بررسی تطبیقی سطوح عاملیت در «عروسکخانه» ایبسن و «سارا» اثر مهرجویی بر اساس خوانش آلن اسپیت از «پدیدارشناسی روح» هگل
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای رشته فلسفه هنر، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه نمایش، دانشکده سینما تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران
3 دانشیارگروهِ فلسفه، واحدِ تهرانِ شمال، دانشگاهِ آزادِ اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/theater.2023.192051چکیده
آلن اسپیت در کتاب هگل، ادبیات و مسئله عاملیت با بررسی پدیدارشناسی روح سعی دارد سه سطح از عاملیت را به سه ژانر در ادبیات پیوند بزند: تراژدی، کمدی و رمان رمانتیک. بررسی عاملیت کاراکترها در آثار مختلف بهنوعی بررسی میزان تعلق کنشهای آنها به خود آنهاست؛ اینکه تا چه حد آنها خود را در کنشهای خود مییابند. هگل تلویحاً حد اعلای عاملیت را اولاً اجتماعی میداند و ثانیاً با طرح مفهوم بخشایش1 نوع عاملیت مناسب برای زندگی اخلاقی مدرن را که پس از انقلاب کانت، خودآیینی یکی از مؤلفههای مهم آن شده است، ترسیم میکند. اینکه چرا هگل برای شرحِ این سیر، گاهی آشکار و گاهی تلویحی، به آثار روایی ارجاع میدهد، به این خاطر است که هم در عاملیت و هم در روایت آنچه اهمیت اساسی دارد کنش است. در این مقاله ضمن مطرح کردن خوانش اسپیت از پدیدارشناسی روح، عاملیت در عروسکخانه ایبسن و اقتباس سینمایی مهرجویی از آن مورد بررسی قرار میگیرند. در هر دو این آثار، کاراکتر اصلی بعد از تجربه دقیقههای پسنگر و نمایشی، باید برای دقیقهای مهم، یعنی بخشایش آمادگی پیدا کند اما طرف مقابل او نمیتواند به این سطح از عاملیت برسد. البته در نسخۀ مهرجویی بیشتر از نسخۀ اصلی بر جنبۀ آشتیجویانه و متعادل بخشایش تأکید میشود و تصویر آن را مشخصتر و دلپسندتر میسازد.