رویکردهای سیاسی و امنیتی خشکسالی سیستان و تنش با افغانستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی_ گرایش مسائل ایران، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی ، زاهدان ، ایران
2 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران.
3 دانشیار، گروه عمومی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، زاهدان، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2024.299432.3242چکیده
در چند دهه گذشته، ایران با بحران شدید آب مواجه بوده است. حوضه رودخانه هیرمند که از جنوب غربی افغانستان تا شرق ایران امتداد دارد، نزدیک به یک قرن است که محل مناقشات پی درپی بین دو کشور بوده است، اما این تنش ها در سال های اخیر و به دنبال گسترش بحران آب در ایران و ساخت بند در بالادست افغانستان برجسته تر شده است. به عنوان کشوری که در بسیار ی از حوضه های رودخانه های مهم خود در قسمت پایین دست قرار گرفته است، روابط ایران با همسایگان بالادست خود از جمله افغانستان نقش مهمی در دسترسی به آب دارد. ایران و افغانستان دو حوضه رودخانه مشترک دارند، حوضه رودخانه هریرود و حوضه رودخانه هیرمند. حوضه رودخانه هیرمند تنها حوضه رودخانه های فرامرزی افغانستان و ایران است که توافقنامه رسمی ضمیمه آن، معاهده 1973 رودخانه هیرمند است. به این ترتیب، به نظر ما مطالعه پیشرو موردی جالب برای بررسی روابط آبی بین ایران و افغانستان است. پژوهش ما حاکی از آن است که منابع آب فرامرز در حوضه رودخانه هیرمند از سوی ایران سیاسی و حتی امنیتی شده است، هیچ مطالعه ای بررسی نکرده است که چگونه مقامات دولتی ایران آب را به عنوان یک موضوع سیاسی و امنیتی در نظر گرفته اند. این مطالعه پیشنهاد می کند که مقیاس فضایی، کمبود آب، و زمینه سیاسی-اجتماعی از عوامل مهم شکل دهی به امنیتی سازی در حوضه رودخانه هیرمند هستند.