بسط مفهومی آزمایشگاه زندۀ شهری براساس روش تحلیل مفهوم تکاملی راجرز
نویسندگان
1 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری، گروه شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران
3 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران
doi
10.22034/uep.2023.382651.1320چکیده
مقدمهبا رشد سریع فناوری اطلاعات و ارتباطات، تحقق هوشمندی در شهرها نیازمند رویکردی جامع و سیستماتیک است تا شهرها در آینده قابل زندگیتر و پایدارتر شوند. هنر ایجاد مشارکت، ابزاری کارا در تبدیل شهرها به محیطهای نوآوری برای فرایندهای نوین برنامهریزی شهری است. در محیطهای شهری، مشارکت شهروندان، کسبوکارها، دانشگاهها و دولتهای محلی میتواند شرایط خوبی برای همآفرینی و ایجاد دانش فراهم کند و در نتیجه، به شهروندان فرصتی برای همکاری با سایر ذینفعان در شکل دادن به محیطهای شهری خود و رفع چالش فناوری در حوزۀ اجتماعی میدهد. یکی از راههای برونرفت از چالشهای مربوط به بعد اجتماعی فناوری این است که هنگام راهاندازی پروژههای هوشمند، آزمایشی اتفاق بیفتد تا شهروندان تأثیر آن را بر زندگی خود تجربه کنند. این امر به واسطۀ ماهیت شهرهای هوشمند به عنوان سیستمی پیچیده، موجب افزایش ابتکارات و ظهور آزمایشگاههای زندۀ شهری شد. این استراتژی تا حدی با چارچوب نوآوری باز همسو است و باعث میشود شهرها الگوی غالب توسعه و اجرای نوآوری از بالا به پایین را زیر سؤال ببرند و فرایندهای نوآوری را به همراه شهروندان آزمایش کنند. نظریهپردازان، آزمایشگاههای زندۀ شهری را وسیلهای برای تزریق ایدهها و انگیزههای تازه با روشهای تعاملی که با مردم اجرا میکنند، میدانند. این رویکرد، شیوههای به ارث رسیده از یادگیری فعال و مشارکت شهروندی را مدرن و بهروز میکند. به طور معمول همکاری در یک آزمایشگاه زندۀ شهری با همآفرینانی با تخصص، سلیقهها، فرهنگ و جایگاه اجتماعی متفاوت شکل میگیرد. با اینحال، این تنوع همچنین میتواند مانعی بر سر راه همکاری «طبیعی» بین همآفرینانی باشد که زبانها، اهداف و ارزشهای آنها ممکن است به طور گستردهای متفاوت باشد. این دقیقاً اهمیت و نقش آزمایشگاههای زنده در اجرا و ارزیابی این شکل جدید از همکاری است. به بیان دیگر، آزمایشگاههای زندۀ شهری در سراسر جهان بیشتر به منظور ایجاد نوآوری در درون و متناسب با مشکلات و زمینههای زندگی واقعی و چالشهای زندگی شهری اجرا میشود. از اینرو هدف این پژوهش، واضحسازی مفهوم آزمایشگاه زندۀ شهری با مرور نظاممند ادبیات نظری مرتبط با این مفهوم است. مواد و روشدر این پژوهش نظام گردآوری دادهها در نسبت با موضوعهای مورد بررسی به شیوۀ اسنادی است که در محیط یا بستر وب بوده و به گردآوری دادههای نوشتاری (متنی) در بانکهای اطلاعاتی و پایگاههای علمی الکترونیکی اتکا دارد. نوع دادههای مورد گردآوری در این سطح، تابعی از موضوعهای بررسیشده (ویژگیها، پیشایندها، پیامدها و ارجاعهای مفهوم آزمایشگاه زندۀ شهری) است. نظام گردآوری دادهها مبتنی بر یک فرایند چرخهای است که در دو مرحله 1- گردآوری دادهها قبل از آغاز مرحلۀ اصلی تحلیل مفهوم و 2- گردآوری دادهها همزمان با تحلیل مفهوم انجام شده است و شناسایی، غربالگری و انتخاب منابع شایسته ارجاع بر حسب دو معیار ارتباط و بیشترین ارجاع، سه فعالیت عمدۀ اصلی در هر مرحله را تشکیل میدهد. به اینترتیب، نتیجۀ اولیۀ جستوجو 103 منبع بود که با رعایت معیارهای ورود به 93 منبع کاهش یافت. سپس عنوان و چکیدۀ مقالهها مطالعه شد که 81 منبع مرتبط که دارای کلیدواژههای مورد بررسی بودند، وارد مطالعه شدند و سایر مقالهها حذف شدند. پس از حذف مقالات دارای مطالب تکراری، 40 مقاله باقی ماند. به اینترتیب، در مجموع 40 مقاله بهدقت مورد مرور و ارزیابی قرار گرفت و جمعآوری و تحلیل دادهها بر اساس روش راجرز انجام شد و اطلاعات مربوط به پیشایندها، ویژگیها، پیامدها، ارجاعهای مفهوم و مفاهیم مرتبط استخراج، خلاصهبرداری و کدبندی شد.یافتههایافتهها مبین آن است که چهار پیشایند: عوامل فردی و اجتماعی، عوامل مدیریتی، عوامل اقتصادی و عوامل فنی و اجرایی، شرایط پیشینی برای عینیت یافتن دو ویژگی عملکردی (همآفرینی، نوآوری باز و ...) و ساختاری (زمینهسازی، طرحریزی و ...) مفهوم آزمایشگاه زندۀ شهری هستند. یافتهها نشان میدهد بر اثر عینیت یافتن این ویژگیها علاوه بر پیامدهای مثبت مانند تحقق ساختار اجتماعی فناوری، تجاریسازی فناوری، گذار به سمت هوشمندی جوامع شهری و ...؛ پیامدهای منفی نیز با احتمال مغایرت و تفاوت در نتایج وجود دارد. همچنین، ارجاعهای مفهوم به واضحسازی بیشتر ویژگیهای آزمایشگاههای زندۀ شهری کمک کرده و از ویژگیها حمایت میکند. مفاهیم مرتبطی مانند آزمایشگاه زنده و آزمایشگاه زندگی نیز به فهم شباهتها، تفاوتها، توصیف مفهوم و توضیح معانی کمک کرده است.نتیجهگیرینتایج استفاده از روش تحلیل مفهوم تکاملی راجرز به تعریف و کاربرد دقیق تری از مفهوم آزمایشگاه زندۀ شهری به عنوان راهکاری ابزارمند، پیوسته و پردازشگر منجر شد. نتایج پژوهش بیانگر این است که آزمایشگاههای زندۀ شهری میتوانند به صورت یک روش، یک محیط، یک سیستم و یا یک رویکرد حاکمیتی در شهرهای هوشمند و با هدف مقابله با چالشهای سیاستگذاری در بعد اجتماعی فناوری مورد استفاده قرار گیرند و به عنوان نمونۀ خوبی از روششناسی مبتنی بر همآفرینی میتواند راه حلهای مختلف در آن آزموده شود، راهکارهای اثربخش پیادهسازی شود و سیاستهای مناسب برای پیشبرد و توسعۀ خدمات شهری در تمام سطوح در آن تدوین شود. به بیانی یک آزمایشگاه زندۀ شهری دارای ذینفعان متنوعی از جمله شهرداریها گرفته تا شرکتهای ارائهدهندۀ راه حل و خود شهروندان است که میتوان در آن محیطی واقعی، نه فضایی ساختگی و در عین حال پویا برای شبیهسازی مدلهای مختلف مدیریت شهری ایجاد کرد. در چنین محیطی میتوان راهحلها و بازخورد متقابل و چندجانبۀ ذینفعان را مورد بررسی، ارزیابی و تحلیل قرارداد و دادههای منتج از آن را برای افزایش راندمان و بهرهوری ابعاد مختلف زندگی شهری در شهرهای دیگر نیز بسط و گسترش داد. این امر باعث میشود تا منابع انسانی که به طور عمده همآفرینان در این نوآوریها هستند، بتوانند تمامی جنبههای تعامل با یک محصول تعاملی را، اعم از اینکه چگونه درک، آموخته و استفاده میشوند، بیاموزند. علاوه بر این، بازخورد تجربۀ کاربر میتواند سبب بهبود ایجاد ارزش در نوآوریها شود و به علت استفاده از این تجربیات از قبل طراحی شده و همچنین، تعامل کاربر و محیط، احتمال شکست پروژهها کمتر شود. شرط موفقیت یک آزمایشگاه زندۀ شهری در انتقال دانش میان ذینفعان متعدد در این بستر است. این امر از آن جهت اهمیت دارد که یادگیری در یک بخش و انتقال دادهها و نتایج به بخشهای دیگر میتواند فضایی تعاملی فراهم آورد که در آن نهادها بتوانند به طور مؤثر با یکدیگر به تبادل نظر بپردازند و در قالب این فرایند، همافزایی میانرشتهای به وجود آید. براساس یافتههای حاصل از پژوهش حاضر میتوان تعریف ذیل را برای آزمایشگاههای زندۀ شهری ارائه کرد: «آزمایشگاههای زندۀ شهری به عنوان یکی از ابتکارات جدید در شهرهای هوشمند و به عنوان شکل جدیدی از رابطه با مردم در جهت حل چالش مربوط به بعد اجتماعی فناوری (به عنوان اصلیترین معضل کنونی در شهرهای هوشمند) و با هدف ایجاد مشارکت عمیق و نظاممند مردم با سایر ذینفعان دولتی و خصوصی و با تمرکز بر گفتوگو و همآفرینی ایجاد شده است».