تأثیر رویکردهای تأمین مالی شهرداری بر درآمد شهرداریها (مطالعۀ موردی: شهرداریهای تهران، بریتیش کلمبیا و کانادا)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه تخصصی اقتصاد شهری، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
2 استادیار، گروه اقتصاد، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
3 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
4 استادیار، گروه اقتصاد، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
doi
10.22034/uep.2023.393288.1355چکیده
مقدمهشهرداریها به عنوان نهادهای مسئول در ارائۀ خدمات عمومی و توسعۀ شهرها، برای تأمین مالی و عملکرد خود به منابع مالی قوی و پایدار نیاز دارند. رویکردهای تأمین مالی شهرداریها به عنوان یکی از عوامل اساسی در تأمین درآمد شهرداریها و تأثیرگذار بر عملکرد آنها مطرح است. تأمین مالی شهرداریها به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم انجام میشود. رویکردهای مستقیم تأمین مالی شهرداری شامل درآمدهای عمومی مانند مالیاتها، عوارض، هزینههای خدمات شهری و دیگر منابع درآمدی است که به طور مستقیم از مشارکت و مالیات شهروندان تأمین میشود. این رویکرد به عنوان یکی از روشهای اصلی تأمین مالی شهرداریها استفاده میشود و میزان درآمد شهرداریها بستگی به نیازها و قدرت خرد جمعیت و توان مالی شهروندان دارد. رویکردهای غیرمستقیم تأمین مالی شهرداریها نیز شامل منابع مالی غیرعمومی و غیردولتی مانند همکاری با بخش خصوصی، سرمایهگذاریهای شهری، سرمایهگذاری در پروژههای توسعه و سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار است. این رویکرد به عنوان یک منبع تکمیلی برای تأمین مالی شهرداریها مورد استفاده قرار میگیرد و میتواند به افزایش درآمد شهرداری و متناسب با نیازها و ظرفیتهای شهری منطقه مورد توسعه قرار گیرد. تأثیر رویکردهای تأمین مالی شهرداری بر درآمد شهرداریها بسیار حائز اهمیت است. استفاده از رویکردهای متناسب و مناسب برای تأمین مالی شهرداریها میتواند منجر به افزایش درآمد شهرداریها شده و امکان ارائۀ خدمات بهتر و بهبود شرایط زندگی شهروندان را فراهم کند. همچنین، انتخاب رویکردهای مالی مناسب و اجرای بهینۀ آنها میتواند به افزایش سرمایهگذاری، توسعۀ شهری و ایجاد رشد اقتصادی در شهرها کمک کند. بر این اساس، بنا به اهمیت موضوع، هدف از تحقیق حاضر ارزیابی روشهای تأمین مالی در شهرداریها است. با بررسی این موضوع، میتوان به تصمیمگیری بهتر در مورد انتخاب رویکردهای مالی مناسب برای شهرداریها کمک کرد و بهبود عملکرد و درآمد آنها را تسهیل کرد، چرا که منابع مالی شهرداری، موتور محرکه ارائۀ خدمات شهری است و فقدان منابع کافی و یا عدم پیشبینی و برنامهریزی صحیح برای تأمین آن، فعالیتهای شهرداری را با مشکل مواجه میکند.مواد و روشهادر راستای هدف این مقاله، با استفاده از اطلاعات در دسترس برای سه نمونۀ مختلف شامل نمونۀ سری زمانی مبتنی بر صورتهای مالی شهرداری تهران در دورۀ زمانی 1387-1400 (به عنوان نمونۀ داخلی) و نمونههای پانل مبتنی بر دادههای ایالت بریتیش کلمبیا با 15 شهرداری و نیز کانادا با 12 شهرداری برای دورۀ زمانی 2010-2020 (نمونههای خارجی)، به بررسی تأثیر رویکردهای تأمین مالی بر درآمد شهرداریها پرداخته شد. با توجه به نوع اطلاعات سری زمانی و پانل دیتای مورد استفاده برای نمونههای یادشده، از روش حداقل مربعات معمولی (OLS) و گشتاورهای تعمیمیافته (GMM) به عنوان روشهای برآورد مدل تحقیق استفاده شده است. درخور یادآوری است برای رویکردهای آماری یادشده، پیشآزمونهای پایایی، همانباشتگی و سارگان انجامشده است. یافتههابر اساس یافتههای تحقیق، 10 نوع روش تأمین مالی شامل تأمین مالی مشارکت، سرمایهگذاری، اوراق، قراردادها، درآمدهای ناشی از عوارض، درآمد ناشی از بهای خدمات شهری، درآمدهای به دستآمده از وجوه و اموال شهرداری، کمکهای اعطایی دولت و سازمانهای دولتی و سایر منابع تأمین اعتبار تعیین شد. به منظور ایجاد مدل آماری تحقیق برای سه نمونۀ مورد بررسی، این روشها در قالب پنج متغیر تعریف و تأثیر آن بر درآمدهای شهرداری ارزیابی شد، به طوری که در مدل تحقیق تأثیر درآمدهای ناشی از عوارض، بهای خدمات و درآمدهای مؤسسههای انتفاعی شهرداری، درآمدهای بهدستآمده از وجوه و اموال شهرداری، کمکهای اعطایی، اعانات و هدایا و داراییها و نیز درآمدهای وصولی در حوزۀ استحفاظی شهرها بر درآمد شهرداری مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس یافتههای تحقیق تمامی روشهای تأمین درآمد بهجز درآمدهای وصولی در حریم استحفاظی شهرها تأثیر مثبت و معناداری بر درآمد شهرداری تهران دارند. در میان عوامل مؤثر، درآمد ناشی از عوارض اثر بزرگتری دارد و در هر سه مرحلۀ تحقیق به عنوان منبع درآمدی پایدار شهرداریها معرفی شد.با توجه به ضریب اهمیت روش تأمین مالی مبتنی بر سرمایهگذاری جمعی با تأثیر مثبت بر درآمد شهرداری ایالت بریتیش کلمبیا (1/468)، این روش نیز به عنوان روشی نوین و پایدار برای شهرداریها شناسایی شد؛ ولی در رویکردهای تأمین مالی شهرداریها در ایران مورد توجه قرار نگرفته است، چرا که اساساً در صورتهای مالی شهرداری رقمی برای آن درج نشده است.نتیجهگیرینتایج این تحقیق نشان میدهد عوارض به عنوان یکی از منابع تأمین مالی شهرداریها، نقش بسیار مهمی در تأمین درآمد و عملکرد شهرداریها ایفا میکند. عوارض در اصل به مبالغ مالی اشاره دارند که از افراد و سازمانها بابت استفاده از خدمات و منافع عمومی دریافت میشود. این عوارض میتوانند به صورت مالیاتها، عوارض شهرسازی، عوارض انتقال و مالیاتهای محلی متنوعی در نظر گرفته شوند. تأثیر عوارض بر درآمد شهرداری بسیار حائز اهمیت است. دریافت عوارض به عنوان یک منبع تأمین مالی، میتواند به شهرداریها امکان فراهم کند تا به خدمات عمومی بهتری برای شهروندان خود بپردازند و از توسعه و بهبود زیرساختها و خدمات شهری استفاده کنند. همچنین، درآمد حاصل از عوارض میتواند در تأمین هزینههای شهرداریها برای اجرای طرحها و پروژههای عمرانی و توسعۀ شهری مورد استفاده قرار گیرد. با افزایش جمعیت و نیازهای شهری، تأمین مالی شهرداریها تبدیل به یک چالش مهم شده است. در این زمینه، عوارض به عنوان یکی از ابزارهای اصلی تأمین مالی شهرداریها مطرح میشوند، اما تأثیر مستقیم عوارض بر درآمد شهرداریها وابسته به میزان و نوع عوارض، نیازها و قدرت خرد جمعیت و توان مالی شهروندان است. از سوی دیگر، روشهای مبتنی بر مشارکت جمعی به عنوان یکی از روشهای نوین و مؤثر در تأمین مالی شهرداریها، در سالهای اخیر به طور گسترده مورد توجه و استفاده قرار گرفتهاند. این روشها با هدف جمعآوری منابع مالی از طریق مشارکت و همکاری شهروندان و سازمانها در فعالیتهای شهری، به شهرداریها امکان میدهند تا بهترین خدمات را به شهروندان خود ارائه کنند و پروژههای توسعه را پیش ببرند. روشهای مبتنی بر مشارکت جمعی شامل انواع مختلفی از فعالیتها و مکانیسمها هستند. این روشها میتوانند شامل حمایت مالی مستقیم از سوی شهروندان و سازمانها، ایجاد شراکتهای عمومیـ خصوصی، تشکیل صندوقهای مشارکتی، ایجاد پلتفرمهای آنلاین برای جمعآوری و انتقال وجوه مالی، ایجاد سیستمهای مالی مبتنی بر واحدهای مصرف انرژی و غیره باشند. تأثیر روشهای مبتنی بر مشارکت جمعی در تأمین مالی شهرداریها بسیار حائز اهمیت است. استفاده از این روشها میتواند منجر به افزایش درآمد شهرداریها شده و امکان ارائۀ خدمات بهتر و بهبود شرایط زندگی شهروندان را فراهم کند. همچنین، انتخاب روشهای مبتنی بر مشارکت جمعی مناسب و اجرای بهینۀ آنها میتواند به افزایش سرمایهگذاری، توسعۀ شهری و ایجاد رشد اقتصادی در شهرها کمک کند. این در حالی است که در ایران به این رویکرد و تشویق آن و تلاش برای تقویت و توسعۀ آن توجه کافی نشده است. اگرچه مشارکت میتواند در دیگر روشها همچون اخذ عوارض و ارائۀ خدمات مستتر باشد، ولی دارای پتانسیل بالایی برای بهرهمندی مؤثر و قابل توجه است.