مواجهۀ آیسخولوس با حکایت اساطیری کهن در نمایشنامۀ «آگاممنون»؛ بررسی تطبیقی حکایت بازگشت از تروا تا قتل آگاممنون و کاساندرا در منابع پیشینی و نمایشنامه
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ هنر، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.
doi
10.22034/theater.2024.452040.1054چکیده
حکایت بازگشت آگاممنون به همراه کاساندرا بعد از ده سال جنگ در سرزمین تروا به آرگوس و سپس قربانی شدن آنها به دست کلوتمنسترا و با یاری آیگیستوس دستمایۀ آیسخولوس در تراژدی آگاممنون است. بازگفتهای دیگری از این حکایت اساطیری که قدمت آنها از نمایشنامۀ آیسخولوس هم بیشتر است، امروزه در دست است. در این مقاله کوشیدهایم ابتدا بازگفتهای کهن را بررسی کنیم و سپس در یک مطالعۀ تطبیقی ببینیم آیسخولوس در روایت خود از حکایت اساطیری چه نوآوریهایی داشته، بر کدام عناصر تأکید کرده و چه برداشتی ارائه داده است و بهاینترتیب راهبرد او در اقتباس دراماتیک برای بهصحنهآوردن یکی از مهمترین مقاطع در سرگذشت خاندان شاهی آرگوس را روشن کنیم. منابع پیشینی این حکایت که آنها را بررسی کردهایم عبارتاند از کتاب ادیسه، بازگشت یونانیان، اشعار غنایی و تصاویر کهن. سپس در بررسی رویکرد اقتباسی آیسخولوس بر چهار وجه ویژه در نمایشنامه انگشت گذاشتهایم: اول دلالت معنایی کاخ شاهی با تکیه بر کاربست واژۀ daimon (روح اهریمنی)؛ دوم غیاب آیگیستوس در بخش اعظم نمایشنامه؛ سوم تصویر یگانهای که آیسخولوس از کلوتمنسترا در هیأت زنی قدرتمند و قدرتطلب، کینهجو، عاشق و حسود به دست داده؛ و چهارم امکانی که آیسخولوس فراهم کرده است تا مخاطب بتواند رخدادهای نمایشنامه را در چارچوب کلیتر حکایتهای اساطیری بازگشت سرداران یونان از تروا بعد از پیروزی بزرگ درک کند. بهاینترتیب درخواهیم یافت چگونه آیسخولوس داستانی کهن را دستمایۀ خلق نمایشنامهای چندوجهی کرده که در پیوند با بافت فرهنگ اساطیری و مذهبی یونان باستان معناهای تازهای پیش میکشد که در بازگفتهای پیشین از آنها اثری نیست و اینگونه از روایت سادۀ پیرنگ خود فراتر میرود، در عین آنکه معناهای سیاسی و اجتماعی تولید میکند، اثرگذار است و نیز یکی از بهیادماندنیترین شخصیتها در تراژدیهای برجامانده از یونان باستان را به صحنه میآورد.