ریختشناسی رمزها و نمادآواهای بومی در نمایشنامهی «پنجرهای بر بادها» با رویکر انسانشناسی تفسیری
نویسندگان
1 دانشیارگروه نمایش. دانشکده هنر. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
doi
10.22034/theater.2023.415989.1016چکیده
هدف این مقاله بررسی جنبه های نمادین و نشانهای موجود در نمایشنامهی «پنجرهای بر بادها» نوشته فرهاد ناظرزاده کرمانی با رویکرد انسانشناسی تفسیری است. یافته ها نشان میدهد که درامنوشتِ «پنجرهای بر بادها»، از عنوان تا پایانه با آمیزشِ فرهنگِ دو شخصیتِ صنوبر و مظفر در طبیعتِ موهومِ خودساختهی بادآباد، به تشکیل مثلثِ انسانشناسی تفسیری مبتنی بر نظریهی کلیفورد گیرتز به روابط متقابل «انسان»، «فرهنگ» و «طبیعت» بپردازد و آنرا در طبقهی درامنوشتهای معناگرای بومشناخت قرار دهد. مظفر پس از هشت ماه دوری به دیار خود بادآبادِ کرمان، برگشته و تحت تاثیر گزارشهای لوطی انتر بهدست، نسبت به همسر حاملهی خود صنوبر، بدبین میشود. بنابراین، برای حفظ آبروی خود تصمیم به مجازات صنوبر میگیرد و او را با طنابی در دست و فانوسی در دستی دیگر شبانه به بالای تپهای در بیابان میبرد و او را به سنگی که به شکل سر خر در آمده (خرسنگ)، میبندد که مجازات کند و خود با صدای کفتارگونهی هموندان از آنجا دور میشود با این پیش فرض که اگر صنوبر بیگناه است، توسط مطربان شبگرد نجات می یابد و اگر گناهکار است طعمه حیوانات وحشی میشود. نشانهها و معناها در این نمایشنامه بیانگرِ دو وجههی مهم انسانشناسی تفسیری و دیداری است. نویسنده توانسته نمادهایی جدید و مناسب منطقه بسازد. در این نمایشنامه حدود بیست و هفت نماد بومی، قبیلهای، ذهنی، دینی و خیالی وچود دارد که آن را در ردیف نمایشنامههای نمادگرای مردمشناسانه قرار میدهد. هر دو شخصیت این نمایشنامه با زبان هم صحبت میکنند اما زبان ذهن آنها تفاوت دارد. این پژوهش بر اساس روش مطالعات توصیفی تحلیلی و کتابخانهای- اسنادی تهیه شده و به روش تحلیل محتوای کیفی، نیز تجزیه تحلیل گردیده است.