آسیبشناسی برنامه درسی رشته بازیگری در مقطع کارشناسی ارشد در دو دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه هنر تهران بر اساس الگوی فرانسیس کلاین
نویسندگان
1 کارشناسارشد بازیگری، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیار گروه کارگردانی بازیگری، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران .
doi
10.22034/theater.2023.185760چکیده
در این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی و از نوع پیمایشی و دلفی است، که نظر دارد بر اساس الگوی فرانسیس کلاین چه آسیبها و موانعی در آموزش بازیگری در مقطع کارشناسی ارشد وجود دارد و چه راهکارهایی برای ارتقای جایگاه و سطح کمی و کیفی آموزش بازیگری در این رشته پیشنهاد میشود؟ جامعۀ آماری این تحقیق دانشجویانی هستند که در دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه هنر تهران در بازۀ زمانی سالهای 1396 تا 1399 دروس الزامی خود را گذرانده یا فارغالتحصیل شدهاند. تعداد کل این دانشجویان110 نفر است و 50 نفر از اعضای هیئت علمی و استادان مدعو در این دو دانشگاه است. در روش تحقیق، با استفاده از نمونهگیری تصادفی، 60 نفر دانشجو و 12 نفر از استادان، بر اساس جدول مورگان تعیین شدند. برای جمعآوری اطلاعات و دادهها از پرسشنامۀ محقق استفاده شده است. برای تعیین روایی، پرسشنامه در اختیار استادان و دانشجویان قرار گرفته و پس از بررسی و با حذف سؤالات تکراری، پرسشنامۀ نهایی با 65 سؤال برای دانشجویان و 63 سؤال برای استادان به وسیلۀ آزمون پنجگزینهای در مقیاس لیکرت، تهیه شد. برای تعیین پایایی آزمون، از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. برای روش آماری در این پژوهش، آمار توصیفی و آمار استنباطی t برای دو گروه مستقل، و آزمون فریدمن برای مقایسۀ رتبۀ میانگین استفاده شده و برای محاسبۀ دقیق دادههای آماری نرمافزار spss به کار رفته است. فرضیۀ اصلی در این مقاله آن است که دیدگاه استادان و دانشجویان در مورد کیفیت درونی برنامۀ درسی با توجه به عناصر ذکر شده تفاوت وجود دارد. نتایج نشان میدهد که با توجه به بازنگریهای دقیق برنامههای درسی و آموزشی و با ارتقای محتوای برنامههای درسی و تحقق اهداف و نیروی متخصص میتوان سطح کیفی آموزش را در این رشته ارتقا بخشید.