کارکرد دراماتیک مکانیزمهای دفاعی در نمایشنامههای «ملکه زیبایی لینین»، «جمجمهای در کانهمارا» و «غرب غمزده» اثر مارتین مکدونا، با تأکید بر آرای زیگموند و آنا فروید
نویسندگان
1 استادیار گروه تئاتر، دانشکدۀ سینما-تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران .
2 کارشناس ارشد ادبیات نمایشی، دانشکدۀ سینما-تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
doi
10.22034/theater.2024.427619.1028چکیده
بررسیهای روانکاوانۀ آثار روایی، و بهویژه ادبیات نمایشی، اغلب بر تجزیهوتحلیل کنش شخصیتهای این آثار متمرکز است؛ اما این بررسیها اغلب در سطح ظاهری گفتهها و رفتار پرسوناژها محدود میماند. درحالیکه میتوان، انگیزههای پنهان و بهویژه امیال سرکوبشدۀ پرسوناژها را- امری که در روانکاوی فروید مورد توجه قرار میگیرد- علتِ ریشهای گفتهها و رفتار دانست و با بررسی آنها به چگونگی کارکردشان در جهت دراماتیک شدن اثر پی برد. این بررسی، بهویژه در آثاری اهمیت مییابد که بهاصطلاح پرسوناژمحور هستند تا رویدادمحور. مارتین مکدونا، نمایشنامهنویس ایرلندی، توجهی خاص به درونیات و چگونگی بروز عواطف و غرایز شخصیتهایش دارد. شخصیتهایی که در یک برهۀ بحرانی تاریخی، در میان انبوهی از شکستها، ناکامیها و کمبودها زندگی میکنند. به همین دلیل، واکاوی پرسوناژهای این نویسنده میتواند در یافتن کارکردهای دراماتیک درونیات آنها، ثمربخش باشد. در پژوهش حاضر، با استفاده از نظریات زیگموند و آنا فروید دربارۀ مکانیزمهای دفاعی روان، چگونگی تعامل شخصیتهای مکدونا در سه نمایشنامۀ ملکه زیبایی لینین، جمجمهای در کنهمارا و غرب غمزده با تکانههای مخرب درونیشان بررسی شده است. این پژوهش در پی پاسخ این سؤال است که کارکرد مکانیزمهای دفاعی در آثار مکدونا چیست و نویسنده در قالبِ شخصیتپردازی پرسوناژهایش، وضعیت جامعۀ سنتی ایرلند را چگونه ترسیم میکند؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد آشنایی با مکانیزمهای دفاعی، در خلق و تحلیل شخصیتهای نمایشی مؤثر است و در نمایشنامههای مورد بررسی نیز، با استفاده از مکانیزمهای دفاعی (عمدتاً انکار، فرافکنی و توجیه) جامعهای تصویر میشود که بهجای حل مشکلات، آنها را میپوشاند و به همین دلیل هیچ امیدی به رستگاریاش نیست.