دیدگاه برساخت‌ اجتماعی و پوزیتویستی در جامعه‌شناسی احساسات

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه تبریز

2 کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه تبریز

doi
چکیده

احساس شاید از پربسامدترین اصطلاحاتی است که برای تبیین حالات انسانی مورد توجه قرار می­گیرد. اغلب دگرگونی حالات انسانی به احساسات ربط داده شده و انسان به عنوان موجودی احساسی تلقی شده است. تا چندین دهه­ی قبل احساسات به عنوان پدیده­­ای که اساس بیولوژیکی دارد مورد توجه روانشناسان قرار گرفته بود. اما با پیشرفت مطالعات جامعه­شناسی و توجه به زبان و قواعد ساختاری، امکان بیشتری برای مطاله­ی جامعه­شناختی احساسات به وجود آمده است. اگر زمانی احساسات به عنوان پدیده­ای بدنی و تغییرات بیولوژیکی تلقی می­شدند، اکنون احساسات به عنوان پدیده­ای زبانی ناشی از تغییرات فرهنگی تلقی می­شوند. اما همانند دیگر حوزه­های جامعه­شناختی، این حوزه­ی نوپا نیز عاری از مباحثات نظری نیست. از جمله­ی مباحثات مطرح در این حوزه تفاوت دیدگاه بین پوزیتیویست­ها و برساخت­گرایان و نقش ساختار اجتماعی در شکل­گیری احساسات است. مقاله حاضر، قصد دارد با طرح دیدگاه­های پوزیتیوستی و برساخت­گرایانه و نقش قدرت و پایگاه در ساختار اجتماعی، اندک سهمی در تمایز این دیدگاه­ها در حوزه­ی جامعه­شناسی احساسات داشته باشد.