نقش نمایش تعزیه در تعدیل روابط شاه و مردم در دورۀ ناصرالدین‌شاه قاجار (1264-1313ق)

نویسندگان

1 دکتری مدرسی تاریخ و تمدن اسلامی، دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران .

doi
10.22034/theater.2024.473037.1083
چکیده

رابطۀ حاکمیت با مردم، در طول تاریخ و در همۀ سرزمین‌ها، با همۀ تفاوت‌هایی که ویژگی‌های تاریخی و سرزمینی می‌تواند در آن ایجاد کند حاصل شبکه‌هایی پیچیده در ساختار جوامع بشری است که خصوصیتی عام و فراگیر دارد. این شبکه‌های پیچیده که حاصل روابطِ قدرتِ بین انسان‌هاست به‌گونه‌ای تاریخی در سطوح مختلفِ روان فردی و اجتماعی انسان درونی شده است و کنش‌های روزمرۀ بین حاکم و مردم را مدیریت می‌کند؛ کنش‌هایی که در نقش میانجی‌هایی تعدیل‌کننده این روابط را پایا و تحمل‌پذیر می‌کند. تعزیه، مهم‌ترین و منسجم‌ترین گونۀ نمایشی در ایران، ورای نقش‌های تثبیت‌شده برای یک فعالیت هنری مذهبی، چون بروز اعتقادات مذهبی و بازنمایی زندگی اولیاء دین و بزرگداشت آنان، نقشی تعدیل‌کننده در روابط شاه و مردم داشته است. در این مقاله تلاش شده تا با بهره‌گیری از نظریۀ شخصیت فروید در حکم ساختار نظری، نشان دهد که چگونه تعزیه نقشی تعدیلی در روابط شاه و مردم داشته است. بازۀ زمانی این تحقیق دورۀ حکمرانی ناصرالدین‌شاه قاجار است که دوران اوج نمایش تعزیه در ایران به شمار می‌آید. به نظر می‌رسد که نمایش مذهبی تعزیه نقشی قابل توجّه در تعدیل روابط شاه و مردم در این دوره داشته است؛ نقشی که در مورد هر یک از دو طرف رابطه برخاسته از انگیزه‌های متفاوت بوده است. در این پژوهش سعی شده است، تا با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه‌ای و با تکیه بر ساختار نظری پیش‌گفته، دلالت متون تاریخی دربارۀ تعزیه، در بستر روابط شاه و مردم، توصیف و سپس تحلیل و تبیین شود.