شناسایی عوامل و شاخصهای مؤثر بر توسعۀ مدیریت شهری بر مبنای فناوریهای نوین هوشمند ارتباطی مبتنی بر رویکرد کمی
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت رسانه، دانشکدۀ علوم انسانی و هنر، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران
2 استادیار گروه مدیریت رسانه، دانشکدۀ علوم انسانی و هنر، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران
3 دانشجوی دکترای مدیریت رسانه، گروه مدیریت رسانه، دانشکدۀ علوم انسانی و هنر، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران
4 استادیار گروه مدیریت رسانه، دانشکدۀ علوم انسانی و هنر، واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران
5 استاد گروه علوم ارتباطات، دانشکدۀ علوم ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2023.418976.1413چکیده
مقدمهرشد فزایندۀ جمعیت شهرنشین و اسکان بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها نه تنها سیاستهای شهرسازی را به طور وسیعی تحت الشعاع قرار داده، بلکه تبعات حاصل از آن در تشدید مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مدیریتی و محیط زیستی جوامع نقش اساسی داشته است. این موارد ضرورت استفاده از فناوریهای نوین هوشمند ارتباطی به عنوان راهکار بیبدیل حل معضلات شهری مورد توجه مدیران واقع شده است. پیشرفت فناورانه و گسترش بهکارگیری آن در جوامع شهری، تحولات گستردهای را در ابعاد مفهومی، اهمیت راهبردی و تمرکز جغرافیایی خدمات شهری در پی داشته است. به منظور گریز از توسعۀ ناموزون و ناپایدار شهری بسیج همۀ عوامل و امکانات در عرصههای مختلف علمی و پژوهشی امری ضروری است. امروزه طراحان، معماران و کارشناسان شهرسازی که وظیفۀ طراحی فضاهای شهری و فرم کالبدی شهرها را به عهده دارند، برای تحقق اهداف مد نظر فرایند دگرگونی فرم شهر بر مبنای دو فضایی شدن شهر و تغییر در ساختار فعالیتهای شهری با خلق فضاهای مجازی را مطرح کردهاند. از این منظر دو فضایی شدن شهرها به عنوان یک نوع توسعۀ کلان فضایی شهری، به این معناست که شهر مجازی منهای شهر واقعی و شهر واقعی منهای شهر مجازی شهری ناکارآمد است. توسعه و پیشرفت سریع فناوریهای نوین و استفادۀ گسترده از آنها در زندگی روزمره سبب شده تا اطلاعات به عنوان اساسیترین مفهوم شکلدهی شهرهای امروزی مطرح شود.فناوری نوین هوشمند اطلاعاتی و ارتباطی مرزهای فکری و عملی را در جامعههای سنتی شکسته است و زمینۀ مناسبی را برای رشد فکر و خلاقیت و پویایی بخشیدن به کسبوکار فراهم کرده است. تلاشهای بشر برای بهینه کردن امور کسبوکار در همۀ شغلها و فعالیتهای جاری و درازمدت بدون بهرهبرداری از فناوری نوین هوشمند اطلاعاتی تقریباً غیرممکن شده است. گذر از عصر صنعتی و ورود به عصر ارتباطات و اطلاعات نتایج جالب توجه و عمیقی در سازمانها به جای گذاشته است.ماهیت این تغییرات اعم از فیزیکی و مجازی، عینی و ذهنی بوده و تمام ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی را در بر دارد. بنابراین، تبدیل شهرهای سنتی به شهرهای مدرن که تمام فعالیتها در آنها به صورت الکترونیکی و هوشمند انجام میشود، اصلیترین هدف مدیران شهری است. در همین راستا، به منظور استفاده از ابزار ارتباط الکترونیکی و فناوری اطلاعات برای رفع مشکلات شهری، نظریۀ شهر هوشمند بر اساس انگارههای شهرالکترونیک مطرح شد. مواد و روشهااین پژوهش بر اساس هدف، کاربردیـ توسعهای است، زیرا درصدد شناسایی عوامل و شاخصهای مؤثر بر توسعۀ مدیریت شهری بر مبنای فناوریهای نوین هوشمند ارتباطی مبتنی بر رویکرد کمی است. از سوی دیگر، بر اساس روش و بازه زمانی گردآوری دادهها یک پژوهش توصیفی (غیرآزمایشی) است که با روش پیمایشیـ مقطعی انجام شده است. همچنین، این مطالعه از منظر ماهیت دادهها، مبتنی بر رویکرد کمی است. در این بخش براساس مطالعات کتابخانهای و سپس مصاحبههای تخصصی به شناسایی عوامل و شاخصهای مؤثر بر توسعۀ مدیریت شهری بر مبنای فناوریهای نوین هوشمند ارتباطی مبتنی بر رویکرد کمی مبادرت شده است. سپس، به توزیع پرسشنامه و گردآوری دادهها از فعالان حوزههای مدیریت شهری و مدیریت رسانه پرداخته شده است. با توجه به این مطالب، تعیین بخشیدن و محدود کردن پژوهش از سه بعد زمانی، مکانی و موضوعی، در اولویت قرار میگیرد. در روش تحقیق نوین، قلمروی هر تحقیق در سه بعد زمانی، مکانی و موضوعی محدود میشود تا به این وسیله تمرکز لازم بر موضوعات وجود داشته باشد و محقق بتواند با طرح سؤالاتی به پاسخ مورد نظرخود برسد. با توجه به موارد یادشده قلمروی زمانی، مکانی و موضوعی این پژوهش عبارتاند از: ـ قلمروی موضوعی؛ شناسایی عوامل و شاخصهای مؤثر بر توسعۀ مدیریت شهری بر مبنای فناوریهای نوین هوشمند ارتباطی مبتنی بر رویکرد کمی، قلمروی مکانی؛ مدیریت شهری و مدیریت رسانه؛ و قلمروی زمانی پژوهش؛ نیمۀ دوم سال 1401 و نیمۀ اول سال 1402. همچنین در نمونهگیری در بخش کمی برای اعتبارسنجی و ارائۀ الگوی نهایی از دیدگاه فعالان حوزۀ مدیریت شهری استفاده شده است. در این پژوهش، کلیۀ پرسنل و مدیران ارشد، میانی و عملیاتی شهرداری تهران به عنوان جامعۀ آماری در نظر گرفته شدهاند که بر اساس استعلام از ادارۀ کل سرمایۀ انسانی شهرداری تهران تعداد آنها 72879 نفر بوده و حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران 370 نفر انتخاب شده است. یافتههابا توجه به مدل بهدستآمده از روش کیفی، در این پژوهش با استفاده از رویکرد کمی به توزیع پرسشنامه و گردآوری دادهها از فعالان حوزههای مدیریت شهری و مدیریت رسانه پرداخته شده است. در پرسشنامۀ توزیعشده با توجه به 12 سازه با عناوین دنیای دیجیتال، تکنولوژی، جهان مجازی، فناوریهای نوین، دولتها، شهروندان، مدیریت شهری، هوشمندسازی شهر، حملونقل و محیط زیست هوشمند، شهر هوشمند، حکومت و اقتصاد هوشمند، مردم و زندگی هوشمند و تعداد 41 سؤال مطرح و در اختیار افراد یادشده قرار داده شد. سپس، با توجه به خروجیهای بهدستآمده برای ارزیابی اعتبار مدل بیرونی (اندازهگیری) از سه شاخص روایی همگرا، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ استفاده شده است.نتیجهگیریبا توجه به موارد یادشده میتوان به معنادار بودن روابط شهر هوشمند با حملونقل و محیط زیست هوشمند، حکومت و اقتصاد هوشمند، مردم و زندگی هوشمند اشاره کرد. در حوزۀ توسعۀ مدیریت شهری، حملونقل و محیط زیست با بهکارگیری از تکنولوژی متفاوت خواهند بود. میتوان با توجه به توانمندسازی، پایش و مشارکتهای محیط زیستی بستر مناسب برای جلب مشارکت سازمانهای مردمنهاد و کانونهای اجتماعمحور محلی را فراهم کرده و با توجه به سیستمهای حملونقل هوشمند نیز از مواردی همچون پارکینگ هوشمند، پرداخت عوارض به صورت الکترونیکی بهره جست که به کاهش ترافیک و آلودگیهای زیستمحیطی کمک شایانی میکند. همچنین، میتوان با استفاده از سامانههای هوشمندی همچون کنترل چراغ قرمز، ثبت تخلفات، مشخص کرد محدودۀ طرح ترافیک و نیز نرمافزار مسیریابی هوشمند به کاهش ترافیک و صرفهجویی در زمان کمک کرد. از دیگر رویکردهای حملونقل هوشمند میتوان به پلتفرم کارپولینگ (همافزایی) به منظور کاهش مصرف سوخت و هزینههای جانبی خودرو اشاره کرد.دلیل وجود ندارد که با توجه به فناوریهای نوین هوشمند دیگر نیازی به حضور فیزیکی برای انجام بسیاری از امور شهروندان وجود داشته باشد. ارائۀ خدمات عمومی و اجتماعی به صورت الکترونیک و غیرحضوری نه تنها باعث بهبود دسترسی شهروندان به خدمات میشود، بلکه فارغ از هر مکانی، امکان استفاده از خدمات را نیز فراهم میکند. از جملۀ این موارد میتوان به بانکداری الکترونیک (پرداخت قبوض و...) اشاره کرد که علاوه بر صرفهجویی در زمان شهروندان باعث کاهش روند مبتنی بر کاغذ نیز میشود. از دیگر رویکردهای فناوریهای نوین، میتوان به ایجاد کسبوکارهای جدید، توانایی خوداشتغالی شهروندان و نیز ایجاد پارکهای علمی و فناوری اشاره کرد. در اقتصاد جدید جهانی استارتآپها به عنوان بازیگران کلیدی توسعۀ اقتصادی در نظر گرفته میشوند. موفقیت کشورها در آینده به میزان و چگونگی رشد و تأثیر آنها در مناسبات علمی، پژوهشی و محصولات راهبردی آنها بستگی خواهد داشت. کشورها با پیشرفت مستمر در علم، فناوری و فرهنگ توانستهاند سطح استانداردها را پیوسته ارتقا دهند، تا جایی که در عرصههای ملی و فراملی، بازارهای گستردۀ جهانی را تحت تسلط خود و دانش و فناوریهای نوین خود قرار دادهاند.