تولید انرژی و سوختهای زیستی از زیستتودههای لیگنوسلولزی
نویسندگان
1 استادیار، گروه تخصصی علوم و مهندسی کاغذ، دانشکده مهندسی چوب و کاغذ، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران
2 دانشجوی دوره دکتری صنایع چوب و فرآوردههای سلولزی/ گرایش صنایع سلولزی، دانشکده مهندسی چوب و کاغذ، دانشگاه علوم کشاورزی و
doi
10.22034/jrenew.2025.222200چکیده
موضوع زیستپالایی بهعنوان یکی از روشهای فرآوری مواد صنعتی و استفاده موثر از فرآوردههای تجدیدپذیر بهخوبی شناخته شده و تقریباً در اغلب کشورها به شکل کاربردی در آمده است. در مقیاس جهانی صنعت خمیروکاغذ موجب تولید مقادیر قابل توجهی پساب، ضایعات جامد و ضایعات گازی شده و منشا این ضایعات عمدتاً از بخشهای خمیرسازی، فرآیند مرکبزدایی و تصفیه پساب میباشند. سیستمهای زیستپالایی میتوانند یک روش کلیدی و مهم برای آینده زیستی ما باشند و با جایگزینی سوختهای فسیلی موجب تأمین انرژی پاک، تجدیدپذیر و انرژی خالص کربن (بدون تولید دی اکسید کربن و انتشار آن در اتمسفر) میشوند. زیستتوده جامد در پسماندهای چوبی و همچنین زیستتودههای لیکور سیاه خمیرسازی را میتوان از طریق فرآیندهای حرارتی به گاز سنتزی عمدتاً شامل Co و H2 همراه با مقادیر کمی از گازهای متان، Co2 و H2o تبدیل نمود. همچنین، با استفاده از روشهای مکانیکی- حرارتی از قبیل گازی کردن زیستتوده، گازی کردن لیکور سیاه، پیرولیز یا مایعسازی و کربونیزه کردن زیستتوده میتوان گاز سنتزی را به الکتریسیته و یا سوختهای مایع و مواد شیمیایی تبدیل کرد. زیستپالایی در کارخانههای خمیروکاغذسازی به دلیل قابلیت ذاتی آنها در جمعآوری و فرآوری زیست توده و تولید انرژی از آنها، فناوری بسیار مناسبی است. فنآوری زیستپالایی منابع جنگلی این قابلیت را دارد که در برقراری ارتباط بین جامعه، محیط زیست و صنعت (چوب و جنگل) نقش مهمی را ایفا کند. استفاده از غلظت زیاد قند در تخمیر برای تولید مقادیر زیاد اتانول میتواند یکی از پیشرفتهای بالقوه برای افزایش کارآیی یک کارخانه سوخت زیستی زیست اتانول باشد.