تجلّی زمان اسطورهای در آثار منتخب بهرام بیضایی ( مرگ یزدگرد، افرا و هشتمین سفر سندباد) با تکیه بر آراء ارنست کاسیرر
نویسندگان
1 کارشناس ارشد ادبیات نمایشی، گروه نمایش، دانشکدۀ سینما و تئاتر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه نمایش، دانشکدۀ سینما و تئاتر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران
doi
10.22034/theater.2025.485123.1103چکیده
در میان آراء و نظرات ارنست کاسیرر، «زمان اسطورهای» از جایگاه ممتازی برخوردار است لیکن نحوۀ بهکارگیری آن در آثار ادبی-نمایشی از بغرنجترین امور بوده بهگونهایکه کمتر اثری را میتوان یافت که توانسته باشد آن را بهطور کامل تجلی بخشیده باشد. بهرام بیضائی از معدود نمایشنامهنویسانی است که به این توفیق دست یافته و همین امر را میتوان یکی از دلایل توفیق این دسته از آثار وی دانست. شناخت ترفندها و چگونگی بهکارگیری زمان اسطورهای توسط بیضائی در آثار منتخبش، هدف این مقاله بوده تا نمونههایی مناسب جهت الگوگیری و نحوۀ بهکارگیری زمان اسطورهای در آثار نمایشی ارائه نماید. روش تحقیق بکار برده شده توصیفی ـ تحلیلی بوده و دادههای موردنیاز از طریق اسناد کتابخانهای و منابع معتبر اینترنتی به دست آمده است. مقاله ضمن ارائه آراء کاسیرر بهعنوان چارچوب نظری، نمایشنامههای افرا، مرگ یزدگرد و هشتمین سفر سندبادِ بهرام بیضایی را برای یافتن چگونگی تجلی دادن زمان اسطورهای کاویده است. نتایج نشان میدهد که بیضائی از طریق «کیفی و ذهنی» کردن زمان، «رویداد محوری» و نیز حذف «زمان خطی» و «دایره»ای کردن آن، موفق شده زمان آثارش را اسطورهای کند و به آراء کاسیرر نزدیک شود.