بررسی تطبیقی تکنیک بازیگری سنفورد مایزنر و رویکرد تری شرایبر در خلق و توسعه شخصیت (تحلیل، نقد مفاهیم و روششناسی عملی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکدۀ عمران، معماری و هنر دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
2 استادیار گروه پژوهش هنر، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استاد گروه تئاتر، دانشکدۀ سینما و تئاتر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران .
doi
10.22034/theater.2025.530395.1128چکیده
سنفورد مایزنر و تری شرایبر، با تأکید بر رفتارهای بدن و احساسات ناشی از آن، به چگونگی نحوۀ تعامل بازیگران با شخصیتهای نمایشی پرداختهاند. مایزنر به بازیگر کمک میکند با حذف ابزار عقلانی، حضوری صادقانه در صحنه داشته باشد. در مقابل، شرایبر تأکید زیادی بر تحلیل لایههای عمیق روانتنی برای درک انگیزههای پنهان شخصیت دارد. در پژوهش پیشرو، تکنیک مایزنر با تمرکز بر واکنش در لحظه، و تمرینات شرایبر با تمرکز بر تعامل پویای بازیگر با متن، بهطور جداگانه تحلیل و نسبت به هم تطبیق داده میشوند. هدف پژوهش بررسی تطبیقی تکنیک بازیگری مایزنر و رویکرد شرایبر در خلق و توسعه شخصیت است تا با درک بهتر استراتژیهای مؤثر در تحلیل شخصیت، رویکردهای آموزشی بازیگری را غنی سازد. این پژوهش، تحلیلی-تطبیقی و از نظر شیوۀ گردآوری اطلاعات کتابخانهای است. همچنین تجزیهوتحلیل دادهها، به صورت کیفی بوده و برای انتخاب آزمودنیها از روش نمونهگیری غیرتصادفی استفاده شده است. یافتهها نشان میدهد، ایندو رویکرد به دنبال دستیابی به واقعگرایی و اصالت در اجرا هستند، اما از لحاظ روش و فلسفه، علیرغم تفاوتهای بنیادین، میتوانند به صورت مکمل مورد استفاده قرار گیرند. تلفیق واکنشهای خودجوش مبتنی بر محرکهای بیرونی از مایزنر و تحلیل عمیق شناخت روانتنی از شرایبر، رویکردی جامع برای درک، خلق و توسعه شخصیتهای باورپذیر ارائه میدهد.