از «آلسِست»ِ اوریپید تا «فرود»ِ فردوسی: تحلیلی مبتنی بر گفتمانِ قدرتِ فوکو در اپیستمهی یونانی - ایرانی
نویسندگان
1 دانشجو دکترای پژوهشمحور، گروه فلسفۀ هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
doi
10.22034/theater.2023.411410.1000چکیده
پژوهش حاضر بنا دارد با مطالعۀ تطبیقی نمایشنامۀ آلسست نوشتۀ اوریپید و داستان فرود در شاهنامۀ فردوسی، سویههای مشترک و تمایز نظام دانایی در این دو اثر را تحلیل کند. همچنین به نظر میرسد یافتههای برآمده از این تحقیق را بتوان به تحلیل (استقرای) گفتمان غالب قدرت در ساختار معنایی حاکم بر دوران شکوفایی یونان کلاسیک و نیز فرهنگ ایرانی-اسلامی قرن چهارم هجری تعمیم داد. چارچوب نظری مبحثهای ارائهشده برگرفته از اندیشههای میشل فوکو، فیلسوف متأخر فرانسوی و مفهومهایی همانند اپیستمه و گفتمان قدرت نزد او خواهد بود. روش ارزیابی این پژوهش نیز توصیفی- تحلیلی بوده و بر همین مبنا دادههای لازم برای سنجشِ نمونهها به شیوهای کتابخانهای و با ابزار تحلیل گفتمان به دست خواهند آمد. شواهد برآمده از این مطالعۀ تطبیقی گویای این واقعیتاند که با وجود مؤلفههای مشابه در نظام دانایی هر دو اثر، در هر دو ساحت خدایگانی و انسانی نسبت به مفهومهای «تقدیر»، «مرگ»، «عشق» و «خردورزی»، نقطۀ تمایز بنیادین آنها در تبیین گفتمان قدرت، به نوع رویکردشان در پذیرش یا رد قدرت متعالی خدا یا خدایان بازمیگردد. به زبانی دیگر، با وجود تأکید بر جایگاه «تقدیر» و «مرگ» در بطن داستان فرود، جانمایۀ نمایشنامۀ آلسست، رد تمام آن گفتمان قدرتِ سنتی پیش از خود است. در این اثر فردی بر سریر قدرت خواهد نشست که از سوی گفتمان انسانیِ قدرت تأیید شود.