نقش سیاستهای تعدیل ساختاری در دگردیسی اقتصاد روستایی ناحیة رضوانشهر
نویسندگان
1 دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه خوارزمی
2 دانشیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه خوارزمی
3 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jhgr.2017.237266.1007494چکیده
توسعه بهویژه توسعة اقتصادی یکی از اهداف مهم کشورهای درحالتوسعه است. برایناساس، اجرای سیاستهای تعدیل ساختاری نیز از مهمترین اقدامات بهشمار میآید. در کشور ایران از سال 1389 به بعد، قانون هدفمندی یارانهها بهعنوان یکی از سیاستهای تعدیل ساختاری اجرا شد. دامنة گستردة پیامدهای اجرای این قانون، پرسشهای متعددی را مطرح کرد. از جمله اینکه بازتاب و نتیجة قانون هدفمندی یارانهها در اقتصاد روستایی چه بوده است؟ بنابراین در پژوهش کیفی حاضر، بررسی زمینهای بازتابهای پرداخت یارانه در سکونتگاههای روستایی شهرستان رضوانشهر پرداخته شد و تجزیه و تحلیل دادهها بهکمک تئوری زمینهای صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان میدهد در حوزة اقتصاد روستایی، اجرای هدفمندی یارانه با پیامدهایی مانند «تعدد ردیفهای هزینهکرد خانوار و افزایش حجم پرداختهای از پیش برقرار در اقتصاد روستا»، «تقویت بنیة درآمدی خانوار روستایی»، «برپایی و تشدید شکاف میان تولیدگران و خانوارهای روستایی»، «دگرش الگوی کسب و مصرف ثروت در اقتصاد روستا»، «ایجاد تکانه در جریان سرمایه میان اقتصاد روستا و شهر» و «تشدید روند فرامحلیشدن و سیاسیشدن اقتصاد روستایی» همراه بوده که درنهایت به سه مقولة کلان «تغییر هزینه و درآمد روستاییان»، «دگرگونی نظام تولید و مصرف ثروت در اقتصاد روستایی» و «رشد ریسکپذیری در اقتصاد روستایی» منجر شده است.