واکاوی تجربه زیسته استادان زبان آلمانی در بهرهگیری از ابزارهای مشارکتگرا در آموزش برخط و حضوری
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات آلمانی، دانشکده زبانها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات آلمانی، دانشکده زبانها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 گروه علوم اجتماعی، دانشکده پلیس، دانشگاه مدیریت عمومی نورد راین-وستفالیه، نورد راین-وستفالیه، آلمان
4 گروه زبان و ادبیات آلمانی، دانشکده زبانها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
5 گروه زبان و ادبیات آلمانی، دانشکده زبانها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2025.11833.3218چکیده
پیشینه و اهداف: با رشد سریع فناوریهای دیجیتال و تأثیر پاندمی کرونا بر آموزش حضوری، ابزارهای مشارکتگرا بهعنوان یکی از روشهای نوین برای بهبود تعاملات آموزشی در آموزشعالی مورد توجه قرار گرفتهاند. این ابزارها امکان یادگیری فعال، افزایش مشارکت دانشجویان، تسهیل ارتباطات و انعطافپذیری در آموزش را فراهم میکنند. بااینحال، چالشهایی نظیر موانع فنی، ضعف زیرساختهای ارتباطی، کاهش تعاملات انسانی و دشواری نظارت بر یادگیری دانشجویان همچنان بهعنوان دغدغههای اصلی باقی ماندهاند. تاکنون پژوهشهای اندکی به بررسی تجربۀ زیستی استادان در استفاده از این ابزارها پرداختهاند. هدف این پژوهش، بررسی تجربۀ استادان زبان آلمانی در دانشگاههای ایران و آلمان از ابزارهای مشارکتگرا، شناسایی مزایا و معایب آنها، تحلیل چالشهای موجود، ارائۀ راهکارهای بهینه، بررسی تأثیر این ابزارها بر برنامۀ درسی و توسعۀ دانش حرفهای است. این مطالعه همچنین به مقایسۀ دیدگاههای استادان ایرانی و آلمانی دربارۀ فرصتها و محدودیتهای استفاده از این فناوریها پرداخته است.روشها: این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته برای استادان ایرانی و پرسشنامههای باز برای استادان آلمانی گردآوری شد. جامعۀ پژوهش شامل ۱۳ استاد دانشگاه (۶ استاد آلمانی و ۷ استاد ایرانی) بود که بهصورت هدفمند و براساس معیارهایی مانند حداقل سه سال سابقۀ تدریس و تجربۀ استفاده از ابزارهای مشارکتی انتخاب شدند. دادهها با روش نمونهگیری گلولهبرفی گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمون و نرمافزار MAXQDA 2022 بررسی شد. در فرایند تحلیل، ۸۹۲ کد اولیه شناسایی شد که در قالب چهار طبقۀ اصلی شامل استفاده از ابزارهای مشارکتگرا در تدریس، توسعۀ دانش حرفهای استادان، تدوین و بهروزرسانی برنامۀ درسی و مقایسۀ ایران و آلمان سازماندهی شد. برای افزایش اعتبار پژوهش، از تکنیک بازبینی مشارکتکنندگان، همسنجی با منابع پژوهشی و تحلیلهای همزمان استفاده شد.یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد که استفاده از ابزارهای مشارکتگرا، مزایایی همچون افزایش تعامل و همکاری دانشجویان، بهبود کیفیت آموزش، تسهیل ارزیابیهای آموزشی، انعطافپذیری در تدریس، صرفهجویی در زمان و هزینه و بهبود سازماندهی محتوای درسی را به همراه دارد. بااینحال، معایبی نیز گزارش شد که شامل کاهش تعامل چهرهبهچهره، دشواری نظارت بر میزان یادگیری دانشجویان، معتبرنبودن برخی ارزیابیهای برخط، افزایش بارکاری استادان و خستگی ناشی از تدریس مجازی بود. همچنین، چالشهای متعددی در استفاده از این ابزارها شناسایی شد که در پنج دسته چالشهای فنی و زیرساختی، چالشهای مشارکت و تعامل، چالشهای انسانی و روانی، چالشهای آموزشی و تدریسی و چالشهای مدیریتی و سازمانی طبقهبندی شدند. برخی از مهمترین این چالشها عبارتاند از: ناپایداری اینترنت، عدم آشنایی کافی برخی استادان با فناوریهای دیجیتال، کاهش ارتباطات غیرکلامی، عدم همراهی دانشگاهها در تأمین زیرساختهای موردنیاز و دشواری ارزیابیهای دقیق در محیطهای برخط.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که برای بهرهگیری بهینه از ابزارهای مشارکتگرا، باید برنامههای آموزشی هدفمندی برای توسعۀ مهارتهای دیجیتال استادان طراحی شود. بهبود زیرساختهای فناورانه، برگزاری دورههای ضمنخدمت، تدوین برنامههای درسی منعطف و استفاده از روشهای ترکیبی (حضوری و برخط)، از جمله اقدامات کلیدی برای ارتقای کیفیت آموزش مجازی است. همچنین، بررسیهای تطبیقی بین ایران و آلمان نشان داد که استادان ایرانی مهارت بیشتری در استفاده از ابزارهای دیجیتال دارند؛ اما با چالشهای بیشتری در زیرساختهای فنی مواجهاند، درحالیکه استادان آلمانی بر حمایتهای سازمانی و مدیریت یکپارچۀ فناوریهای آموزشی تأکید بیشتری داشتند. در نهایت، یافتههای این پژوهش نشان میدهد که همکاریهای بینالمللی، بهویژه بین دانشگاههای ایران و آلمان، میتواند به تبادل تجربیات، توسعۀ روشهای تدریس نوآورانه و بهبود آموزش برخط کمک کند. ازاینرو، پیشنهاد میشود سیاستگذاران آموزشی و دانشگاهها برای کاهش چالشهای شناساییشده، سرمایهگذاری بیشتری در زیرساختها، طراحی برنامههای آموزشی پیشرفته و حمایت از استادان در استفاده از فناوریهای جدید انجام دهند.