بررسی تأثیر نقش کنشگران تولید مکان در شکلگیری مفهوم حس دلبستگی مکانی (مورد پژوهی: اسلامشهر)
نویسندگان
1 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین، قزوین، ایران
2 گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه خوارزمی، تهران
3 ;کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری و منطقه ای دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22034/uep.2022.368707.1300چکیده
سیاستهای متفاوت توسعه شهری منجر به نقش کنشگران مختلف در شکلدهی به مکان میشود و این امر نتایج متفاوتی در تولید مکان در پی خواهدداشت. درک این تفاوت و تاثیر آن بر محصول نهایی (شکلگیری مکان و از آن رهگذر حس دلبستگی مکانی میان ساکنین) هدف این پژوهش است. برایناساس در این مقاله با بهره گیری از روش ترکیبی کیفی- کمی به بررسی میزان حس دلبستگی مکان (به عنوان شاخص اصلی در شکلگیری مکان) در محلات شهر اسلامشهر با خاستگاههای مختلف شکلگیری حاصل از نقش متفاوت کنشگران، پرداخته شدهاست. روش گردآوری دادهها در بخش بررسی میزان دلبستگی مکانی، پیمایش با استفاده از پرسشنامه و در بخش بررسی میزان نقش کنشگران، تحلیل اسناد و مصاحبه عمیق با مطلعین بوده است (رویکرد کیفی پژوهش). روش تحلیل دادهها بر مبنای بررسی معناداری اختلاف میانگین شاخص حس دلبستگی مکانی بین محلات دستهبندی شده در سه گونه مشارکت کنشگران است (رویکرد کمی پژوهش). این سه دسته عبارتند از: "ساخت بهوسیله کنشگران با خاستگاه غیررسمی (مردم)"، "ساخت بهوسیله کنشگران با خاستگاه رسمی (دولت)" و "ساخت بهوسیله کنشگران با خاستگاه ترکیبی از کنشگران". نتایج نشان میدهد در محیطهای شکلگرفته تحت تأثیر ترکیبی از کنشگران، حس دلبستگی مکانی بالاتر از محیطهای شکلگرفته تحت تأثیر تنها کنشگران رسمی (دولت) یا غیررسمی (جامعه محلی) است. بهعبارتدیگر میتوان چنین نتیجه گرفت، کنش متقابل میان کنشگران و تأمین شدن منافع کلیه گروههای ذیمدخل میتواند منجر به تبدیل فضا به مکانی دارای معنا برای ساکنین و از این رهگذر ارتقای حس دلبستگی مکانی آنان شود.