تحلیل پارادیمی حکمرانی و سیاستگذاری انرژی‌های تجدیدپذیر در ایران

نویسندگان

1 استادیار، گروه مدیریت و علوم اجتماعی، پژوهشگاه نیرو، تهران، ایران

2 استادیار، گروه مدیریت و علوم اجتماعی، پژوهشگاه نیرو، تهران، ایران

doi
10.22034/jrenew.2024.187737
چکیده

سیستم انرژی جهان در مرحله گذار قرار گرفته است که از مشخصات اصلی آن تاکید بر تجدیدپذیرها می‌باشد. در ایران علی‌رغم پتانسیل قابل ملاحظه در زمینه نیروگاههای بادی و خورشیدی، فاصله زیادی میان ظرفیت نصب شده تجدیدپذیر با اهداف اسناد سیاستی می باشد. در این مقاله با بکارگیری تئوری داده‌بنیاد(پارادایمی) علل این امر از منظر حکمرانی و سیاستگذاری بررسی شده است. یافته ها نشان داد شرایط مداخله‌ای و زمینه‌ای، توسعه تجدیدپذیر را با موانع جدی روبرو کرده است. از جمله شرایط مداخله‌ای می‌توان به بالا رفتن نرخ ارز، تحریم و کاهش سرمایه‌گذاری خارجی در کشور، اداره متمرکز و فضای یارانه‌ای حاکم بر صنعت برق، ، وضعیت مالی وزارت نیرو و انگاره‌های ذهنی سیاستگذاران مبتنی بر بخش فسیلی اشاره کرد. شرایط زمینه‌ای نیز شامل عدم‌وفاق در خصوص چرایی و چگونگی توسعه تجدیدپذیرها در کشور، حاکمیت نگاه بخشی به حوزه انرژی به جای نگاه ملی، فقدان قدرت و استقلال کافی ساتبا نسبت به نهادهای بخش فسیلی، عدم امکان دسترسی سرمایه‌گذاران به منابع مالی کم هزینه، فضای حمایتی حاکم به نفع بخش فسیلی و لذا عدم کارکرد مدلهای مالی در حوزه تجدیدپذیر، فقدان راهبرد مشخص در زمینه ساخت داخل تجهیزات تجدیدپذیر و فرهنگ‌سازی نامناسب تجدیدپذیر اشاره نمود. با توجه به موارد برشمرده، اثربخشی اهداف، سیاستها و قوانین مصوب در حوزه تجدیدپذیر اندک شده است که نتیجه آن ظرفیت اندک نیروگاههای تجدیدپذیر، عدم تنوع مناسب سبد انرژی کشور، عدم نقش‌آفرینی تجدیدپذیرها در تامین امنیت عرضه انرژی کشور و نوعی بی‌اعتمادی اجتماعی نسبت به مشارکت در حوزه تجدیدپذیر است.