خوانش اگزیستانسیالیستی نمایشنامه افول اثر اکبر رادی با تمرکز بر آرای اروین یالوم
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، دانشکده هنر، دانشگاه سوره، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، دانشکده هنر، دانشگاه سوره، تهران، ایران.
3 استادیار، دانشکده هنر، دانشگاه سوره، تهران، ایران.
doi
10.22034/theater.2024.453183.1057چکیده
الگوی روانتحلیلی وجودی، به دغدغهها و مسائل وجودی خصوصاً مسئلۀ تقابلی وجود/عدم وجود با تأکید بر مسئلۀ مرگ میپردازد که درواقع نحوۀ پاسخ به این مسائل وجودی، کنشها، روابط، روایتها، جریانات و طرحوارههای زندگی آدمی را تعیین میکند. روایتها، عناصر نمایشی و الگوهای داستانی از ظرفیتها و مفاهیم وجودی ریشه میگیرند که در بستر خوانش روانتحلیلی وجودی واجد بررسی هستند. به نظر میرسد نمایشنامۀ افول در تمامی سطوح روایتی و عناصر داستانی خود، اساساً درامی اگزیستانسیالیستی است. این مقاله سعی دارد تا با توجه به نظریات فلسفۀ وجودی خصوصاً نظریات روانتحلیلی وجودی و رویکرد اگزیستانسیالیستی اروین یالوم، در اصل روابط اشخاص نمایش، طرح، رویدادها و رخداد اصلی نمایشنامه، کنشها و واکنشهای شخصیتها را مورد واکاوی قرار دهد. سؤال اساسی پژوهشی این است که در نمایشنامۀ افول اثر اکبر رادی، تعارضهای بنیادین وجودی و مسئلۀ وجود / عدم وجود بهعنوان یک ابرروایت، رخداد اصلی و امر واقع، چگونه روابط بین اشخاص داستان، کنشها و واکنشهای آنها، کشمکش درام و طرح و سایر عناصر درام را تحت تأثیر قرار میدهد؟ در مسیر پژوهشی مقاله، فرض این است که تظاهرات وجودی و نحوۀ واکنش به مسائل و بحرانهای وجود، اساسیترین روایت در نمایشنامههای اکبر رادی بهعنوان پدر نمایشنامهنویسی نوین ایران است که این الگوی روایتی در محور نتایج در موقعیتهای داستانی، وضعیتهای نمایشی، روابط شخصیتها، کنشها و واکنشهای جامعۀ نمایشی و کشمکشهای اصلی نمایشنامۀ افول قابل ردیابی است. ازاینرو این مقاله مبتنی بر منابع کتابخانهای، نخست کارکرد مباحث اگزیستانسیالیستی و اصول و زوایای دید و روایتی وجودی را در روابط، کنشها، واکنشها، کشمکشها و بحرانهای اساسی زیستۀ آدمی مطرح میکند، سپس با روش توصیفی _ تحلیلی به خوانش وجودی از نمایشنامۀ افول میپردازد.