تحلیل زمان کانتی-دلوزی در نمایشنامۀ اتاق روشنی به نام روز اثر تونی کوشنر
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات انگلیسی، پردیس بینالمللی کیش، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبانهای خارجه، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدۀ هنرهای نمایشی و موسیقی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/theater.2024.211614چکیده
پژوهش حاضر تحلیل بینارشتهای نمایشنامۀ اتاق روشنی به نام روز اثر تونی کوشنر بر اساس خوانش دلوز از فلسفۀ کانت است. بر اساس این تحقیق بیچفتوبست بودن زمان طبق قاعده اول کانتی و همچنین بینظمی حواس طبق قاعدۀ چهارم آن، منتج به بوطیقایی پسامدرن میشود که شاید بتوان آن را نمایشنامۀ روابط بههمریخته نامید. مطالعۀ حاضر اتاق روشنی به نام روز را طبق قواعد کانتی از دو جهت بررسی مینماید: اول آنکه، تلاش شخصیتها برای ایجاد محوری تحت عنوان لولا در بافت زمانی از لولا گریختۀ دلوزی امری محال است. بهعبارتدیگر، تقلای آنها برای رسیدن به یک زمینۀ مشترک ذیل مفهوم کمونیسم محکوم به شکست است. دوم آنکه، از چهارچوب دررفتگی زمان و بهتبع آن بینظمی حواس، روابط هنری-ادبی میان حوادث را نیز هم به هم میریزد. بهطوریکه وحدت و یکپارچگی ویژه به مفهوم کلاسیک در این اثر وجود ندارد. ازاینرو میتوان نتیجه گرفت بیچفتوبستی زمان که کنشهای بدون توالی و ازهمگسیخته را به دنبال دارد و بههمریختگی قوا که ماحصل بینظمی حواس است مقوله بازنمایی را امری محال و غیرممکن میسازد.