بررسی آخرین پر سیمرغ براساس نظریهی اضطراب تاثیر هارولد بلوم
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/theater.2023.413602.1013چکیده
به نظر میرسد در بررسی و مطالعه تاریخ ادبیات نمایشی ایران (از زمان آخوندزاده تا امروز)، با بازههایی از زمان روبهرو هستیم که به دلایل سیاسی، اجتماعی، تاریخی، فرهنگی و... گوناگون، نویسندگان گذشته و تاریخ نگریستهاند و این مهم غالباً از طریق اقتباس از آثار ادبی پیشین صورت گرفته است. در تاریخ معاصر، این نوع نگاه دستمایۀ آثار نویسندگانی همچون نغمه ثمینی، علی رفیعی، حسین کیانی، علی نصیریان و محمد چرمشیر قرار گرفته است. در این پژوهش، با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با ابزار اسنادی-کتابخانهای، پس از نگاهی به هارولد بلوم و نظریۀ اضطراب تأثیر، به مطالعۀ آخرین پر سیمرغ نوشته محمد چرمشیر به عنوان اقتباسی از شاهنامه پرداخته شده است. بررسی این متن با تکیه بر نظریۀ اضطراب تأثیر، بدخوانی خلاق و رابطۀ میان چرمشیر و پدر ادبیاش فردوسی پیش برده شده است تا با دست گذاشتن بر بنمایههای این نظریه، متن متأخر در نسبت با متن مبدأ خوانده شود. نتایج این بررسی موردی، نشان از رابطهای ادیپوار میان چرمشیر و فردوسی دارد. چرمشیر برای دستیابی به خلاقیت از نسبتهای تجدید نظری بلوم عبور کرده و با اتخاذ جهت و رویکردی جدید در روایت اساطیر شاهنامه دست به خلق روایتی جدید و از آن خود زده است.