رابطه ی میان بازی دهنده ی عروسک و عروسک -شی بر اساس نظریه ی "قدرت" فوکو

نویسندگان

1 مربی، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران

doi
10.22034/theater.2024.414567.1014
چکیده

میشل فوکو یکی از برجسته‌ترین اندیشمندان قرن بیستم است که مفهوم نوینی از واژۀ قدرت را ارائه داده و از تعاریف رایج آن فاصله می‌گیرد. به باور او قدرت متعلق به طبقۀ خاصی نبوده و کنشی دوطرفه است که در همۀ سطوح جامعه، ارتباطات و مناسبات جریان داشته و همۀ افراد را در هر سطحی درگیر می‌کند. هنر عروسکی از گونه‌های مهم هنر تئاتر به شمار می‌رود که برای درک و ایجاد ارتباط با مخاطب، تمامی تلاش خود را بر پایۀ باورپذیری عنصر بی‌جان خود، یعنی عروسک ـ شیء بنا می‌گذارد؛ به همین دلیل یک نمایشگر عروسکی جهت زنده نشان دادن عروسک ـ شیء در ارتباطی فراتر از تعاریف متداول با یک شیء قرار می‌گیرد و با تغییر ماهیت با استفاده از قوای ذهنی و فیزیکی خود، به آن جان می‌بخشد.در این پژوهش سعی بر آن است تا با بررسی مفهوم قدرت از دیدگاه فوکو به ایجاد این ارتباط میان بازی‌دهندۀ عروسک و عروسک ـ شیء پرداخته شود. همچنین پرسش اصلی این پژوهش این است که بر اساس نظریۀ قدرت فوکو رابطۀ میان عروسک ـ شیء و بازی‌دهندۀ آن چگونه بوده و این مفهوم چه تأثیری بر این رابطه دارد؟مؤلف ابتدا به بررسی مقولۀ قدرت بر اساس نظریۀ فوکو و سپس به ارتباط میان بازی‌دهندۀ عروسک با عروسک ـ شیء پرداخته و در پایان نظریۀ قدرت را با ارتباط میان بازی‌دهندۀ عروسک و عروسک ـ شیء تطبیق می‌دهد. نتایج این پژوهش نشان داد که میان انسان و عروسک ـ شیء به دلیل جان‌بخشی و تظاهر به جاندار بودن آن توسط بازی‌دهنده بر روی صحنه، قدرت سیال موجود در طبقات مختلف اجتماعی تأثیر داشته و هر دو از آن تبعیت می‌کنند، تا جایی که عدم ایجاد تعامل  قدرت و به هم خوردن توازن دوسویۀ آن بین این دو عنصر، می‌تواند عروسک ـ شیء را از هدف اصلی خود دور و قرارداد زنده‌بودن عروسک را در نزد مخاطب برهم زند و عروسک را (در صورت شیء بودن) تبدیل به همان اشیای روزمرۀ مورد استفادۀ انسان کند. این مقاله توصیفی ـ تحلیلی بوده و به صورت کتابخانه‌ای و بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته توسط پژوهشگران حوزۀ جامعه‌شناسی و هنر عروسکی انجام شده است.