نقش ادراکات حسی در کیفیت زندگی مسکونی (نمونه موردی خانه های دوره قاجار تبریز)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه معماری، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
2 استاد گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
3 استادیار گروه معماری، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
4 استادیار گروه معماری، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2024.365845.3893چکیده
پدیدارشناسی با تبلیغ اصالت کیفی فضا و رخصت ظهور دادن به پدیدارها، زمینه ساز توجه به ادراکات حسی و ابعاد انسانی فضا گردید. هدف ما در این پژوهش، تحلیل الگوی خانه ی تاریخی ایرانی از منظر این نگاه و مکتب پدیدارشناسی می باشد. جهت نیل به این امر، ابتدا چهارچوب فلسفی پدیدارشناسی و نظریه پردازان این مکتب به صورت مفصل تشریح گردید، که حاصل این شرح شکل گیری مدل و روش پژوهش حاضر، از نوع کمی و کیفی بوده ، که در مدل کیفی با مدل تلخیص شده از چهارچوب فلسفی پدیدارشناسی، سعی در شناخت و تببین مؤلفه ها و عوامل مؤثر در تحقق کیفیت سکونت و ادراکات حسی دارد. نتایج حاصل از آمار کمی و توصیفی نشان میدهد که مخاطب در این گونه خانه های تاریخی همواره در سیّالیّتی محسوس در فضا قرار دارد، اکثر تغییر مکان های اصلی در این گونه فضاها با شکست محور افقی و حرکت در محورهای مایل و عمودی همراه میباشد که این امر باعث سیّالیّت فضایی رابطه ی بین سوژه و اُبژه میگردد و همچنین در راستای این سیّالیّت فضایی، ادراک تک حسی مخاطب از فضا تبدیل به ادراکی چند حسی میگردد، نتایج حاصل نشان میدهد که مخاطب ادراکی تام و عمیق در این گونه فضاها، تجربه میکند. به عبارتی انسان در این فضا؛ می شنود، می بیند، لمس می کند، می بوید و حتی می چشد. تمامی این عوامل، زمینه ساز حضوری چند بعدی و تام در فضا گشته و گفتگوی میان سوژه و اُبژه را فراهم می سازد.