تدوین مدل مفهومی پدیدۀ خانههای خالی: یک مرور سیستماتیک
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشیار، گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22034/uep.2024.435686.1454چکیده
مقدمهدر سطح جهانی، از زمان بحران مالی در سال 2008، سرمایهای کردن و سفتهبازی مسکن در جغرافیا گسترش یافته، در اقتصاد سیاسی تعمیم یافته و در سیستم نظارتی جا افتاده است [1]. اما وجود خانههای خالی از سکنه در کشورهای مختلف جهان و کشور ما در کنه طبیعت خود مسئله محسوب نمیشود. آنچه در این زمینه چالشبرانگیز است، نرخ متوسط خانههای خالی در کشور و مقایسۀ آن با میانگین جهانی و نرخ طبیعی خانههای خالی است. با وجود اختلاف قابل توجه، فرضیۀ نگاه سرمایهای به مسکن و احتکار مسکن در کشور مطرح میشود (نگارندگان، 1402). خانههای خالی به عنوان نشانهای از کاهش جمعیت، اثرات منفی بر یک محله از نظر اقتصادی، امنیتی و مدیریت شهری دارند [2]. خانههای خالی بدون مراقبت میتوانند مشکلات مختلفی را در یک محله ایجاد کنند، از جمله آسیب رساندن به چشمانداز، افزایش خطرات ریزش ساختمان، و آتشسوزی. آنها همچنین میتوانند منجر به بهداشت نامناسب ناشی از تخلیۀ غیرقانونی و حیوانات انگلی شوند و یا به محل پرورش جنایت تبدیل شوند، بهویژه در مناطق مسکونی با تراکم بالا این عوارض میتواند بسیار جدی باشد [5]. طبق گزارش مرکز آمار در سال ۱۳۹۵، 2/6 میلیون خانۀ خالی در کشور وجود داشته و بدون هیچ استفادهای رها شده است [6]. عدم اطمینان به بازار سرمایه، کالای امن بودن مسکن، اعتقاد به عدم کاهش قیمت مسکن میان سرمایهگذاران، افزایش تحریمها و رکود صنعت و عدم سرمایهگذاری در آن و از سویی، ورود بخشی از تسهیلات اعطایی در قالب طرحهای زودبازده به بخش مسکن موجبات رونق سفتهبازی و تبدیل شدن مسکن به کالایی سرمایهای را فراهم کرده که از عوامل اصلی افزایش قیمت مسکن در ایران به شمار میرود [7]. زمینههای فکری، فرهنگی، اقتصادی به موضوع مسکن در جهان با نگاه به این مسئله در ایران تفاوتهایی دارد، که به این واسطه تحلیل دقیق مسائل مسکن خالی در کشور با نگاهی به ادبیات جهانی را لازم ساخته است. مواد و روشهاروش این تحقیق، مرور نظاممند ادبیات نظری در حوزۀ تحقیق است. تفاوت مرور نقلی (رایج در تحقیقات فعلی) با مرور نظاممند در این است که مرور سیستماتیک به بررسی تمامی نتایج بهدستآمده (پس از اعمال فیلتر معین) از پایگاه دادۀ مشخصشده در تحقیق میپردازد و بنابراین هیچ منبع مهمی در موضوع تحقیق فروگذار نمیشود. به این منظور، پایگاه گوگل اسکولار به عنوان پایگاه اطلاعاتی تحقیق و در دو زبان فارسی و انگلیسی تعیین شد. سپس با بررسی متون مختلف در حوزۀ خانههای خالی، کلمات کلیدی به شرح زیر انتخاب، و پس از جستوجو در پایگاه گوگل اسکولار، با استفاده از هر یک از کلیدواژگانِ زیر تعداد نتایجِ زیر در حوزۀ منابع فارسی حاصل شد که به دلیل محدود بودن، همگی مورد بررسی قرار گرفتند. در زبان انگلیسی، در مرحلۀ اول به علت تعدد نتایج و ابهام در میزان ارتباط آنها با موضوع، منابع واجد حداقل 40 ارجاع (یعنی منابع مرجع و اصلی) انتخاب شدند. این امر امکان آشنایی با ادبیات تخصصی موضوع، واژگان کلیدی و مفاهیم اصلی در پژوهشهای موجود را فراهم کرد. در مراحل بعدی معیار ورود منابع به فرایند تحلیل، تسهیل شد و تعداد نتایج بسط یافت. به طور کلی پیش از این هیچ مقالهای در کشور به صورت سیستماتیک مبحث خانههای خالی را بررسی نکرده، لذا این نوشتار اولین در نوع خود است. یافتههااطلاعات منابع از چند جهت قابل جمعبندی و ارائه است:مکان و رویکردمنابع لاتین به ترتیب فراوانی در کشورهای چین، آمریکا، مکزیک، استرالیا، کره، نروژ، فنلاند، سوئد، ژاپن، کانادا، مالزی، فرانسه و آلمان انجام شده است. پس، کشورهای مختلف جهان در سطوح گوناگون با پدیدۀ خانۀ خالی مواجه و درگیر موضوع هستند. کشورهایی که برنامههای تأمین مسکن گستردهتری داشتهاند، با سطح بالاتری از احتکار مسکن و مسکن خالی مواجه بودهاند. از میان این کشورها تنها در آلمان تحقیقات بیانگر عدم شواهد احتکار و سوداگری مسکن (به دلیل نسبتِ پایین قیمت مسکن به درآمد متوسط) است و به پایش برای جلوگیری آتی از این امر توصیه شده است.محتوامحتوای منابع فارسی یا در صدد مشروعیت دادن به اخذ مالیات و جرمانگاری مساکن خالی هستند و یا به دنبال بررسی کمی میزان خانههای خالی و مقایسۀ آن با ردۀ جهانی و استدلال بر غیر منطقی و ناعادلانه بودن آن هستند. منابع لاتین بر علل و پیامدها متمرکز هستند و راه حلها را مبتنی بر زمینۀ خاص محلی، متفاوت میدانند و غالباً از ارائۀ نسخۀ واحد اجتناب دارند.علل اصلیمنابع فارسی، عوامل اصلی در بروز پدیدۀ احتکار مسکن را در 3 حوزۀ تغییرات نقدینگی در کشور، نرخ ارز حقیقی و تغییر در سود سپردۀ تسهیلات مسکن میدانند و دولت را موظف به کنترل این عوامل هنگام بروز تغییر برای پیشگیری از تأثیر ثانوی بر بازار مسکن میدانند. علل اصلی از منظر منابع لاتین، اشکال در نحوۀ پرداخت وامهای مسکن، سیاستها و پروژههای دولتی، ضعف قانونگذاری و خلأ قانونی، و نیز انتظارات تورمی مبتنی بر افزایش گذشتۀ قیمت مسکن بوده است.پیامدهای اصلیپیامدها در منابع فارسی بررسی نشده و پیامدها در منابع لاتین غالباً شامل افزایش قیمت مسکن، شتاب سریع قیمت مسکن در آینده، کاهش ارزش رهن مسکن در بانکها، ورشکستگی بانکهای محلی و رکود اقتصادی است.راه حلهای اصلیراه حل کشورهای مختلف جهان در بحث خانههای خالی عموماً مبتنی بر رشد و توسعۀ ارائۀ خدمات شهری و در مقابل آن اخذ مالیات بر عایدی سرمایه و به تبع آن، مالیات بر خانههای خالی است که در این صورت افکار عمومی به دلیل جذب امکانات شهری به پرداخت مالیات اقناع، و با دولت همکاری بیشتری خواهد داشت. راه حل عمدۀ دیگر، سامانۀ جامع املاک و اسکان همراه با ضمانت اجرایی است که در اقدام به آن شهرداریها واجد صلاحیت بیشتری هستند. عمدۀ راه حلهای منابع لاتین شامل مدیریت توسط بانکهای زمین، برنامهریزی مسکن و اشتغال در مجاورت یکدیگر، عرضۀ برنامهریزیشدۀ زمین، پایش انتظارت تورمی گروههای مختلف جامعه و درنهایت، اخذ مالیات بر عایدی سرمایه و مالیات بر خانۀ خالی با شرایط خاص و اثربخش است، اما در کشور ما راه حل بخشیِ گرفتن مالیات از خانههای خالی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در قالب نتیجه عمدۀ دیگر میتوان تفاوتهای میان منابع فارسی و لاتین را برشمرد:منابع فارسی غالباً بدون درگیری عمیق با علتهای اصلی و پشت پردۀ خالی ماندن مسکن، دولت را در این امر به عنوان کاتالیزور اصلی مؤثر دانسته و بلافاصله به سمت راه حلهای بخشی و یا راه حلهای مالی و تنبیهی رفتهاند. در منابع فارسی پیامدهای مسکن خالی بررسی نشده، اما منابع لاتین غالباً به صورت تحلیلی و با ریشهیابی در حوزۀ علل و یا پیامدها سعی کردهاند راههایی برای حرکت محلی در هر زمینۀ خاص به سمت راه حل زمینهگرا باز کنند.در برخی موارد مشاهده شده که منابع فارسی از اصطلاحات و عبارات تخصصی موضوع مانند اصطکاک بازار (عدم رسیدن عرضه به تقاضا)، دورههای رونق و رکود، مالیات بر عایدی سرمایه بدون توجه دادن به محتوای اصلی آنها استفاده کرده و به اینترتیب ادبیات موضوع را به صورت پوستهای به کشور انتقال کردهاند. نتیجهگیریدر زمینۀ علتهای خالی ماندن خانهها، منابع لاتین عمدتاً علت اصلی در زمینۀ مکانی خود را، برونیابی پذیری تغییرات قیمت مسکن نسبت به گذشته و انتظارات تورمی ناشی از آن [14، 16، 48، 63] و نیز سیستم معیوب و غیر پویای تخصیص وامهای مسکن به صورتی که احتکار مسکن را ترغیب میکنند [13، 18، 50،70-71]، دانستهاند. اما در ایران نبود بازار مطمئن برای سرمایهگذاری و حفظ ارزش پول و امن بودن مسکن به صورت کالای سرمایهای [7] در کنار عدم نظارت مکفی دولت بر مالکیت املاک [6] دلیل اصلی وجود احتکار مسکن و خانههای خالی است.با بررسی منابع به نظر میرسد که باید راه حلهای ریشهایتری نسبت به اخذ مالیات بر خانۀ خالی برای حل این معضل مورد توجه قرار گیرد:1. قبح فقهی و اسلامی احتکار مسکن باید با ابزارِ جامعه روحانیت و با همکاری رسانههای جمعی و وزارت راه و شهرسازی برای عموم مردم تأکید ویژه شود. 2. سرمایههای سرگردان به نحو احسن توسط دولت مدیریت شود که در مسیر احتکار مسکن قرار نگیرد.3. تکمیل اطلاعات در سامانۀ جامع املاک و اسکان کشور توسط افراد باید دارای ضمانت اجرایی و تشویق و تنبیه قابل توجه و تأثیرگذار باشد. 4. کمیسیونهای مشترکی بین دستگاههای ذینفوذ در این امر (از جمله سازمان امور مالیاتی، وزارت راه و شهرسازی، شهرداری، دادستانی کل کشور، سازمان تبلیغات اسلامی و...) تشکیل شود تا از موازیکاری و یا اهمالکاری دستگاهها پیشگیری شود.5. خلأ پژوهشی در حوزۀ یافتن علل و پیامدهای خانههای خالی در شهرهای مختلف کشور وجود دارد. لازم است با پرداخت به آن ادبیات نظری مربوطه و سپس راه حلهای عملی بومیسازی شود. 6. راه حلهایی مانند تأسیس بانکهای زمین، تشکیل پایگاه داده جامع، همهجانبه و بهروز از مساکن خالی، برنامهریزی سکونت و اشتغال به صورت توأمان و با رعایت اختلاط آنها، اخذ مالیات بر عایدی سرمایه، و شفافیت سیاستهای دولت برای پیشگیری از رانت نگهداری مسکن، از جمله سیر تحولاتی است که میتواند در زمینۀ محلی شهرهای ایران امکانسنجی شود.