چهره ژانوسی استعاره تئاتر در تجربه ورزی ها و بیانیه های بین الملل موقعیت گرا وگی دبور
نویسندگان
1 استادیار گروه نظریه و نقد هنر، پژوهشکدة هنر، فرهنگستان هنر، تهران، ایران
doi
10.22034/theater.2024.441458.1038چکیده
استعارة تئاتر یکی از پرکاربردترین و تأثیرگذارترین استعارهها در حوزههای گوناگون دانش بوده است. همچنین این استعاره در حوزة تئاتر در تبیین کردوکارهایی که در فضای بینابینی امر روزمره و امر تئاتری حیات دوزیستی یافتهاند، نقش مهمی بازی کرده و واسطهای میان تئاتر رسمی و تجربهگراییهای شبهتئاتری سدة بیستمی بوده است. این استعاره، بهویژه، در تجربهورزیها و بیانیههای بینالملل موقعیتگرا و عضو اصلی این جریان، گی دبور، حضور چشمگیری داشته و دلالتهای مفهومی پیچیدهای یافته است. بر این اساس، در این مقاله سیمای این استعاره و کارکردهای آن در تجربهگراییها و نظریهورزیهای این جریان توصیف و تحلیل شده است. موضع اصلی این جریان، در امتداد سنت فلسفی مارکسیستی، در مقابل نظام سرمایهداری و نقد این نظام بر پایة رمزگشایی از روالها و تأثیرات آن در چارچوب مفهوم «نمایش» صورتبندی شد. این جریان بیانیههایی را در ضدیت با شیوههای نمایشی سرمایهداری و کردوکارهای تجربهورزانهای را به عنوان بدیلی بر این شیوهها عرضه کرد. استعارة تئاتر در نظریه و عمل موقعیتگرایی وضعیت معمایی را شکل داده است. هرچند موقعیتگرایان تئاتر را به دلیل قرابت آن با نمایش در خدمت به منافع سرمایهداری محکوم کردهاند، تئاتر از نظر آنها هنری حاشیهای نیست، بلکه زمینهای است که در آن عمل و نظریة خود را پیکرهبندی کردند. تئاتر از منظر موقعیتگرایان به شکل مشروطی، هم سرچشمة آزادی و تحقق و هم در شکل کنونی آن، منبع دروغ و توهم بود. استعارة تئاتر در اندیشه و عمل موقعیتگرایان و گی دبور با چهرهای دوگانه ظاهر میشود که هم بر کارکرد اجتماعی مخرب نمایش دلالت دارد و هم واجد ظرفیتهای درونی برای مقاومت در برابر نظام سرمایهداری است. این استعاره در سطحی دیگر بر تکنیک موقعیتگرایانة دخلوتصرف اشاره دارد که از خود تئاتر بر ضد تئاتر بهره گرفته و میخواهد با تغییر تئاتر، آن را به ساخت «موقعیت» در زندگی روزمره (نوعی تئاتر عاری از تئاتر) تبدیل کند.