بازنگری و کاربست شاخص نیکبختی شهری (CPI) با توجه به ویژگیهای جامعۀ ایران (مطالعۀ موردی: شهرهای بالای 100 هزار نفر منطقۀ شمال غرب کشور)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشیار گروه جغرافیا، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jhgr.2017.60673چکیده
شهر، سازمان اجتماعی مستقر بر پهنهای طبیعی است که ساکنان آن برای برآوردن بهینة نیازهایشان، مناسبات اجتماعی-اقتصادی برقرار میکنند و محیط انسانساختی را برای نیل به توسعه به مفهوم عام بهگشت زندگی برپا میدارند. در فرایند رشد شتابان شهری مشکلاتی بروز میکند که معنای حقیقی توسعه نیست. درنتیجه کارشناسان و برنامهریزان، با شاخصهای مختلف به سنجش توسعةشهری توجه کردهاند. این شاخصها اغلب با ماهیت اقتصادی مطرح شدند، اما بهدلیل کاستیهای تقلیلگرایانة آنها و اهمیتیافتن دیدگاههای پایداری و اجتماعمحور در سنجش توسعه، شاخصهای نوینی مدنظر قرار گرفت. برنامة اسکان بشر سازمان ملل متحد در گزارش سال 2013، شاخص نیکبختی شهری (City Prosperity Index) را معرفی کرد. شهرهای ایران در دهههای اخیر با توسعهای شتابان و ناپایدار مواجه بودند. بهنظر میرسد این مقوله میتواند در تحلیل وضعیت و ارائة اولویتهای مداخله برای رسیدن به توسعة همهجانبه یاریرسان باشد؛ از اینرو، پژوهش حاضر برمبنای شاخص نیکبختی شهری، شاخص بازنگریشدهای با عنوان نیکبختی شهری ایرانی مطرح میکند. در این شاخص، با افزودن بعد سلامت که با ارزشها و نیازهای کنونی جامعة شهری ایران متناسب است، توسعة شهرهای بالای 100 هزار نفر منطقة شمال غرب کشور (سه استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل) سنجیده میشود. برای این منظور، 65 نماگر در 6 بعد نیکبختی شهری ایرانی تدوین شد. سپس سنجش میزان نیکبختی با مدل RALSPI صورت گرفت. براساس یافتههای پژوهش، نابرابری زیادی میان شهرهای منطقة شمال غرب کشور وجود دارد که بهاستثنای تبریز، بقیه در سطح پایینی قرار دارند. در پایان، اولویتهای مداخله در هر شهر برای ارتقای سطح توسعه مشخص شده است.