تحلیل کیفی سواد رسانهای در اثر پذیری روانی کووید 19 در شبکههای اجتماعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه علوم ارتباطات اجتماعی، واحد تهران شرق، دانشگاه ازاد اسلامی، تهران ، ایران.
2 عضو هیات علمی، گروه علوم ارتباطات، واحد تهران شرق، دانشگاه ازاد اسلامی، تهران ، ایران.
3 عضو هیات علمی، گروه علوم اجتماعی، واحد تهران شرق، دانشگاه ازاد اسلامی، تهران ، ایران.
doi
10.30465/ismc.2023.46000.2760چکیده
مطالعه حاضر تحلیلی کیفی بهروش گراندتئوری است که بر اثرپذیری روانی کووید19در شبکههایاجتماعی با رویکرد سوادرسانهای پرداخته است.هدف این مطالعه شناسایی تاثیر سوادرسانهای [رژیم مصرف رسانهای،درک محتوا،اهداف پنهان،گزینش آگاهانه،نگاه انتقادی و تجزیهوتحلیل پیام] در اثرپذیری روانی [اضطراب،وسواس،خودبیمار پنداری و خستگی] کووید19بوده است،که آیا شبکههایاجتماعی باعث اثرپذیری روانی میشوند؟در این راستا با بهرهگیری از روش گراندتئوری،باید گفت که چارچوب نمونه با دو معیار محک میخورد1-ورود (اشباعدادهها) 2-خروجی (اشباعنظری) در این تحقیق نیز تعداد مصاحبهها تا اشبا ع دادهها و نظریهها تداوم یافته.با در نظر گرفتن اشباعنظری با 15نفر مصاحبه عمیق صورت گرفت.در مصاحبه عمیق و ورود اطلاعات به نرم افزار اطلستیآی،ابتدا کدگذاری باز انجام،سپس در قالب مقولات محوری قرار گرفتند،که چون برخی کدهای باز در قالب اثرپذیری روانی مثبت جای نمیگرفتند کدگذاری مجدد باز انجام و اثرپذیری مثبت در قالب مقولات محوری جدید قرار گرفت.به این ترتیب با توجه به رژیم مصرف رسانهای کاربران برای استفاده از شبکههایاجتماعی در زمان قرنطینه پاندومی کووید19 بهعنوان ابزار ارتباط میان فردی جایگزین تعاملات رودرور بوده است،لذا مقولات اهداف پنهان پیام،گزینش آگاهانه پیام،نگاه انتقادی بهپیام و تجزیهوتحلیل پیام وجاهت لازم را نداشته است؛و در عین حال اثرپذیری مثبت شامل کاهش اضطراب،همدلی،احساس تعلق،تخلیه روانی،اشتراک فکری و تسلی خاطر بر جنبه اثرپذیری روانی منفی ارجحیت داشته است.