سنجش کیفیت معنایی نمای مجتمع‌های تجاری بر اساس خوانش ادراکات ذهنی مخاطبان (بانوان) آشنا و ناآشنا با محیط با کاربست نظریه زمینه‌ای (مطالعه موردی: شهر قزوین)

نویسندگان

1 استادیار، گروه معماری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.

2 استادیار گروه معماری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران

doi
10.22034/uep.2022.348239.1251
چکیده

هدف پژوهش حاضر یافتن ادراک ذهنی مخاطبان آشنا و ناآشنا درباره کیفیت معناشناختی نماهای معماری مجتمع‌های تجاری و بررسی تفاوت کیفیت ادراک ذهنی مخاطبان تحت تأثیر خاطرات و ذهنیات از نمای ابنیه تجاری شهر قزوین است. روش تحقیق آمیخته‌ای از روش‌های توصیفی تحلیلی و نظریه زمینه‌ای است. گردآوری داده‌ها با ابزار مصاحبه نیمه‌ساختاریافته از کاربران و ناظران این نماها و از میان عموم مردم صورت گرفته است. جامعه نمونه به‌صورت تصادفی منظم در دو دسته شهروندان قزوینی (مخاطبان آشنا) و مخاطبان ناآشنا با مجتمع‌های مورد بررسی انتخاب شدند. مخاطبان ناآشنا از بین ساکنان دو شهر رشت و تهران انتخاب شدند. علت انتخاب این دو شهر، یافتن تفاوت‌های احتمالی در پاسخ‌های این دو گروه بنابر تفاوت مقیاس شهر، انتظارات و پیش‌زمینه‌های ساکنان این دو شهر بود. ابنیه تجاری مورد سؤال شامل تمامی 13 مجتمع تجاری شهر قزوین است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد ادراک ذهنی مخاطبان آشنا و ناآشنا درباره کیفیت معناشناختی نماهای معماری مجتمع‌های تجاری شهر قزوین دارای تفاوت‌ها و شباهت‌های معناداری است. تفاوت‌ها عمدتاً به جنبه‌های عاطفی و پس‌ازآن، کارکردی مربوط است و شباهت‌ها در ادراکات ذهنی به ویژگی‌های شکلی- کالبدی نماها ارتباط دارد. درنهایت در میان زیربخشهای کیفیات معنایی، اگرچه کیفیات عاطفی در تعدیل نگرش منفی و ادراک ذهنی نامطلوب از نماهای تجاری برای مخاطبان آشنا مؤثر بوده اما کیفیات کالبدی و پس‌ازآن کارکردی، عوامل مهم‌تر و عام‌تر در ادراک ذهنی مطلوب برای مخاطبان آشنا و ناآشنا است که پیامد آن کیفیات عاطفی مطلوب خواهد بود.