واکاوی تناسبات پرتکرار در تحولات جدارۀ میدان امام خمینی(ره) تهران
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی معماری، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران
2 گروه معماری، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2023.409994.1390چکیده
مقدمهمنظر و سیمای شهری در پوستۀ ظاهری و بیرونی عناصر تشکیلدهندۀ شهر، یکی از شاخصهای نقد و قضاوت کیفیت شهری به شمار میرود. کیفیت بصری و کالبدی فضاهای شهری به مثابۀ محلی برای حضور شهروندان، تأثیر بسزایی در ارتقای سرزندگی و تعلقخاطر در محیط دارد. در این بین نظم و تناسبات در اجزای تشکیلدهندۀ جدارهها و نماهای شهری، موجب افزایش این کیفیت در میادین شهری میشود. نظم و هماهنگی در عین گوناگونیِ ساختاری، میتواند در ایجاد هویتهای بصری و کالبدی جدارههای شهری نیز مؤثر واقع شود. این تأثیر به واسطۀ تکرار اصول طراحی و ریشهدار بودن قواعدی همچون تناسبات و هندسۀ بهکاررفته در بناهای تاریخی آن بستر تقویت میشود. به دیگر سخن، پیوند چهرۀ فضاهای نوساخته در شهرهای معاصر با هویت کالبدی موجود در بدنۀ تاریخی مکانهای دارای اصالت، نیازمند خوانش قواعد، تدابیر و انتظام کالبدی کارا و مناسب آنهاست. این موضوع میتواند با تداعی و تکرار تناسبات بهکاررفته در سطوح با هویت، در جدارههای جدید، بسترهای خوانا، متنوع و زیبا را پدید آورد، میدان امام خمینی(ره) (میدان توپخانه) به عنوان یکی از میادین مهم و باسابقۀ شهریـ حکومتی در تهران، ازجمله نمونههای حائز اهمیت در این عرصه بوده که با وجود تغییرات متعدد در سیر تاریخی خود (دورۀ ناصری تا پهلوی دوم)، از مشترکات زیادی در طراحی استفاده کرده است. به اینترتیب، پژوهش حاضر با تأکید بر بررسی تغییرات و تحولات رخداده در جریانهای معماری ایران در گذار از دوران قاجار ناصری تا عصر حاضر، الگو و تناسبات هندسی موجود در جدارههای این میدان را مقایسه میکند. این روند ضمن شناسایی عناصر مشترک و تکرارپذیر در تحولاتِ شکلی بدنۀ میدان، میتواند معرف راهکارهایی در طراحیهای معاصر نیز باشد.مواد و روشهاپژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی - توسعهای بوده و از لحاظ ماهیتی نیز در رستۀ تحقیقات آمیخته (کمّی – کیفی) و وابسته به راهبرد تفسیری - تاریخی جای میگیرد. سامانۀ جستوجوگر این تحقیق با توجه به وابستگی به کمیت طول و تناسبات از جنبۀ کمّی و جهت شناسایی محتوای تأثیرگذار بر نما از جنبۀ کیفی برخوردار بوده است. به همین دلیل، میتوان بیان کرد که پژوهش حاضر ماهیتی آمیخته داشته که به جهت تأکید بیشتر بر تناسبات در مقایسه با عوامل تأثیرگذار اصلی، وجه کمّی بر وجه کیفی ارجحیت دارد. درخور یادآوری است که پردازش رویکرد تفسیری - تاریخی ابتدا بر پایۀ اعتبار اسناد تصویری و برداشتشده از میدان به عنوان قراین معرف و استنباطی و در ادامه به کمک اسناد ثانویه و مشاهدات میدانی از وضعیت حال، جهت تقویت روایی تحقیق، بهره برده است. در این راستا برای نمایش تناسبات هندسی در هر سه دورۀ تاریخی میدان، روشهایی ترسیمی برای تحلیل دادهها و نسبتهای محاسباتی استفاده شده است. این موضوع با ترسیم نماها در گام نخست، مقایسۀ تناسبات اضلاع در جزئیات تشکیلدهندۀ جداره با تناسبات ایرانی - اسلامی و نمایش فراوانی هر یک از تناسبات در گام پایانی صورت گرفته است.یافتههادر دورۀ اول (عهد ناصری)، بیشترین تناسبات بهکاررفته در هندسۀ اصلی نماها و همچنین، بازشوهای موجود در آن، بهترتیب مربوط به اعداد 1√، 5√ و 7√ بوده است. پیرامون تناسبات بهکاررفته در بناهای شاخص هر جداره مانند دروازۀ خیابان باب همایون و خیابان ناصری در نمای جنوبی میدان نیز میتوان بیان کرد که عدد 2√ و یا 1/414 بهوفور در سطح نما یافت میشود. علاوه بر این، نمای منتسب به بانک شاهی در جدارۀ شرقی میدان نیز دارای تناسب 3√ بوده که خود جز تناسبات ایرانیـ اسلامی محسوب میشود.در دورۀ دوم (پهلوی اول)، فراوانی تناسبات طلایی معماری ایرانی یعنی 3√ و 2√ افزایش چشمگیر داشته و این موضوع در تغییرات و تحولات رویداده در بناهای اطراف میدان در سیر گذار از دوران قاجار به پهلوی اول مشهود است. اگرچه در ساختارِ ظاهریِ جدارههای سازندۀ میدان که متشکل از ساختمانهای شهرداری و مخابرات در جدارههای شمالی و جنوبی و بانک شاهی در جدارۀ شرقی بوده؛ جزئیاتی از معماری و فرهنگ غربی ریشه دوانیده است، ولی اصول هندسی و نسبتهای ایرانیـ اسلامی بهمثابه نمودهایی معرف هویت و اصالت میدان همچنان حفظ شدهاند. درخور یادآوری است که ساختمان نظمیه دارای تناسبات 1√ و 5√ بوده و این تناسبات در ساختمان بانک شاهی بهرغم برخورداری از تغییرات و تحولات کالبدی و فرمی عمده، به صورت پیشین خود یعنی عدد 5√ بوده است. همچنین در ساختمان مخابرات نیز تناسب عدد 7√ غالب بوده که به موجب آن میتوان تبیین کرد؛ در دورۀ پهلوی اول تناسبات موجود در نمای بناهای پیرامون میدان همگی متأثر از تناسبات ایرانی- اسلامی و بر پایۀ اعداد اصمّ بوده است.در دورۀ سوم (پهلوی دوم)، اکثریت خطوط و عناصر بهکاررفته در سطح نما بدون هیچگونه تناسب مشخص و دلیل منطقی و گاه به صورت اتفاقی بروز یافته است، که نشان از ورود جریانی فاقد هویت و اعتبار فرهنگی به معماری میدان دارد. با نگاهی به معماری دورۀ سوم میدان توپخانه که مصادف با اواخر دوران پهلوی دوم و اوایل انقلاب اسلامی نیز هست، میتوان دریافت که به جهت ورود جریان مدرنیسم و پیامدهای ناشی از آن، مقولۀ تناسبات و روابط هندسی در معماری بناها بهتدریج تقلیل یافته است. البته وجود بناهای باقیمانده از دوران قبل تا حدودی نسبتهای قبلی را نمایش میدهد.نتیجهگیریبر اساس آنچه که بیان شد، روشن است که مقولۀ تناسبات و روابط هندسی ازجمله مهمترین عوامل شکلدهنده به جدارههای میادین شهری بوده که علاوه بر تعریف هویت و اصالت فضاهای شهری، بر کیفیت محیطی و بصری آن نیز تأثیرگذار بوده است. از اینرو خوانش هویت کالبدی میدان امام خمینی(ره) تنها با اتکا بر انتظام کالبدی و هماهنگی موجود در جدارههای آن امکان میپذیرد. در حقیقت نظم و تناسبات بهکاررفته در نمای ساختمانهای پیرامونی معرف هریک از دوران تاریخی میدان است. اگرچه در ادوار تاریخی، تغییرات و تحولات بسیاری ناشی از دگرشهای کارکردی و زمانی در جدارههای میدان ایجاد شده است، ولی استمرار تاریخی ماندگاری ابنیه، اثر شاخص و معناداری را نمایش دهد و تا چند دهه استمرار یابد.آنچه در ساختار جدارههای بناهای پیرامونی میدان در دورههای اول (قاجار ناصری) و دوم (پهلوی دوم) واضح و مشخص است، نشاندهندۀ وجود یک نظام تناسباتی مشخص در تمامی بخشهای نما است. ریشه و منشأ این نظم و انسجام در بدنههای سازندۀ میادین شهری را میتوان در ساختار ذهنی معماران و استادکاران آن روزگاران جست، عاملی که در معماری بناهای دورههای بعدی میدان بهتدریج به فراموشی سپرده شد.نتایج نشان میدهند تناسبات ایرانیـ اسلامی 1√ (مربع گون)، 2√، 3√ و 5√ در اجزای و کلیت ساختار نماهای چهار طرف هر سه دورۀ تاریخی میدان امام خمینی(ره) به شکل متنوع و پراکندهای دیده میشوند. این انتظام و هماهنگی در دورههای اول و دوم بهترتیب با بیشترین و متنوعترین ترکیبات همراه بوده، اما در دورۀ سوم، به واسطۀ «تغییر الگوی ساختوساز» و «افزایش ارتفاع جدارههای پیرامونی» بهمرور از رونق کمتری برخوردار است.