تحلیل داستانهای رمزی ابن سینا به مثابۀ اثر هنری از دیدگاه جغرافیای هنر
نویسندگان
1 مربی، گروه هنر و معماری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2024.236341.2572چکیده
داستانهای رمزی قسمت مهم و تاثیرگذار تفکر ابنسینا به شمار میآیند. آثاری که به دلیل نحوۀ بیان متفاوت، استفاه از داستان و روایت، کاربرد رمز و ورود عنصر خیال،اثری عمیق بر فلسفه، عرفان و هنر اسلامی در دورههای بعد گذاشتند. این آثار همچنین توسط اندیشمندان و متفکران متعددی مورد تاویل و تفسیر قرار گرفتند. تاویل و تفسیرهایی که هر کدام از نگاهی خاص این آثار را مورد بررسی قرار داده است. اما با وجود توجه و بررسیهای متفاوت در مورد این آثار ، همیشه وجهۀ هنری و داستان بودن آنها مغفول واقع شده است. امری که میتوانست قسمتهای مهمی از تفکر ابنسینا را برای ما مشخص کند و به روشن شدن ابعاد متفاوت اندیشۀ او بیانجامد. طی این مسیر البته منوط به پذیرش داستانهای رمزی به عنوان اثر هنری بوده است امری که تا به امروز به ندرت اتفاق افتاده است. حال سوال اصلی این است که آیا داستانهای رمزی را میتوان اثر هنری در نظر گرفت؟ و اگر پاسخ مثبت است چه دلایلی سبب میشود که این آثار را به عنوان اثر هنری در نظر بگیریم؟ و اگر این آثار اثر هنری باشند چه تاثیری بر شناخت ما از تفکر ابن سینا خواهند گذاشت؟ مسلهای که بنیان اصلی این مقاله را تشکیل میدهد.