بازآفرینی بافت تاریخیـ فرهنگی شهر ارومیه جهت تحققبخشی توسعۀ پایدار
نویسندگان
1 استادیار، گروه شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکترای گروه شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
3 استادیار، گروه شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.22034/uep.2023.393647.1353چکیده
مقدمهشهر ارومیه از شهرهای تاریخیـ فرهنگی ایران است. در این شهر نیز مانند بسیاری از شهرهای دیگر، بافتهای تاریخیـ فرهنگی دچار فرسودگی شده و با مشکلات عدیدهای روبهرو است. در بافت تاریخیـ فرهنگی شهر ارومیه درآمد سرانۀ ساکنان کمتر از میانگین شهری بوده و نرخ بیکاری بالاتر از سایر نقاط شهری است. واحدهای مسکونی کمدوام و تراکم نفر در واحد مسکونی بالاتر از میانگین شهر است. این قسمت از بافت شهر ارومیه دچار مشکلات زیستمحیطی متعددی بوده و میزان برخورداری و دسترسی ساکنان به خدمات شهری و وضعیت زیرساختهای شهری نامناسب است. بالا بودن سطح ناهنجاریهای اجتماعی و زمینۀ بروز آن نسبت به میانگین شهری مشهود است. در نهایت هویت تاریخی و فرهنگی در این بخش از شهر مورد بیتوجهی قرار گرفته و شأن و منزلت اجتماعی در این نواحی بهشدت کاهش یافته که این مسئله منجر به جایگزینی اقشار اجتماعی شده است. این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که بازآفرینی بافت تاریخیـ فرهنگی شهر ارومیه تا چه اندازه به تحقق پایداری در بافت مورد مطالعه کمک میکند؟ از اینرو، در تحقیق حاضر مهمترین دغدغه و مسئلۀ محقق، پرداختن به بازآفرینی بافت فرسودۀ تاریخیـ فرهنگی شهر ارومیه است تا با تحلیلی بر نقش بازآفرینی شهری موجب شناسایی نقاط محروم و ناکارآمد این قسمت شهر شده و تحققپذیری اصول توسعۀ پایدار شهری در این نقاط بررسی شود.مواد و روشهاتحقیق حاضر به لحاظ ماهیت و محتوای کاری، توصیفی و از نوع پیمایشی است. از طرفی این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است، زیرا اصول و فنون تدوین شده در تحقیق میتواند برای حل مسائل اجرایی و واقعی به کار گرفته شود و کاربرد عملی دارد. از نظر زمان نیز از نوع مقطعی است. برای جمعآوری دادهها از دو روش مصاحبه عمیق و پرسشنامه استفاده شد. جامعۀ آماری پژوهش شامل جمعیت ساکن محدودۀ بافت تاریخیـ فرهنگی شهر ارومیه که ٣١٨١١ نفر است و حجم نمونه براساس فرمول کوکران برابر 380 نفر به دست آمد. برای اندازهگیری بازآفرینی بافت تاریخیـ فرهنگی از پرسشنامۀ محققساخته استفاده شد. پرسشنامه در مقیاس لیکرت 5 گزینهای تنظیم شده است. اعتبار محتوای پرسشنامه با استفاده از نظرات اساتید این حوزه بررسی شد. علاوه بر آن، از روایی سازهای استفاده شد. برای بررسی پایایی سؤالها، از پایایی ترکیبی استفاده شد. ابتدا نرمال بودن دادهها از آزمون کولموگروفـ اسمیرنوف استفاده شد. آزمون سؤالهای پژوهش، مورد بررسی قرار گرفت و پس از تأیید نرمال بودن دادهها، از همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ دوم استفاده شد. محاسبات در محیط نرمافزار SPSS و Amos و Smart Pls انجام گرفت.یافتههاتحلیل عاملی مرتبۀ دوم نشان میدهد بارهای عاملی تمام شاخصهای بازآفرینی شهری پایدار بزرگتر از 0/4 بوده و در سطح احتمال 95 درصد معنادار هستند. ابعاد اجتماعی با بار عاملی 0/91 بیشترین تأثیر را در بازآفرینی شهری پایدار در بافت مرکزی شهر ارومیه دارد. پس از آن بهترتیب ابعاد فرهنگی با بار عاملی 0/88، ابعاد اقتصادی با بار عاملی 0/83 و ابعاد کالبدی با بار عاملی 0/79، ابعاد مدیریتی با بارعاملی 75 و زیستمحیطی با بار عاملی 0/68 در ردیف بعدی قرار دارند. براساس یافتههای حاصل از تحقیق حاضر همۀ شاخصهاى کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی و مدیرتی داراى رابطۀ معنادارى با متغیر وابسته بازآفرینی بافت تاریخیـ فرهنگی شهر ارومیه هستند و به ترتیب شاخصهای اجتماعی (0/609)، فرهنگی (0/553) اقتصادی با (0/525)، کالبدی با (0/411) مدیریتی با (0/382)، زیستمحیطی با (0/335)، بیشترین تا کمترین تأثیر را بر متغیر وابسته دارند. بنابراین، همۀ شاخصهاى پایداری با توجه به ضریب تعیین (٢R) بر متغیر وابسته تأثیر دارند. میتوان نتیجه گرفت که بیشترین اثرگذاری به صورت مستقیم و غیرمستقیم مربوط به شاخص اجتماعی با اثر مستقیم 0/609 و غیرمستقیم 0/402 و بعد آن مربوط به شاخص فرهنگی با ثر مستقیم 0/553 و غیرمستقیم 0/375 است.نتیجهگیریدلیل اصلی انجام حجم قابل توجهی از مطالعات در زمینۀ بازآفرینی شهری توسط محققان و برنامهریزان شهری در جهان، این است که این پدیده قادر خواهد بود تمامی جنبههای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، زیستمحیطی و کالبدی را در یکپارچهسازی ساختار شهر در نظر گرفته و یکپارچه کند. تنوع فرهنگی در شهرهای ایران بسیار است و این امر باعث راهاندازی یک روند جدید بازآفرینی شهری شده و آن ایجاد انگیزه و بهبود پایداری شهری است. شاخصهایی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند. باید به طور قابل توجهی در پروژههای بازسازی شهری آینده در شهر ارومیه بهخصوص در بخش تاریخیـ فرهنگی در اولویت قرار گیرند. شهر ارومیه در حوزۀ بازآفرینی پایدار شهری از طریق گروههای فرهنگی حرکت یا گرایش فرهنگی مشخص خود را دارد، اما شهرهای ایران به طور عام و ارومیه ضمن بهرهمندی از اقوام مختلف، همچنان فاصلۀ بسیار زیادی تا بازآفرینی پایدار دارند، زیرا زیرساختهای لازم برای آن فرایند از جمله کارکردهای فرهنگیـ اجتماعی را ندارند. این نقشها از تنوع مردمی با ایدهها، خواستهها، مشاغل و تأثیرات نوآورانه گوناگون ناشی میشوند. در شهر ارومیه، ساکنان، عوامل جدی یا نیروی انسانی در برنامهریزی، اجرا و تغییرات نیستند. از اینرو سرمایههای فرهنگی که پیامد فرایند بازآفرینی شهری پایدار است در این شهر (بافت تاریخیـ فرهنگی) شکل نگرفته است. همچنین، اقوام مختلف در محلههای همگن فرهنگی شهر ارومیه هنوز تأثیرات مرتبطی در تغییرات فضایی در آنها ندارند. بنابراین، فرهنگهای عمومی کثرتگرا، مانند فرهنگهای ایجادشده در سایر کشورها شکل نگرفته و فضاهای عمومی پایدار در شهرها و بهخصوص شهر ارومیه ایجاد نشده است. یافتههای این پژوهش میتواند واقعیتهای مهم اجتماعی را برای توسعۀ برنامهریزی بازآفرینی در اختیار سیاستگذاران شهری ایران و شهر ارومیه قرار دهد، که به بهبود سرمایههای اجتماعی گروههای فرهنگیـ قومی کمک میکند.