، زیرا با به انجام رسیدن مطالعات، نتایج آن در چگونگی برنامهریزی شهری و نحوۀ مطالعه، بررسی و تهیۀ طرحهای شهری قابل استفاده خواهد بود. نوع استدلال بهکاررفته در این تحقیق بر شیوۀ استقراییـ قیاسی استوار شده است. این نوع استدلال علمیترین شیوه است. به اینترتیب امروزه در روش علمی مهمترین جنبههای روش قیاسی و استقرایی ترکیب میشود و مورد استفاده قرار میگیرد. در این راستا، چارچوب و جهتگیری تحقیق با تمسک به قضایا و معلومات کلی تعیین شد و به موجب آن مسئلۀ تحقیق، هدف اصلی، سؤال اصلی، ابزارها و روشهای انجام تحقیق تعیین و تبیین شدند. در ادامه با استفاده از استدلال استقرایی و چارچوبهای تعیینشده در طرح تحقیق اطلاعات مورد نیاز تهیه و در دستهبندی مناسب ارائه شد. در این خصوص راهکار دستیابی به اطلاعات قابل تطبیق، استفاده از اطلاعات وضع موجود و پیشنهادی طرحهای مصوب توسعۀ شهری در ادوار متوالی است که به آن پرداخته شده است. اطلاعات دیگر از بررسی منابع موجود و بررسیهای مستقیم محقق در این خصوص جمعآوری و تهیه شده است. در نهایت نیز با استدلال قیاسی و بهرهگیری از اطلاعات گردآوریشده، بررسیها با تمسک به عقل و قضایای کلی مورد جمعبندی قرار گرفته که نتیجۀ آن به شکل ارائۀ علل و ریشههای مشکلات در روششناسی طرحهای توسعۀ شهری در ایران، در تهیۀ طرحهای توسعۀ شهری و راه حلها از منظر حق به شهر در سیاستگذاری شورایعالی شهرسازی و معماری ایران، بیان شده است. یافتههانتایج تحقیق نشان داد در مجموع و در میان کلیۀ منابع مورد بررسی، بیشترین درصد فراوانی و تأکید موضوعی، بر محورهای نقد رویکرد (31 درصد)، نقد فرایند (27 درصد)، تحققپذیری (14 درصد) و نقد ابزارها و روشهای طرحهای توسعۀ شهری (10 درصد) پیریزیشده که نشاندهندۀ تأکید اصلی اساتید و حرفهمندان این رشته بر این حوزهها است. بدیهی است بخش قابل توجهی از عوامل مؤثر بر عدم تحقق طرحهای توسعۀ شهری، مربوط به سه حوزۀ دیگر رویکردها و فرایندهای نادرست و ابزارها و روشهای نامناسب است. هم از این روست که جهتگیری اصلی این پژوهش، بر پایۀ اصلاح سهگانۀ رویکرد، فرایند و ابزار طرحهای توسعۀ شهری با استفاده از دانش آیندهپژوهی است. با این توضیحات، در ادامه به تفکیک در هر یک از این سه حوزه، به فراتحلیل وضعیت مؤلفههای هر دسته پرداخته شده و مهمترین نتایج آنها استخراج میشود. در فراتحلیلِ نقد «رویکرد» طرحهای توسعۀ شهری مهمترین عواملی که برشمرده خواهد شد، در قالب پنج دسته طبقهبندی میشود: • عدم کارایی بهینه• فقدان جامعنگری• محدودیت شناختی و محدودیت اطلاعات • عدم پیشبینی صحیح آینده• مشکلات ساختاری و محتوایی نتیجهگیرییکی از اقدامات مهم اصلاح، شرح خدمات تهیۀ طرحها است که در ادامه، کلیات شرح خدمات پیشنهادی این مقاله به همراه اسناد تولیدی آنها ارائه شده است. در این نوع تحقیقات روشهای استقرایی و قیاسی با هم ترکیب میشوند. نحوۀ بهکارگیری ایـن پارادایم در قسمتهای مختلف تحقیق به این قرار بود که مفاهیم و انواع طرحها، بررسی میزان مؤفقیت طرحها در ایران، همگراییها و واگرایی در طرحهای توسعۀ شهری و مانند آن در چارچوب روش استقرایی و به بیانی در دنیای عینی انجام شد و ریشهیابی علل مشکلات در روششناسی طرحها و جمعبندی، مقایسۀ تطبیقی و ارائۀ نظریه و متدهای جدید برنامهریزی از طریق روش قیاسی و در دنیای ذهنی انجام پذیرفت. در واقع تحقیق حاضر از یکسو از پارادیم اثباتگرا و از سوی دیگر، از پارادایمهای نو اثباتگرا و پدیدارشناسی بهرهمند شد. با انجام این تحقیق، ضمن به دست آمدن نقشههای لازم برای انجام مطلوب طرحهای توسعۀ شهری، شرایط برای نظارت بر کیفیت انجام را نیز فراهم میکند و بستر شناخت هر چه بهتر نتایج مفید طرح مهیا میشود. این تحقیق به کارفرما و یا استفادهکنندگان از نتایج این پژوهش این امکان را میدهد تا معیارهایی برای ارزیابی دقت، صحت و روایی و اعتبار انجام طرحهای توسعۀ شهری در ایران از منظر حقوقی حق به شهر به وجود بیاید.