بررسی تحلیلی و ارائۀ مدل مفهومی طراحی مطابق با مسکن انسانگرا (موردپژوهی تکنگاری: مسکن مهر شهر قزوین)
نویسندگان
1 مربی، گروه معماری و شهرسازی، دانشگاه فنی و حرفهای، تهران، ایران
2 کارشناسی معماری، گروه معماری و شهرسازی، دانشگاه فنی و حرفهای، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2023.408861.1388چکیده
مقدمهتوسعۀ پایدار شهری امروزه جزء مهمترین مسائل در مدیریت شهرها است. بنابراین، سیاستهای مدیریت شهری در زمینۀ برنامهریزی مسکن، با توجه به اولویت و فراوانی آن در شهرها، بر قابلیت زندگی و کیفیت زندگی شهری؛ تأثیر قابل توجهی خواهد داشت. انسانگرایی یکی از رویکردهای طراحی مسکن پایدار است. خلأ موجود در پژوهشهای گذشته این است که اغلب مسائل مرتبط به ویژگیهای طراحی مسکن انسانگرا به صورت موردی با تأکید بر یک یا چند عامل بررسی شده است و در هیچیک، نوعی مدل جامع برای طراحی مسکن پایدار انسانگرا ارائه نشده است. بنابراین، در این پژوهش به بررسی الگوی مطلوب انسانگرایی، در طراحی مسکن پایدار امروزی، با نگاه ویژه به مسکن اجتماعی مهر قزوین، صورت گرفته است. وجه تمایز این پژوهش این است که در آن با نگرشی نو به نیازهای انسان در فضا و بررسی معیارهایی پرداخته است، که در پژوهشهای پیشین به طور جامع به آن پرداخته نشده بود. مواد و روشهاپژوهش حاضر یک تحقیق کاربردی به روش تحقیق آمیخته شامل بخشهای زیر است؛ که میتواند در حوزۀ طراحی شهری و معماری در دورۀ معاصر به کار گرفته شود. بخش اول شامل مصاحبه با خبرگان و بررسیهای میدانی برخی خانههای معاصر است؛ که اطلاعات مربوط به آنها از طریق اسنادی گردآوری شده است. نتایج حاصل از این بخش منجر به ارائۀ دو مدل مفهومی تطبیقی کلی که در آنها بهاختصار شاخصهای کیفی اصلی مسکن پایدار انسانگرا، ویژگیها و روابط بین آنها در ارتباط با یکدیگر از دیدگاه صاحبنظران شرح داده شده است. بخش دوم در این بخش ابتدا پرسشنامه مقدماتی با مقیاس لیکرت تهیه شد و با مصاحبه با خبرگان، کفایت محتوای مطالعه به دست آمد. سپس پرسشنامهها نیز برای تعیین روایی صوری آنها مورد آزمایش و بازنگری قرار گرفتند. در نهایت با مصاحبه با اساتید و خبرگان تعداد و عنوان سؤالهای پرسشنامه تعدیل شدند. پرسشنامۀ نهایی در این پژوهش با 4 سؤال توصیفی (سن، جنسیت، تحصیلات، شغل) و 16 سوال تحلیلی به صورت مقیاس لیکرت (پنجگزینهای) طرح شده است. در این بخش از پژوهش، از طریق مصاحبه با 50 نفر از ساکنان مسکن مهر قزوین به طور تصادفی، به اشباع نظری رسیدیم. قلمروی مکانی تحقیق، شهرک مهرگان قزوین است.یافتههادر بخش اول پژوهش، بر اساس مطالعات انجامشده و مصاحبه با اساتید و خبرگان به دو مدل مفهومی در زمینۀ طراحی مسکن پایدار انسانگرا رسیدیم. مدل اول بهاختصار شامل شش مقولۀ اصلی امنیت، تعامل، تعلق، خلاقیت، زیبایی، داخلی و عوامل مؤثر بر آنها است. خروجی این مدل عوامل مؤثر بر هر یک از مقولات بهترتیب میزان اشتراک با هم است. در این مدل، برای مقولۀ تعامل (با هشت عامل مؤثر) بیشترین راهکارهای عملی طراحی ذکر شده است. بعد از آن بهترتیب برای مقولات تعلق، خلاقیت، و زیبایی (با هفت عامل مؤثر)، برای مقولۀ امنیت (با شش عامل مؤثر) و برای مقولۀ طراحی داخلی (با پنج عامل مؤثر) راهکارهای عملی مؤثر ذکر شده است. بدیهی است میزان اشتراک عوامل مؤثر در هر یک از مقولات نشاندهندۀ اهمیت آن عامل و تأثیر چندجانبه در طراحی مسکن پایدار انسانگرا است. بنابراین، میتوان عامل مؤثر ایجاد تنوع در فضای مسکن را با وجه اشتراک آن در چهار تا از مقولات اصلی، مهمترین راهکار در طراحی انسانگرای یک مسکن پایدار دانست. خروجی مدل مفهومی دوم، به دلیل اهمیت بیشتر، فقط بررسی عوامل مؤثر مشترک بر مقولات، به صورت معکوس است. در بررسی این مدل، بدیهی است که تعداد فلشهای متصل از عوامل مؤثر بر طراحی به هر یک از شش مقولۀ اصلی میزان اهمیت آن عامل را نشان میدهد. لذا بررسی این مدل نیز نشاندهندۀ بیشترین تأثیر عامل مشترک تنوع (با تأثیر بر چهار مقوله) در درجۀ اول، بعد از آن عوامل توجه به مقیاس و فضاهای تجمعی در طراحی (با تأثیر بر سه مقوله) در درجۀ دوم و در نهایت، عوامل توجه به نور در فضا، تسهیلات مورد نیاز هر فضا و حس هویت (با تأثیر بر دو مقوله) در درجۀ سوم اهمیت قرار دارند. یافتههای بخش دوم تحقیق که از طریق پرسشنامه و بعد مصاحبه با همان افراد مورد پرسش و موردپژوهی شکل گرفته است. پس از جمعآوری دادهها، فرایند تحلیل برای هر یک از مصاحبهها به صورت جداگانه صورت گرفته است. در نهایت با توجه به مطالعات میدانی، مفاهیم و مقولههای فرعی و اصلی متناظر با هم، که بر اساس تفسیر متن مصاحبهها با استفاده از روش تحقیق و معیارها و اهمیت آنها ذکر شده، در جدولهایی ارائه شده است.نتیجهگیریبا جمعبندی محتوای مفهومی مجموعه مقولههای بهدستآمده، به نظر میآید درک و تجربۀ ساکنان شهرک مهرگان، از وجوه مختلف نامطلوب است. این تفسیر را میتوان به مقولههای تعاملی اشاره شده، نسبت داد. چنین درک و تجربهای ناشی از مقولههای علّی شرایطی گفته شده است و در بستر آنها به وقوع میپیوندد؛ شرایطی که در پژوهش حاضر، حسی از عدم اطمینان و ناپایداری و بیتوجهی به نیازهای انسان را در ارتباط با اتفاقات آینده برای ساکنان این منطقه به همراه دارد و نیز چنین درک و تجربهای، پیامدهایی را نیز به دنبال دارد. بنابراین برای تغییر در شکل خانههای امروزی و توجه به «درک و توجه به نیازهای انسان» به عنوان پدیده یا مقولۀ هستهای، میتوان اقداماتی را در قالب یک چارچوب اولیه برای شکلگیری مسکن معاصر بهویژه مسکن اجتماعی برای اقشار کمدرآمد بر مبنای انسانشناسی، برآمده از توجه توأمان به مبانی نظری و بهویژه مطالعات زمینهای انجامشده در این مقاله، ارائه شده است. برخی از این موارد عبارتاند از: تلاش برای ایجاد فضاهای باز و نیمهباز، پیوند طبیعت با معماری، استفاده از گیاهان، ایجاد حریم در ورودی واحدهای سکونت، ایجاد محرمیت، اختصاص فضاهایی برای خانمها و اختصاص فضاهایی برای گردآوری خانواده، ایجاد ایستگاههای حملونقل شهری، توریع زونهای مختلف فرهنگی در نقاط مختلف شهرکهای مسکونی، تعریف ورودیها، تعریف جدارهها. برای پیشنهاد تحقیقات آتی، جامعۀ آماری انتخابشده میتواند در مقیاس منطقهای و شهری مورد بررسی قرار گیرد. همچنین میتوان تأثیر جغرافیا و اقلیم متفاوت شهرهای مختلف ایران و جهان را بر انسانگرایی در مسکن مورد بررسی قرار داد و یا این موضوع را در ساختمانهای شهری پرتکرار با عملکردهای دیگر از جمله اداری مورد بررسی قرار داد.