چالشهای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روابط با دولت فدرال آلمان
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد علوم سیاسی . دانشگاه مازندران
2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران
3 دانشیار حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران
doi
10.22034/jgeoq.2024.196554چکیده
درجهان پرتلاطم امروز مدیریت بخشهای سیاسی، اقتصادی و نظامی را میتوان براساس اراده دولتها رقم زد ولی مباحث حوزه فرهنگی در ورای اراده انسانها است. ارزشهای پذیرفته شده، دین، جهانبینی، زبان، ادبیات و تعلقات قومی مشترک که سالها برقلب انسانها مسلط شده، مسائلی نیستند که طی چند دهه و یا سدههایی چند حاصل آمده باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی چالشهای دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در روابط فیمابین با دولت فدرال آلمان میباشد. براین اساس، دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با توجه به تأثیرگذاری معنا و اندیشه انقلاب اسلامی و تأثیرپذیری از آموزههای قرآنی و اسلامی، بر پایه زبان دیپلماتیک پیریزی شده که با توسعه و عمق بخشیدن به آن به یک گفتمان تمامعیار مبدل شده است. تنشزدایی و بهبود مناسبات با غرب پس از دوران دفاع مقدس باعث تقویت مناسبات ایران و آلمان شد، اما شروع بحث پرونده هستهای ایران در سال 2003مرحله جدیدی در روابط دو کشور را بهوجود آورد.