ارائه الگوی مقایسه ای: ارتقا کیفیت محیط اطلاعات مالی داخلی شرکت‌های دولتی و غیر دولتی براساس ویژگی‌های مدیریتی (مدل شبکه عصبی مصنوعی با روش رگرسیون)

نویسندگان

1 استادیار، گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 استادیار، گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.30473/gaa.2023.68272.1666
چکیده

موضوع و هدف مقاله: هدف پژوهش حاضر ارائه الگویی بهینه برای ارتقاء کیفیت محیط اطلاعات مالی داخلی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران براساس ویژگی‌های مدیریتی شرکتهای بامالکیت دولتی و غیردولتی به‌کمک تحلیل مقایسه‌ایی مدل شبکه‌عصبی‌مصنوعی با روش رگرسیون بود. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از‌نظر هدف کاربردی و روش مورد استفاده آن، توصیفی از نوع علّی- پس رویدادی بود. برای آزمون فرضیه‌ها نمونه‌ای متشکل از 72 شرکت‌ دولتی و 38 شرکت غیردولتی از سال‌های 1400–1393 انتخاب شد. برای تجزیه‌و‌تحلیل اطلاعات از روش داده‌های پانل و برای آزمون فرضیه‌ اول از آزمون‌ مقایسه میانگین دو جامعه و برای پیش‌بینی ارتقاء کیفیت محیط اطلاعات مالی داخلی از روش رگرسیون خطی چندگانه و شبکه‌های عصبی پرسپترون چندلایه استفاده نمودیم.یافته‌ها: مقایسه این دو معیار نشان داد که علاوه بر تأثیر ویژگی‌های مدیریتی شرکت‌های با مالکیت دولتی و غیردولتی بر ارتقاء کیفیت محیط اطلاعات داخلی، به‌ترتیب در فرضیه 1-2 و 2-2 با میزان ضریب تبیین 67/0 و 75/0 نسبت به روش شبکه عصبی MLP با مقدار R2 47/0 و 50/0 دارای ارجحیت می باشد، اما در فرضیه سوم، تفاوت معنی‌داری بین روش MLP و رگرسیون در ضرایب تعیین مشاهده نگردید. نتایج نشان داد روش رگرسیون به دلیل بیشتر بودن تعداد مشاهدات نسبت به شبکه‌های عصبی در این تحقیق دارای دقّت‌بیشتری در برآورد و تبیین کیفیت محیط اطلاعات داخلی شرکت‌ها می‌باشد. استفاده از شبکه عصبی مصنوعی به عنوان روش جدید در پیش‌بینی و مدل‌سازی شرکت‌های فعال در بازارهای‌مالی و تحلیل مقایسه‌ایی آن با روش رایج رگرسیون، یکی از نوآوری این پژوهش است.