بدن بازیگر در کار اسکار شلمر با تمرکز بر مفهوم بدنمندی مرلوپونتی

نویسندگان

1 استادیار گروه تئاتر، دانشکدۀ سینما و تئاتر دانشگاه هنر، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد بازیگری، دانشکدۀ سینما و تئاتر دانشگاه هنر، تهران، ایران.

doi
10.22034/theater.2024.209576
چکیده

می‌توان مطالعات دربارۀ بدن را با دوگانه‌انگاران شروع کرد، دیدگاهی که با مهم‌ترین شارحان آن، یعنی افلاطون و دکارت شناخته شده است. آنها به جدایی جسم و ذهن اعتقاد داشتند. اما در اواخر دهۀ 1960 موریس مرلوپونتی، پدیدارشناس فرانسوی، از دیدگاه پیشین فراتر رفته و انسان را بدن‌مند معرفی می‌کند. مطالعات بدن گسترۀ بی‌نهایتی از حوزۀ بدن را در بر می‌گیرد و برای نمونه تفاوت بدن زنانه و مردانه، بدن‌های شهری و روستایی و بدن‌های فردی و اجتماعی را شامل می‌شود. بدن، ماده‌ای است که در جهان زندگی می‌کند و آداب، ایده و تجربه دارد. هر انسان بدن‌های متفاوتی دارد که می‌شود از آن با عنوان تجربۀ کثرت بدن یاد کرد. او می‌داند در لحظۀ ضرورت، کدام‌یک از این بدن‌ها را احضار و بقیه را فراموش کند. روشن است که بازیگر با بدن خود روی صحنه حاضر می‌شود و شکل حضور این بدن همواره موضوعی مهم در مطالعات متأخر تئاتر بوده است. اسکار شلمر در دهه‌های آغازین سدۀ بیستم به عنوان یکی از چهره‌های مؤثری که پیشنهاد‌های تازه‌ای در حوزۀ اجرا و نیز فیگور و بدن بازیگر ارائه می‌کند حائز اهمیت است. در میان نظریه‌پردازان پدیدارشناسی اگزیستانسیالیستی موریس مرلوپونتی اندیشمندی است که یکی از ایده‌ها‌ی مرکزی او مسئلۀ بدن‌مندی است. به‌زعم او هر فرد به‌واسطۀ جهان از بدن خود آگاه است، همان‌طورکه به‌واسطۀ بدن خود از جهان آگاهی دارد. در این عنوان پژوهشی با تکیه بر آرا مرلوپونتی، بدن پیشنهادی اسکار شلمر با تمرکز بر اجرای بالۀ سه‌تایی و چند اثر تجسمی او بررسی شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که بدن پیشنهادی اسکار شلمر برای بازیگران با توجه به تجربۀ زیستۀ او بدنی است شبیه عروسک‌های کوکی، بدنی مکانیکی و متأثر از احجام هندسی. ایده‌های شلمر محصول هم‌زمان چند جریان و مکتب هنری است که در دهۀ دوم از سدۀ بیست ظهور کردند. او با فاصله گرفتن از ارائۀ تقلیدی یک بدن واقع‌گرا به طرح و توسعۀ بدنی تازه می‌پردازد. این بدن‌ها با بازخوانی ایدۀ مکاتبی چون کوبیسم، فوتوریسم و کانستراکتیویسم قابل‌تشخیص و شناسایی هستند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و روش جمع‌آوری داده‌ها کتابخانه‌ای است.