رویکرد تطبیقی کیفیت محیط شهری با تأکید بر تصویر ذهنی شهروندان شهر تهران
نویسندگان
1 دکتری تخصصی جغرافیا برنامهریزی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2023.401366.1371چکیده
مقدمهامروزه به دلیل افزایش جمعیت، مهاجرتهای بیرویه و توسعۀ افقی شهر و نیاز شدید شهروندان به افزایش ساختوساز واحدهای مسکونی، موجب بیتوجهی به بعد کیفی مسکن شده است. مهمترین مسئلهای که در مناطق مختلف شهر تهران دیده میشود، طوری که برخی مناطق محل سکونت طبقات بالای اجتماعی- اقتصادی و برخی دیگر محل سکونت قشر فقیر و کمدرآمد شده است. هدف پژوهش ارزیابی زیستپذیری شهری با توجه به وضعیت متفاوت محلات، از دید شهروندان در شهر تهران است. در این راستا کیفیت زندگی و زیستپذیری شهری یکی از حوزههای مهم مطالعات شهری در کشورهای مختلف به شمار میرود که مؤلفههای چندگانۀ اجتماعی، محیطی و اقتصادی دارد. توجه به این شاخصها در شهرها به دلیل نقش آن به عنوان ابزاری کارآمد در مدیریت و برنامهریزی شهری و به طور کلی تعیین میزان قابل زیست بودن شهرها فزونی یافته است. محیط سکونت با کیفیت، پشتیبان انواع فعالیتهای انسانی است. رشد سریع شهرنشینی در چند دهۀ اخیر موجب افول ارزشهای این محیطها در بافتهای قدیمی درون شهرها شده است و این فضاها دیگر تأمینکنندۀ نیازهای انسان و بستر مناسب برای فعالیتهای او نیستند، برخی از نواحی شهری با چالشهای مهمی در زمینههای تخریب فیزیکی و محیطی، محرومیت اجتماعی، ناامنی، بیکاری، نابرابری اقتصادی، کمبود مسکن و ترافیک روبهرو هستند که این مشکلات کیفیت زندگی شهری را بهشدت کاهش میدهد. با اینوجود سیاستگذاران و برنامهریزان در سطوح بینالمللی و ملی بر قابلیت شهرها برای بهبود کیفیت زندگی انسانها تأکید دارند.مواد و روشهاپژوهش حاضر کاربردی و از نوع توصیفی- تحلیلی است. بخش مبانی نظری پژوهش از طریق اطلاعات آمارهای موجود در کتابخانه و اسناد تدوین شده است؛ که شاخصها و گویههای مؤثر بر کیفیت محیط سکونت در پژوهش حاضر با توجه به مطالعۀ مبانی و ادبیات پژوهش در جدول 3 ارائه شده و بخش دیگر جمعآوری دادهها از طریق مطالعات میدانی و ابزار پرسشنامه به دست آمده که بر اساس شاخصهای پژوهش گویههای مربوط به هر شاخص طراحی شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS.22 آمار توصیفی (فراوانیها) و آمار استنباطی (آزمون تفاوت میانگینها شامل: T-test و F، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر) استفاده شده که از تی تکنمونهای و F برای بررسی تفاوتها و از تحلیل مسیر برای تعیین تأثیر عوامل مؤثر بر کیفیت محیط مسکونی از دید شهروندان در سطح محلات (تجریش، نارمک شمالی و سلسبیل جنوبی) در شهر تهران استفاده شده و در پایان برای تحلیل فضایی، درونیابی و پهنهبندی محلات از نرمافزار ArcGIS10.3 استفاده شده است.یافتههایافتههای پژوهش نشان داد رابطۀ میان سن ساکنان و میزان رضایت آنها مثبت و مستقیم است، به گونهای که هر چه میزان سن آنها بالاتر برود، سطح رضایتمندی آنها از سکونت در محله افزایش مییابد. میان جنسیت و سطح رضایت کیفیت محیط مسکونی رابطۀ معناداری وجود دارد. تحلیل مسیر عوامل مؤثر بر کیفیت محیط مسکونی از دید شهروندان در سطح محلات (تجریش، نارمک شمالی و سلسبیل جنوبی) در شهر تهران، را نشان میدهد شاخصهای اجتماعی، اقتصادی، دسترسی به خدمات و تسهیلات شهری، کیفیت تردد حملونقل عمومی، کیفیت کالبدی محلات و کیفیت بهداشت محیط بهترتیب در رتبههای اول تا ششم تأثیرگذاری قرار دارند که بیشترین تأثیر 0/43 (شاخص اجتماعی) و کمترین تأثیر را (0/06) شاخص کیفیت بهداشت محیط داشته است. با توجه به نتایج حاصل از توزیع پرسشنامهها میان ساکنان محلات سهگانه، نتایج آمار توصیفی مربوط به پاسخگویان به این شرح بوده که از میان سؤال جنسیت پاسخدهندگان به سؤالها، 41/9 درصد از جامعۀ آماری زنان و 58/1 درصد مردان بودهاند. در بررسی وضعیت تأهل، 23/7 درصد از پاسخگویان مجرد و 73/3 درصد متأهل هستند. در بررسی سن پاسخگویان 6/6 درصد از پاسخگویان به پرسشنامه کمتر از 20 سال، 73/4 درصد 21 تا 40 سال، 14/9 درصد 41 تا 60 و 5 درصد از آنها در گروه سنی 61 تا 80 درصد قرار دارند. در بررسی وضعیت تحصیلات پاسخگویان، 1/2 درصد دارای سواد خواندن و نوشتن، 10/8 درصد ابتدایی، 31/9 درصد دیپلم- پیشدانشگاهی، 26/1 درصد فوق دیپلم و 27/8 درصد از پاسخگویان دارای تحصیلات کارشناسی به بالا بودهاند. از نظر نوع شغل، 31/5 درصد از پاسخگویان دارای شغل دولتی و 68/5 درصد دارای شغل آزاد هستند. براساس نتایج حاصل از پرسشنامه، 6/24 درصد افراد مورد پرسش قراردادهشده کمتر از 3 میلیون تومان در ماه درآمد دارند. 28/33 درصد افراد بین 3 تا 6 میلیون تومان در ماه درآمد دارند. 31/12 درصد از افراد مورد پرسش قراردادهشده، بین 6 تا 10 میلیون تومان، 16/46 درصد بین 10 تا 13 میلیون تومان، 10/95 درصد بین 13 تا 16 میلیون تومان و 6/90 درصد از افراد بالای 13 میلیون در ماه درآمد دارند. از نظر مدت زمان اقامت در محلۀ مسکونی، 18 درصد کمتر از 10 سال، 24 درصد بین 10-15 سال و بقیه بیش از 15 سال سابقۀ اقامت در محلۀ مسکونی را داشتهاند.از نظر شاخص اقتصادی، بیشترین میزان میانگین مربوط به قیمت زمین و کمترین میانگین مربوط به درآمد محلات است.در شاخص اجتماعی بیشترین میانگین مربوط به مشارکت اجتماعی و کمترین میانگین مربوط به امنیت اجتماعی است.در میان متغیرهای مربوط به شاخص کیفیت کالبدی محلات، متغیر کیفیت ابنیه دارای بیشترین میانگین و کیفیت واحد مسکونی دارای کمترین میزان میانگین است.در شاخص دسترسی به خدمات و تسهیلات شهری، بیشترین میانگین مربوط به متغیر دسترسی به خدمات و کمترین میزان میانگین مربوط به میزان دسترسی به امکانات رفاهی است.در کیفیت تردد و حملونقل عمومی در سطح محلات، متغیر دسترسی به حملونقل عمومی بالاترین میانگین و متغیر کیفیت خیابانها و کوچهها دارای کمترین میانگین است.در شاخص کیفیت بهداشت محیط، میزان رضایتمندی از جمعآوری زباله بالاترین میانگین و چگونگی دفع فاضلاب دارای کمترین میزان میانگین را داشته است.نتیجهگیریافزایش جمعیت و مهاجرتهای وسیع به شهرها موجب توسعۀ نگرش کمیتگرا به مسکن شده است، لذا این امر در نهایت باعث کاهش توجه به کیفیت محیط مسکونی شده است. این امر در کشور ما زمینهساز ایجاد مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بسیاری شده است. بنابراین این پژوهش با تعریف شاخصهای مؤثر در محیط مسکونی (محیطی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی و مدیریتی) در تلاش است تا بعد ذهنی شهروندان را از طریق پیمایش مورد سنجش قرار دهد. بررسی سنجش کیفیت محیط مسکونی از ابعاد مختلف نشان میدهد در برخی موارد میان آنچه ساکنان محیط مسکونی از محل زندگی خود درک میکنند، با آنچه که از نتایج سنجش عینی محیط به دست میآید، تفاوتهایی وجود دارد. معیارهای ارزیابی محیط مسکونی بر اساس شاخصهای مورد استفاده در برنامهریزی شهری تا حدود زیادی گویای ذهنیت شهروندان از فضا نیز است. به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد میزان رضایت زنان از محلات مسکونیشان بیش از مردان است. میان مدت اقامت در محله مسکونی و سطح رضایت از کیفیت محله رابطۀ معناری وجود دارد. هر چه مدت اقامت افراد در محلات افزایش یابد، سطح رضایت از محلۀ سکونتی افزوده میشود. تنها معیارهای کالبدی و فیزیکی تعیینکنندۀ کیفیت محیط مسکونی نیستند، بلکه توجه به ایجاد بناهای پایدار و نوساز مطابق با ویژگیهای اجتماعی، بومی، جوی و اقتصادی میتواند در بالا بردن سطح رضایت شهروندان از کیفیت محیط مسکونیشان بسیار مؤثر باشد. در نهایت انطباق کیفیت ذهنی و عینی محیط مسکونی در راستای یکدیگر راهحل کلیدی جهت ارتقای کیفیت کل محیط مسکونی مطرح میشود.