تبیین مدل مفهومی برنامهریزی شهری درمانگر استرس
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، مهندسی شهرسازی گرایش برنامهریزی شهری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
2 استادیار، شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
3 استاد، شهرسازی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2023.383058.1321چکیده
مقدمهشهرها با سرعت بسیار زیادی بهویژه در مناطق شمال شرقی آفریقا و جنوب غربی آسیا در حال گسترش هستند [1]. در سال 2007، جمعیت شهری جهان برای نخستینبار در تاریخ از 50 درصد پیشی گرفت و این نسبت همواره در حال رشد است [2]. با توجه به پیشبینیهای انجامشده در سال 2050 حدود 70 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی خواهند کرد [3] و حدود 90 درصد این رشد در آفریقا و آسیا اتفاق خواهد افتاد [4]. با وجود اینکه زیرساختها، شرایط اقتصادی اجتماعی، تغذیه و خدمات مراقبتهای بهداشتی در شهرها بهتر از مناطق روستایی است، اما زندگی در یک محیط شهری از دیرباز به عنوان یک عامل خطر برای بیماریهای روانی شناخته شده است [5]. با توجه به مزیتهای یادشده ایجاد تعادل بین این دو موضوع نیازمند درک بهتر تعامل بین زندگی شهری و سلامت روان است [6]. تأثیر شهرنشینی بر سلامت روان بسیار قابل توجه بوده و با توجه به پیشبینی افزایش جمعیت شهری به احتمال زیاد طی چند دهۀ آینده افزایش خواهد یافت [1]. سلامت روان با توجه به نقش آن به عنوان یک جزء ضروری از سلامت عمومی موضوع بسیار مهمی است و تأثیرات عمیقی بر افراد، جوامع، و اقتصاد دارد [7] و ارتقای آن برای بالا بردن سطح کیفیت زندگی و تابآوری جامعه ضروری است [8]. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی اختلالات سلامت روان در سال 2020 به یکی از تهدیدهای بزرگ برای سلامت انسان مبدل شده است. این امر همچنین پیامدهایی برای رونق اقتصادی دارد، چرا که استرس، افسردگی و اضطراب تأثیر بسیاری بر بازده کاری افراد دارد [9]. همچنین، از هر پنج بزرگسال در جهان یک نفر از یک اختلال روانی رنج میبرد [10] و 13 درصد از بیماریهای جهانی منشأ روانی دارند [11]. اهمیت رابطۀ زندگی شهری و سلامت روان به اندازهای است که انجمن جهانی روانپزشکی برای مطالعۀ بیشتر آن بخش علمی سلامت روان شهری را تأسیس کرده است [12]. با توجه به پیمایش ملی سلامت روان کشور ایران 23/6 درصد افرادی که مورد بررسی قرار گرفتهاند، نیازمند مداخلات روانشناختی هستند و 14/6 درصد افراد از اختلال اضطرابی رنج میبرند [13]. در حالی که مطالعات کمی به پیوندهای بالقوه بین جنبههای محیط ساختهشده و سلامت روان پرداختهاند و مطالعات این حوزه بیشتر بر سلامت جسمی متمرکز بودهاند [14]. قرار گرفتن در معرض استرس زیاد و آسیبهای ناشی از آن مهمترین عامل افزایش خطر اختلالات روانی است [15]. ساکنان شهر در معرض سطوح بالاتری از عوامل استرسزا قرار میگیرند و مواجهه با استرس بیشتر ممکن است موجب شیوع بیماریهای روانی مرتبط با استرس در میان ساکنان شهر باشد [16]. در واقع، استرس زندگی شهری مدرن میتواند زمینهای برای پرورش روانپریشی و اختلالات روانی باشد [17]. استرس شهری علاوه بر اینکه از عوامل مهم ایجاد بیماریهای جسمی (نظیر انواع سرطان، بیماریهای قلبی و عروقی، بیماریهای گوارشی) و بیماریهای روانی (نظیر افسردگی، اسکیزوفرنی، انزوای افراد و...) است، میزان ناهنجاریهای اخلاقی را نیز افزایش داده و موجب کاهش امنیت شهروندان میشود. علاوه بر این، استرس به دلیل تحمیل هزینههای درمانی زیاد به شهروندان موجب از دست رفتن سرمایههای انسانی در شهر نیز میشود. به همین دلیل لازم است برنامهریزان و طراحان شهری در برنامهها و طرحهای خود آرامش روانی شهروندان را به عنوان اصلی مهم در نظر بگیرند و از اقداماتی که به این آشفتگی ذهنی دامن میزند، بپرهیزند. در واقع، با توجه به اینکه ایجاد یک محیط شهری سالم در اولویت اصلی سیاستگذاران قرار دارد [18] و استرس شهری در شهرهای جهان رو به افزایش است [19] به تدوین یک شهرنشینی برنامهریزیشده برای جلوگیری از اثرات منفی زندگی شهری نیاز است [20]. از ابتدای قرن 20 مطالعات بسیاری به بررسی رابطۀ شهرنشینی و استرس و راهکارهای مؤثر بر آن با رویکردهای متفاوت پرداختهاند. اما تا کنون هیچ مطالعهای در راستای برنامهریزی شهری درمانگر استرس به صورتی که همۀ شاخصهای مؤثر بر استرس شهری را در نظر بگیرد و بر اساس ارتباطات میان آنها مهمترین شاخصها را کشف و مدل مفهومی مؤثر بر آن را ارائه دهد، انجام نشده است. به همین منظور، این پژوهش با هدف تحلیل محتوا مطالعات پیشین و شناسایی مهمترین شاخصها و ارائۀ مدل مفهومی برنامهریزی شهری درمانگر استرس انجام شده است.مواد و روشاین پژوهش از نوع مروری بوده و روش تحقیق در آن کیفی است. برای جمعآوری دادهها از مطالعات اسنادی و کتابخانهای و به منظور تحلیل آنها از شیوۀ تحلیل محتوا استفاده شده است. در واقع، این پژوهش در چهار گام اساسی با استفاده از یک رویکرد تفسیری اسناد کتابخانهای را تحلیل و بر اساس کدهای متنی استخراجشده سعی در شناسایی، تحلیل و تشریح ارتباطات میان شاخصهای برنامهریزی شهری درمانگر استرس دارد.یافتههایافتههای پژوهش بیانگر آن است که سلامت روان شهری و استرس شهری دارای تأثیرات دوجانبه مستقیم و غیرمستقیم هستند. شاخصهای مستخرج از مطالعات نظری در دو گروه دستهبندی میشوند. گروه اول افزایندۀ استرس شهری و به تبع آن، کاهندۀ سلامت روان شهری بوده و شامل محرومیت فرهنگی و روانی، تراکم ساختمانی، اضافه بار حسی، سبک معماری مدرن، تراکم رفت و آمد (شلوغی معابر)، طراحی شهری استرسزا، آلودگی هوا، مهاجرت، جرم و جنایت، محرومیت اجتماعی، خشونت، محرومیت اقتصادی، اقلیت قومی بودن، تراکم جمعیتی، میزان فشار زمان و اتلاف وقت و آلودگی صوتی است. گروه دوم کاهندۀ استرس شهری هستند و به تبع آن، سلامت روان را ارتقا میدهند و شامل دسترسی به منابع و خدمات، حمایت اجتماعی، سرمایۀ اجتماعی، تنوع فضایی، تنوع اجتماعی، تعاملات اجتماعی، ادغام محلی، فضای سبز و دسترسی به آن، احساس تعلق، هویت، عدالت در شهر، انسجام اجتماعی، سطح مشارکت، ثبات مسکونی، سرزندگی، میزان تابآوری، کنترل و پیشبینی محیط و دید به محیط شهر (تا 10 متر) است. درخور یادآوری است در نهایت پس از بررسی اثرات و پیامدهای نهایی برنامهریزی شهری درمانگر استرس ارتقای کیفیت زندگی در محیطهای شهری به عنوان مهمترین و جامعترین اثر این برنامهریزی شناسایی شده است.نتیجهگیریدر نتیجه، با کاهش محرومیت فرهنگی و روانی، تراکم ساختمانی، اضافه بار حسی، سبک معماری مدرن، تراکم رفت و آمد (شلوغی معابر)، طراحی شهری استرسزا، آلودگی هوا، مهاجرت، جرم و جنایت، محرومیت اجتماعی، خشونت، محرومیت اقتصادی، اقلیت قومی بودن، تراکم جمعیتی، میزان فشار زمان و اتلاف وقت و آلودگی صوتی و افزایش دسترسی به منابع و خدمات، حمایت اجتماعی، سرمایۀ اجتماعی، تنوع فضایی، تنوع اجتماعی، تعاملات اجتماعی، ادغام محلی، فضای سبز و دسترسی به آن، احساس تعلق، هویت، عدالت در شهر، انسجام اجتماعی، سطح مشارکت، ثبات مسکونی، سرزندگی، میزان تابآوری، کنترل و پیشبینی محیط و دید به محیط شهر (تا 10 متر) میتوان تا حد زیادی استرس شهری را کاهش و سلامت روان شهری را ارتقا داد. این شاخصها پس از بررسی جامع ادبیات نظری انتخاب شده و با توجه به تأثیراتی که بر دیگر شاخصها میگذارند و تأثیراتی که از آنها میگیرند همۀ شاخصهای شناساییشده را پوشش میدهند.