معناشناسی تاریخی مفهوم تجدد در اندیشه و آثار مؤیدالممالک فکری ارشاد بر اساس نظریۀ تاریخ مفهوم راینهارت کوزلک

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزشی هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/theater.2025.528784.1126
چکیده

مفهوم تجدد در قلمرو ادبیات نمایشی ایران و ‌به‌ویژه نزد نمایشنامه‌نویسان آغازین دورۀ قاجار به‌عنوان هستی و مفهومی بنیادین به شمار می‌آمد که از اساس هم موجب پیدایش ادبیات نمایشی در ایران شده بود و هم به‌عنوان موضوع بنیادین نمایشنامه‌ها فهمیده می‌شد و کارکرد ‌می‌یافت. بااین‌وجود حضور و جلوه‌های گوناگون این مفهوم، توسط نمایشنامه‌نویسان آن دوره، همواره به یک معنا فهمیده نمی‌شد، بلکه معنای این مفهوم با توجه به ‌زمینه‌های اجتماعی و سیاسی متغیر و برآمدن ایدئولوژی‌های نوین مانند احزاب اجتماعیون عامیون (دموکرات) و اجتماعیون اعتدالیون در دورۀ نخست و دوم مجلس شورای ملی، دچار دگرگونی معنایی می‌شد. با توجه به این فرض است که نگارنده قصد دارد در خصوص موضوع این مقاله، یعنی معنای مفهوم تجدد در اندیشه و آثار مؤیدالممالک فکری‌ارشاد تأمل کند. برای بررسی آثار غیر نمایشی و نمایشی این نویسندۀ همسو با حزب اجتماعیون اعتدالیون و فهم تاریخی از معنای مفهوم تجدد و میدانِ معنایی آن لازم است که از دانش معناشناسی تاریخی به‌عنوان چارچوب نظری بهره جست؛ زیرا این دانش که یکی از مقومات نظریۀ تاریخ مفهوم راینهارت کوزلک است، به تشریح لایه‌های معنایی مفاهیم در تاریخ می‌پردازد و می‌تواند امکان‌بخش فهم و تبیین معنایِ تجدد بر اساس تاریخ‌مندی اندیشه و آثار فکری‌ارشاد باشد. لازم‌به‌ذکر است که در این پژوهش معناشناسی تاریخی مفهوم تجدد بر مبنای اصل درزمانی صورت خواهد گرفت تا از این طریق بتوان لایه‌های معنایی این مفهوم بنیادین را دقیق‌تر کشف و صورت‌بندی کرد. همچنین یافته‌ها پژوهش چنین است که مفهوم تجدد نزد این نویسنده دلالت بر قوۀ قهریه، همبستگی دولت و ملت، اتحاد اسلام، دولت منتظم هخامنشی، قانون اساسی مشروطه و ستیز با امتناعِ قدیم داشت و در پیوستگی با وضعیت تاریخی زمانه‌اش و در جدال با نیروهای تجددستیز آن دوره بود؛ جدالی که درنهایت، از نظر فکری ارشاد، منجر به پیروزی تجددستیزی بر تجددگرایی در می‌شود.