بررسی آثار حس تعلق مکانی بر بازساخت فضایی-کالبدی سکونتگاههای روستایی (مطالعۀ موردی: دهستان نِه، شهرستان نهبندان)
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3 کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
چکیده
دلبستگی به محل زندگی، حس تعلق به محل را در افراد ایجاد میکند و سبب میشود سرمایههای فکری و مالی آنها بهمنظور ترقی محیط زندگی بهکار گرفته شود. این امر به تغییر در فضای سکونتگاهها میانجامد. هدف پژوهش حاضر، بررسی آثار تعلق مکانی بر بازساخت فضایی-کالبدی سکونتگاههای روستایی میباشد. جامعۀ آماری خانوارهای روستایی دهستان نِه در شهرستان نهبندان بهعنوان بوده است (12291 N=). با کمک فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده، 344 سرپرست خانوار بهعنوان نمونه مشخص شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه میباشد. با استفاده از آزمون t تکنمونهای، میزان حس تعلق مکانی در نمونۀ آماری بررسی شد. سپس بررسی رابطۀ خطی میان حس تعلق مکانی و بازساخت فضایی-کالبدی با استفاده از تحلیل واریانس (ANOVA) صورت گرفت و درنهایت، آثار تعلق مکانی بر این بازساخت، با استفاده از مدل رگرسیون و تحلیل مسیر بررسی شد. براساس نتایج، سطح تعلق مکانی در میان خانوارها قابلقبول است. دلبستگی عاطفی به محل نسبت به سایر شاخصها در سطح بالاتری قرار گرفته است. بررسی رابطۀ خطی حس تعلق مکانی و بازساخت فضایی-کالبدی، نشاندهندۀ رابطهای منسجم و معنادار میان این دو متغیر است؛ بهطوریکه حس تعلق به مکان، کیفیت مسکن، اصلاح زیرساختها، اصلاح بافت و شبکۀ معابر روستایی را افزوده است؛ بنابراین، بهمنظور افزایش حس تعلق مکانی و ماندگاری جمعیت در نواحی روستایی، باید خدمات حمایتی بیشتری مانند توسعۀ فرصتهای شغلی، توسعۀ کارآفرینی و غیره در اختیار روستاییان قرار بگیرد و محیطی مساعد برای زیست آنها فراهم شود.