بازاندیشی مفهوم گروتسک و کارکردهای انتقادی آن با رویکردی به آموزههای میخاییل باختین (مطالعه موردی: نمایشنامۀ «دیکته» اثر غلامحسین ساعدی)
نویسندگان
1 استادیار، گروه هنر، دانشکدۀ عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی مقطع دکتری رشتۀ پژوهش هنر، گروه هنر، دانشکدۀ عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه ادبیات نمایشی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/theater.2025.484203.1101چکیده
گروتسک مفهوم ادبی تأثیرگذار برای انتقال احساسات انسانی متضاد به مخاطب است که در درون آن، مؤلفههایی همچون کمدی و تراژدی همزمان، ناهماهنگی و نابهنجاری، اغراق، دگردیسی، اشمئزاز و تجاوز اجتماعی وجود دارد. یکی از مهمترین نظریهپردازان این عرصه، میخائیل باختین است بهطوریکه پژوهش و بررسی مبحث گروتسک بدون توجه به نظریه و دیدگاه وی امری انکارناپذیر است. در ادبیات نمایشی ایران نیز مقولۀ گروتسک مورد استفادۀ تعداد اندکی از نویسندگان قرار گرفته است. غلامحسین ساعدی از زمرۀ این نویسندگان است که در دهۀ چهل شمسی به نگارش نمایشنامههایی با رویکرد انتقادی و اصلاحگرایانه در این وجه پرداخته است؛ به این سبب که نمایشنامههای گروتسک و انتقادی موفقی در غرب همزمان با وضعیت متزلزل اجتماعی و سیاسی آن دوران ایران نگارش یافته بود همچنین مبحث طنز در نمایش ایران با عدم تأثیرگذاری بر مخاطب در پایینترین سطح ارزش درام قرار گرفته بوده است. ازجمله آثار وی در این زمینه، نمایشنامهای با عنوان دیکته میباشد. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانهای و با ابتناء بر روش توصیفی-تحلیلی تلاش دارد زمینههای نظری و کارکردهای انتقادی گروتسک را در نمایشنامۀ دیکته غلامحسین ساعدی از منظر میخاییل باختین، مورد بررسی قرار دهد. بر اساس یافتههای این پژوهش؛ مؤلفههای انتقادی گروتسک باختین در نمایشنامۀ دیکتۀ غلامحسین ساعدی مخاطب را به تلاش برای اصلاح امور نابخردانه تشویق میکند.