سیاستگذاری سواد رسانهای در ایران: چالشها و ظرفیتها
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکده نظریه پردازی سیاسی وروابط بین الملل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشجوی دکتری علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی دانشگاه دوویسبورگ-اسن آلمان
4 دکتری علوم ارتباطات دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران شرق.
doi
10.30465/ismc.2020.5601چکیده
با توجه به اهمیت مقوله سواد رسانهای که این موضوع در سالهای اخیر در عرصه سیاستگذاری نیز مورد توجه قرار داشته است و با توجه به تعدد نهادهای تصمیمگیر و سیاستگذار در این زمینه در ایران، این امر با چالشهای مختلفی مواجه است. پژوهش حاضر با این هدف که چالشها و ظرفیتهای سیاستگذاری سواد رسانهای در ایران را مورد تحلیل قرار دهد، انجام شده است. ضمن مصاحبه با مسئولین و کارشناسان متخصص در چهار نهاد موثر در این زمینه (شورای عالی فضای مجازی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما) به روش مصاحبه گلوله برفی، به دنبال پاسخ به این سوال است که نهادهای متولی سواد رسانهای در ایران چه سیاستهایی برای ارتقای سواد رسانهای در ایران تدوین و اجرا کردهاند؟یافتههای پژوهش نشان میدهد که بعلت تعدد نهادهای تصمیمگیر در این زمینه، تمایز روشنی میان آموزش سواد رسانهای و فرهنگسازی در این زمینه دیده نشود و عدم تعادل در برنامهریزیها، به سیاستگذاریهای ناموفق رهنمون شود. بر این اساس، لازم است یک نهاد فرادستگاهی (مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی) بعنوان مرجع سیاستگذاری در این زمینه تعیین شود و سیاستگذاری در کلیه حوزهها (شامل آموزش و فرهنگسازی و ..) در آن صورت پذیرد.