بازخوانی عوامل مؤثر برافزایش حس تعلق در پیادهراههای شهری (نمونۀ موردی: پیادهراه شهید چمران شیراز)
نویسندگان
1 دانشیار طراحی شهری، بخش شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشآموختۀ مهندسی شهرسازی، بخش شهرسازی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22034/uep.2023.410333.1391چکیده
مقدمهنیازهای فردی و اجتماعی انسان که باید مورد توجه طراحان فضاهای شهری قرار گیرد شامل مواردی همچون ارتباط عاطفی با مکان و احساس تعلق به آن است. با توجه به اهمیت شناخت عوامل مؤثر بر ایجاد حس تعلق مکانی در طراحی فضاهای شهری، هدف این پژوهش مطالعۀ عوامل تأثیرگذار بر ایجاد حس تعلق در یک فضای شهری و به صورت خاص پیادهراههای شهری است. حس مکان یک ساختار چندبعدی و پیچیده است که برای توصیف رابطۀ بین شهروندان و فضاهای شهری مورد استفاده قرار میگیرد. این ویژگی توسط استفادهکنندگان از آن فضاها ادراک میشود و در نهایت، منجر به خاص و منحصربهفرد شدن یک مکان میشود. هدف این پژوهش، بازخوانی عوامل و معیارهای تأثیرگذار بر ایجاد و افزایش حس تعلق در فضای شهری و به صورت خاص در پیادهراههای شهری به عنوان یکی از فضاهای شهری مورد استفاده در شهرهای امروزی است. در این راستا با توجه به بالقوگیهای پیادهراه شهید چمران شیراز در مجاورت بلوار چمران به عنوان نمونۀ مورد مطالعه، این پژوهش در پی آن است تا با توجه به مطالعات میدانی و مصاحبه با استفادهکنندگان آن به تحلیل یکپارچه محدوده و مجموعهای از راهبردهای مکانمحور و خردمقیاس به منظور افزایش میزان حس تعلق استفادهکنندگان از این فضای شهری دست یابد که در نهایت منجر به ایجاد خاطرات جمعی در این فضا شود.مواد و روشهااین پژوهش از نظر هدف، پژوهش کاربردی است و از رویکردهای توصیفی تحلیلی بهره میگیرد، و از روش آمیخته کمی کیفی در آن استفاده شده است. روشهای گردآوری اطلاعات آن به چهار دسته اطلاعات کتابخانهای، میدانی و تحلیلهای صورتگرفته به کمک ماتریس برنامهریزی استراتژیک کمی است که در نهایت نیز تکمیل پرسشنامه از استفادهکنندگان پیادهراه چمران و تحلیل آن به وسیلۀ آزمون تی در نرمافزار SPSS مورد استفاده بوده است. در خصوص گردآوری اطلاعات پژوهش مربوط به ادبیات موضوع و پیشینۀ پژوهش و پیشینۀ محدودۀ موردپژوهی از اطلاعات کتابخانهای و جهت جمعآوری اطلاعات به منظور شناخت و سنجش بافت از لحاظ معیارهای حس تعلق در پیادهراه شهید چمران شیراز از روش میدانی و روش ماتریس برنامهریزی استراتژیک کمی (QSPM)، استفاده شده است. عمدۀ ابزارهای استفادهشده در روش میدانی شامل مصاحبۀ نیمهساختاریافته با افراد محلی، تکمیل پرسشنامۀ تهیهشده با توجه به شاخصهای بهدستآمده از مطالعات مبانی نظری، عکسبرداری و مشاهده بوده است. در این پژوهش در دو بازه زمانی مختلف (صبح و عصر) که کاربران بیشتری در محدودۀ پژوهش حضور دارند، مصاحبه و پاسخدهی به پرسشنامه به کمک 90 نفر از استفادهکنندگان از پیادهراه، ساکنان محدوده و شاغلان در اطراف آن صورت گرفته است.یافتههااز آنجا که این پژوهش به دنبال سنجش میزان حس تعلق در پیادهراه شهید چمران و ارائۀ استراتژیهای مکانی برای افزایش آن است، بر همین اساس و بر مبنای معیارها و زیرمعیارهای سنجیدهشده در این محدوده، براساس ابعاد کلان اصول ایجاد حس تعلق مکانی در پیادهراههای شهری منتج از چارچوب نظری، پس از شناسایی مهمترین قوتها، ضعفها، فرصتها و تهدیدها از جدول سوات، آنها در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی قرار گرفتند. از نتایج حاصلشده میتوان دریافت که پیادهراه شهید چمران با توجه به وضعیت عوامل داخلی، در حال حاضر دارای وضعیت مناسب و قابل قبولی نبوده و عوامل ضعف این خیابان بر قوت آن غلبه دارد. از طرفی، با توجه به نمرۀ نهایی ماتریس عوامل خارجی، این پیادهراه وضعیت نسبتاً مناسب و قابل قبولی داشته و فرصتهای موجود در این محدوده از تهدیدهای احتمالی امتیاز بیشتر دارد. به اینترتیب استراتژیهای محافظهکارانه انتخاب شد که با استفاده از روش ماتریس برنامهریزی استراتژیک کمی، اولویت و امتیاز هر یک از استراتژیهای پیشنهادی با این رویکرد در پیادهراه چمران پیشنهاد شد. جذابترین راهبردها به منظور جبران ضعفها و بهرهبرداری از فرصتها «بازتعریف کاربرد فضاهای موجود در طول مسیر پیادهراه به منظور تقویت فعالیتهای اجتماعی»، «ترکیب عناصر فضایی و پوشش گیاهی به منظور ایجاد تعادل در تناسبات فضایی محیط»، «تقویت نورپردازی و بهبود وضعیت آن در مسیر پیادهراه»، «بهبود وضعیت دسترسی پیاده در طول مسیر و تقویت همهشمولی در طول آن»، «بازتعریف ورودی فضاها و نیز تقویت تعین فضایی در طول مسیر پیادهراه»، «تقویت خوانایی در طول مسیر پیادهراه» بوده است. در نهایت اولویت استراتژیهای فضایی در پیادهراه شهید چمران مشخص شد.نتیجهگیریبیتردید یکی از عوامل تأثیرگذار بر حضور شهروندان در پیادهراههای شهری به عنوان فضایی جدید در شهرهای امروزی، میزان حس تعلق آن به این فضاست. در نتیجه اتخاذ استراتژیهایی مکانمبنا به منظور افزایش کیفیت محیطی این فضای شهری حائز اهمیت است. این پژوهش در صدد بررسی و شناخت معیارها و زیرمعیارها تأثیرگذار بر حس تعلق شهروندان در پیادهراههای شهری و ارزیابی آنها در پیادهراه شهید چمران شیراز به منظور سنجش وضعیت آن از لحاظ میزان حس تعلق شهروندان به این فضای شهری و ارائۀ استراتژیهایی برای افزایش میزان حس تعلق در آن به منظور پاسخدهی به سؤالهای مطرحشده در پژوهش است. به همین منظور، پس از مرور مبانی نظری موجود در ارتباط با موضوع مورد پژوهش و استخراج چارچوب نظری، معیارها و زیرمعیارهای حس تعلق در یک پیادهراه شهری در این محدوده مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است. در این راستا، ابتدا به کمک برداشتهای میدانی در ساعتهای مختلفی از روز براساس میزان مراجعهکنندگان به این پیادهراه شهری و مصاحبۀ نیمهساختاریافته و گفتوگو با استفادهکنندگان از این فضا و تکمیل پرسشنامه برمبنای مبانینظری موضوع، وضعیت موجود این پیادهراه ارزیابی شده و سپس به کمک ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، نوع استراتژیهای لازم برای بهبود وضعیت این پیادهراه مشخص شده است. استراتژیهای اتخاذشده توسط ماتریس برنامهریزی استراتژیک کمی، QSPM، در این فضای شهری براساس تحلیلهای صورتگرفته از نوع محافظهکارانه بوده و در راستای بهره جستن از فرصتهای بالقوه در این محدوده به منظور غلبه بر ضعفهای موجود است. همچنین، استراتژی استفاده از فضاهای متنوع موجود در پیادهراه به منظور تعریف فعالیتهای موقت یا دائمی در مسیر پیادهراه، بالاترین میزان جذابیت در بین سایر استراتژیهای پیشنهادی را به دست آورده است و با توجه به اینکه محدودۀ پیادهراه شهید چمران در مجاورت با کاربریهای متنوعی قرار دارد، تعریف فضاهای منعطف و گوناگون به منظور تشویق مردم به حضور در این فضای شهری و انجام فعالیتهای فرهنگی اجتماعی گوناگون میتواند میزان ارتباط استفادهکنندگان با این فضا را بیش از پیش افزایش دهد و در کنار ایجاد خاطرات جمعی برای آنان به احیای حس تعلقشان نسبت به این محیط بینجامد. از جمله سایر راهکارهایی که در نهایت به منظور بهبود وضعیت فعلی پیادهراه چمران برگزیده شدهاند، میتوان به ترکیب عناصر فضایی و پوشش گیاهی، تقویت نورپردازی و نیز بهبود وضعیت دسترسی اشاره کرد. همانطور که پیداست راهکارهای یادشده، ماهیت خرد و مکانمحور داشته و به دنبال اصلاحات کوچک در وضعیت فعلی محدوده هستند؛ که با توجه به نتایج پرسشنامه، مصاحبهها و مشاهدات نشان از رضایت نسبی استفادهکنندگان از فضای یادشده و نیز عملکرد موفق این فضا به عنوان پیادهراه شهری است.به اینترتیب حس تعلق به مکان زندگی، یکی از مباحث مهم در حوزۀ مطالعات شهری است؛ به طوری که حس تعلق بالای شهروندان سبب ارتقای روحیۀ مشارکتپذیری آنها و گسترش ارتباط و تعامل فرد با محیط میشود. نتایج این پژوهش قابل استفاده در طراحی پیادهراههای شهری بوده و راهگشایی برای افزایش میزان حس تعلق در پیادهراههای شهری موجود است و به کمک چارچوب پیشنهادی آن میتوان در تمامی ابعاد کالبدی، عملکردی، اجتماعی اقتصادی، زیستمحیطی و مدیریتی به منظور ایجاد یک فضای شهری با بیشترین میزان حس تعلق عمومی نسبت به آن برنامهریزی و طراحی انجام داد.