تئاتر به مثابه فرم اجتماعی سرمایه: تحلیل جامعه شناختی اجرا در منطق بازار
نویسندگان
1 دکتری تخصصی مطالعات تئاتر،گروه هنرهای نمایشی، دانشکدۀ هنرهای نمایشی و موسیقی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/theater.2025.541759.1136چکیده
این پژوهش تئاتر را در بستر منطق بازار و در جایگاه یک فرم اجتماعی سرمایه واکاوی میکند. پرسش اصلی آن است که تئاتر چگونه در فرایندهای تولید، توزیع و مصرف، به سازوکاری برای گردش و تبدیل سرمایه بدل میشود و این فرایندها چه تأثیری بر فرم و معنا دارند. چارچوب نظری بر ترکیبی از سنتهای مارکسیستی، بوردیویی و پسامارکسیستی استوار شده و از تحلیل گفتمان انتقادی برای واکاوی روابط قدرت، الگوهای ارزشگذاری و سازوکارهای نهادی استفاده شده است. دادهها شامل متون نظری کلاسیک، پژوهشهای انتقادی معاصر و مطالعات موردی دومین یا ثانویه (2009-2024) در حوزۀ اقتصاد سیاسی اجراست که هم جنبههای ساختاری تولید تئاتر و هم ابعاد بدنمند اجرا بهمثابه یک فرایند را در بر میگیرند. یافتهها نشان میدهد که پنج گونه سرمایه ــ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، نمادین و بدنمند ــ بهشکلی درهمتنیده در تولید و مصرف تئاتر عمل کرده و بهطور متقابل به یکدیگر تبدیلپذیرند. این سرمایهها افزون بر منابع و فرصتها، ساختار زیباییشناسی، شیوههای سازماندهی اجرا و جایگاه بدن اجراگر را شکل میدهند. در عین حال، تئاتر ظرفیتهایی برای فاصلهگیری از منطق بازار دارد. از جمله از راه گسستهای فرمی، تولید مشارکتی و ارزشآفرینی خارج از چارچوب سرمایهداری. این پژوهش، با گونهشناسی سرمایهها و تحلیل پیوندهای میان فرهنگ، قدرت و اقتصاد، چارچوبی نظری برای فهم اقتصاد سیاسی تئاتر ارائه میدهد و مسیر را برای پژوهشهای میانرشتهای در این حوزه هموار میسازد. درنهایت، اهمیت این پژوهش در روشن ساختن سازوکارهای پنهان ارزشگذاری و گردش سرمایه در تئاتر است؛ سازوکارهایی که بر سازمان تولید، شیوههای بازنمایی و تجربه تماشاگر اثر میگذارند. چنین رویکردی امکان فهمی چندلایه از رابطه میان زیباییشناسی و اقتصاد را فراهم میسازد و نشان میدهد چگونه منطق سرمایه میتواند هم خلاقیت را محدود سازد و هم امکانهای نوینی برای آفرینش و بازتعریف کنش هنری پدید آورد. همچنین به نقش سیاستهای حمایتی و شبکههای توزیع در شکلدهی میدان اجرا پرداخته و پیامدهای نابرابری ساختاری را برجسته میکند.