شناسایی فضاهای همگانی ناامن در محلههای شهری و بازطراحی آنها با رویکرد ارتقای امنیت محیطی (مورد مطالعه: محلههای نارمک، سنگلج، کارگر شمالی و باغ شاطر تهران)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
2 کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2023.389188.1360چکیده
مقدمهبا افزایش جمعیت و گسترش شتابان شهرنشینی و توسعۀ کالبدی شهرها بهویژه در کلانشهرها بحث امنیت محیطی بهویژه در محلات شهری بسیار مورد توجه قرار گرفت. فضاهای شهری همگانی درون محلات کلانشهری نیز جزء فضاهایی هستند که بالقوه زمینهساز روی دادن برخی جرائم و آسیبهای اجتماعی مانند سرقت، درگیری، اعتیاد و... هستند بهویژه اگر در طراحی اینگونه فضاها اصول طراحی محیطی رعایت نشده باشد. در کلانشهر تهران نیز مسئلۀ کمبود و ضعف امنیت در فضاهای شهری در برخی محلات آن بهشدت وجود دارد. بافت کالبدی فرسوده، منازل مخروبه و یا در حال ساخت، معابر تنگ و بنبست و سرپوشیده متعدد در محله از یکسو و تمرکز کمجمعیت بهویژه پس از تعطیلی بازار و نظارت همگانی پایین در برخی محلات تهران از سوی دیگر، زمینه را برای بروز مشکلات اجتماعی و پیدایش مکانهای ناامن فراهم کرده است. نظریات و رویکردهای بسیاری برای رویارویی با این مشکل و ایجاد فضای شهری امن از سوی نظریهپردازان شهری مطرح شده است. از مهمترین نظریات ارائهشده در این خصوص پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی است. این رویکرد که در طراحیهای خود همزمان با عوامل کالبدی، عوامل اجتماعی را نیز ملاک قرار میدهد زمینههای حذف و یا تعدیل نقاط جرمخیز و کور بافت را فراهم میسازد و با افزایش سطح حمایت و نظارت اجتماعی، به افزایش سطح امنیت در محله کمک میکند. پژوهش حاضر نیز باهدف بازطراحی فضاهای همگانی ناامن شهری با تأکید بر رویکرد طراحی محیطی در محلههای با امنیت پایین انجام گرفته است. مواد و روشهاتحقیق حاضر در زمرۀ تحقیقات کمیـ کیفی قلمداد میشود. بر اساس نوع، جزء تحقیقات کاربردی و بر اساس روش، جزء تحقیقات توصیفیـ تحلیلی به شمار میرود. در این تحقیق شش بعد (نظارت، مدیریت و نگهداری، حمایت از فعالیت، ساختار، دسترسی و جابهجایی و حس مالکیت) در قالب 11 شاخص در سطح محلات مورد سنجش قرار گرفته است. روش گردآوری دادهها اسنادیـ میدانی بوده است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامۀ محققساخته، مشاهدات میدانی عمیق، مصاحبه و تصویربرداری از فضاهای شهری مورد نظر بوده است. جامعۀ آماری تحقیق ترکیبی از شهروندان محلات (384 نفر بر اساس فرمول کوکران) و متخصصان حوزۀ برنامهریزی شهری (30 نفر) بودهاند. برای وزندهی به معیارهای پژوهش و طبقهبندی محلات از روش فرایند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) استفاده شده است. پس از شناسایی محلۀ ناامن با استفاده از روش کیفی فضاهای شهری ناامن شناساییشده و بر اساس ویژگیهای طراحی محیطی از طریق، روش آنالیز و مورفولوژی (تحلیل ریختشناسی) به بازطراحی فضاهای ناامن پرداخته شده است. یافتههااز دیدگاه جامعۀ خبرگانی پژوهش، معیار حمایت از فعالیتها با نمرۀ 0/266 بالاترین امتیاز و معیار حس مالکیت با نمرۀ 0/085 کمترین درجۀ اهمیت را به خود اختصاص داده است. همچنین معیارهای ساختار محلات، دسترسی و جابهجایی، نظارت و مدیریت و نگهداری بهترتیب نمرههای 0/207، 0/168، 0/145 و 0/130 را به خود اختصاص دادهاند. از تحلیل دادههای گردآوریشده در سطح محلات نمونه مشخص شد که محلۀ نارمک در چهار بعد ساختار محله، نظارت، حس مالکیت و مدیریت و نگهداری بهترتیب با کسب امتیاز 0/543، 0/469، 0/493 و 0/450 رتبۀ اول را به در موضوع امنیت محیطی فضاهای شهری کسب کرده است. در بدنۀ میدانهای نارمک، اثری از کنجهای پرت به چشم نمیخورد و بنبستهای کوتاه و خوانا موجب شده تا بدنههای این فضاها، دارای قابلیت نمایانی مناسبی باشند. طبق آنچه از مدل به دست آمده است، محلههای نارمک، کارگر شمالی، باغ شاطر و سنگلج بهترتیب با امتیاز 0/393، 0/330، 0/221 و 0/056 در رتبههای اول تا چهارم قرار گرفتهاند؛ بنابراین محلۀ نارمک بهعنوان امنترین محله و محلۀ سنگلج در بخش مرکزی شهر تهران به عنوان ناامنترین محله ارزیابی شدهاند. جدارههای محلۀ سنگلج، به دلیل همجواری با بازار، بسیار فعال بوده و این همجواری سبب شده تا طی روز، رفتوآمدهای غیر محلی زیادی به درون محله وجود داشته باشد و همین نکته از امنیت محله میکاهد. برای شناسایی بهتر کوچهها و فضاهای ناامن در محلۀ سنگلج، محدودۀ مورد طراحی به سه پهنۀ شرقی، شمال غربی و جنوب غربی تقسیم شد. در پهنۀ شرقی، ویژگیهایی مانند نبود نظارت روی کوچهها، وجود انبارها، نبود سکنه و به دنبال آن نبود تعلق و مسئولیت سکنه نسبت به حضور گروههای آسیبپذیر و... دیده میشود. در پهنۀ شمال غربی ویژگیهایی همچون کمبود نور و روشنایی، کنجها و تورفتگیهای ناامن بهوجودآمده بر اثر عقبرفتگی ساختمانها در کوچهها وجود داشته است. همچنین در پهنۀ جنوب غربی ویژگیهایی مانند افزایش حضور فروشندگان مواد مخدر در شبهنگام بازار طرخانی (هنگام تعطیلی)، استعمال مواد مخدر به صورت علنی در ابتدای کوچهها و دیگر موارد مشابه به چشم میخورد. کوچۀ خلص در محدودۀ شمارۀ دوم پهنۀ شرقی و کوچۀ حمامی در محدودۀ شمارۀ یک پهنۀ شمال غربی به دلیل موقعیت قرارگیری و وجود ناامنی بیشتر جهت طراحی و تحقق ایدهها انتخاب شدهاند. حفظ سردر قدیمی به عنوان ورودی مجموعه از کوچۀ حمامی، تبدیل کنج و پاتوق معتادان به غرفههای صنایعدستی و غرفههای فرهنگی، بهسازی سردر و جدارۀ مغازهها در خیابان شیشهگران و... از ایدههای طراحی این فضای شهری ناامن است. ترمیم جدارهها و ساماندهی نمای ساختمانها، حذف زوائد بصری در جدارهها جهت از بین بردن بههمریختگی نماها در فضا، تخریب بنای فرسوده برای ایجاد گشودگی و طراحی کافه گالری فرش به سبب نزدیکی با محورهای فرشفروشی، تعبیه کیوسک نگهبانی (برای تقویت چشم ناظر) در ورودی کافه گالری و... از نکات قابل مشاهده در طراحیهای پیشنهادی برای ارتقای امنیت محیطی فضای کوچۀ خلص است.نتیجهگیرینتایج حاصل از مقایسۀ تطبیقی محلههای مورد مطالعه نشان داد محلۀ نارمک در شرق تهران (منطقۀ 8) به عنوان امنترین محله و محلۀ سنگلج در بخش مرکزی تهران (منطقۀ 12) به عنوان ناامنترین محله از دید ساکنان ارزیابی شدهاند. درواقع این مقایسه به ما فرصتی برای بررسی و مقایسۀ اصول CPTED، در تمامی محلات و استفاده از نکات مثبت در محلات امن را میدهد و آموزههایی را برای امنتر کردن محلۀ سنگلج ارائه کرد. نتایج نشان داد حدود 20 موقعیت یا فضای ناامن در سطح محلۀ سنگلج وجود دارد که از مهمترین ویژگیهای آن میتوان به باز بودن کوچهها و امکان راحت فرار مجرمان، کنجهای ناامن بهوجودآمده بر اثر عقبرفتگی ساختمانها، کمبود نور و چراغ، کمبود خردهفروشی یا هر کاربری مرتبطی که حضورپذیری بیشتر و امنیت را به دنبال خود داشته باشد، حضور کارتنخوابها و گروههای بزهکار و معتادان در برخی مسیرها اشاره کرد. درنهایت پژوهش حاضر نتایج پژوهشهای قبلی در خصوص وجود فضاهای ناامن شهری در سطح برخی محلات و کاربرد تأثیرگذار معیارهای رویکرد پیشگیری از جرم در طراحی مجدد فضاهای ناامن شهری را تأیید میکند. علاوه بر این، ذکر این نکته ضروری است که امن کردن محلات شهری بهویژه در بخش مرکزی شهرها فقط با اقدامات کالبدی و طراحی امکانپذیر نیست، بلکه نیازمند همزمان اقدامات اجتماعی، سیاستگذاری و مدیریتی نیز است.