تحلیل پدیدارشناختی دفرمگی بدن در بوتوهای هیجیکاتا تاتسومی: با خوانشی بینارسانهای از تأثیرات زیبایی شناختی نقاشیهای فرانسیس بیکن
نویسندگان
1 کارشناس ارشد بازیگری، دانشکدة سینما و تئاتر، دانشگاه هنر تهران، تهران، ایران.
2 مربی، گروه تئاتر، دانشکدة سینما و تئاتر، دانشگاه هنر تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/theater.2025.505739.1117چکیده
این پژوهش به بررسی چگونگی بازتاب مفهوم دفرمگی در بوتوهای تاتسومی هیجیکاتا با تأثیرپذیری از نقاشیهای فرانسیس بیکن میپردازد. در فضای پس از جنگ جهانی دوم، هنرمندان ژاپنی ازجمله هیجیکاتا در جستوجوی بازتعریف هویت خویش، بدن را بهعنوان رسانهای برای بیان تجربیات جمعی و فردی موردتوجه قرار دادند. هیجیکاتا با خلق اجراهایی مبتنی بر دفرمگی بدن، مفاهیمی چون زوال، سقوط و فروپاشی را بازنمایی کرد، درحالیکه فرانسیس بیکن نیز در نقاشیهای خود با تحریف فیگورهای انسانی به بیان مفاهیم مشابهی پرداخته بود. این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی دفرمگی در بوتوهای هیجیکاتا و نقاشیهای بیکن و با روش تحلیل بینامتنی انجام شده است تا نحوۀ انتقال این مفاهیم مشترک از رسانۀ تصویری به اجرای زنده را واکاوی کند. سؤال اصلی این است که نقاشیهای بیکن چگونه بر بازنمایی دفرمگی در بوتوهای هیجیکاتا تأثیر گذاشتهاند. برای پاسخ به این سؤال، دو نمونه از نقاشیهای بیکن موجود در بوتوفوهای هیجیکاتا و صحنهای از اجراهای او موردبررسی قرار گرفته است. یافتهها نشان میدهند که هیجیکاتا نه به تقلید مستقیم، بلکه به اقتباس از مضمون دفرمگی در قالب بدنمندی پرداخته است. هر دو هنرمند با گریز از روایتهای کلاسیک و شکستن فرمهای ازپیشتعیینشده، در پی بیان حقیقتی مبهم و غیرقابل تعیّن بودهاند. نتایج پژوهش حاکی از ارتباط معنادار بین نقاشیهای بیکن و اجراهای هیجیکاتا است و نشان میدهد که بوتوفوها بهعنوان نقطۀ آغازینی برای کشف بدنهای دفرمه و بازتعریف هویت ژاپنی پس از جنگ عمل کردهاند. در سطح تکنیکهای هنری، پژوهش نشان میدهد که هیجیکاتا در فرآیند انتقال مفاهیم بصری به عرصۀ اجرا، از سه مکانیسم اصلی بهره برده است: ترجمۀ ساختاری (تبدیل ترکیببندی بصری به روابط بدنی)، گسترش فضایی (تعمیم دفرمگی از چهره به کل بدن) و تحول زمانی (تبدیل لحظۀ ثابت نقاشی به فرآیند پویای اجرا). این مطالعه بر اهمیت رویکرد تطبیقی در تحلیل تأثیرات میانرشتهای در هنرهای اجرایی تأکید دارد و گویای آن است که دفرمگی در هر دو رسانه، وسیلهای برای بیان وضعیت انسانی در مواجهه با بحرانهای وجودی بوده است.